فلسفه اشک صفحه 40

صفحه 40

چه دل است این دل من؟

در مزاری که زنی ناله کند

در عزای پسرش

با یتیمی که کند گریه به سوگ پدرش

جانم آید به خروش

ور ببینم پَر خونین کبوتر را

یا یکی بچه گنجشک که بشکسته پرش

دل من می شکند

که به حسرت کند از شیشه اشک

به عروسک نگه گاه به گاه

وز دل تنگ کند ناله و آه

دل من می شکند

چه کنم؟

دلم از سنگ که نیست.

گریه در خلوت دل، ننگ که نیست.

ناله پیر زنی غمزده و دست تهی

که ندارد نفسی

ضجه مرغ اسیر

که کند ناله به کُنج قفسی.

هِق هِِق مرد غریبی که بلا دیده بسی

حالت دختر زشتی که ز شرم

رو ندارد به کسی

دل من می شکند

هر کجا در نگه تازه نهالانی خُرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه