فلسفه اشک صفحه 41

صفحه 41

از ستیز پدر و مادر خشم آلود

می وزد بوی «طلاق»

وز پراکندگی عائله ای برخیزد

در سرابانگ فراق

دل من می شکند

چه کنم؟

دلم از سنگ که نیست.

گریه در خلوت دل، ننگ که نیست.

آن زمانی که به دنبال شهید

مادر داغ به دل

سینه می کوبد و می نالد و می گرید زار

همچنان ابر بهار

یا زمانی که نشیند اشک بار

به سر سنگ مزار

وبه فریاد، کند نام پسر را تکرار

دل من می شکند

چه کنم؟

دلم از سنگ که نیست.

گریه در خلوت دل، ننگ که نیست.

چه دل است این دل من؟

دلم از ناله مرغان چمن می شکند

زخیال «غم مردم» دل من می شکند.

دلم از داغ «شهیدان» وطن می شکند.

چه کنم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه