فلسفه اشک صفحه 49

صفحه 49

و به هرجا سرک می کشد؛ به گذشته، به آینده، به ممکن، به ناممکن و از سویی دربندترین مخلوق است. همین دل اگر عاشق شد، اسیر می شود. اگر دل، اسیر چیزی و کسی شد و نتوانست خود را رها کند، عشق پدید آمده است. وقتی دل شیفته کسی شد، از اغیار بریده و از همه چیز می گذرد. تعبیر دل داده و دل برده در مقام عشق، بسیار تعبیر به جایی است. عاشق، دلش را به معشوق می دهد و معشوق، دل عاشق را ربوده و به بند می کشد. عارفان عشق را دو نوع می دانند: عشق زمینی و عشق آسمانی. عشق زمینی، عشق جسمانی و شهوانی است که بین مرد و زن برقرار می شود؛ اما عشق آسمانی یا عشق روحانی، عشق انسان به خدای هستی است. در تعریف و تقسیم عشق گفته اند:

العشق هوا الافراط فی المحبه.... فالمذموم هو العشق الجسمانی والحیوانی والشهوانی والممدوح هو الروحانی الانسانی والنفسانی والاوّل یزول ویفنی بمجرد الوصل والاتّصال والثانی یبقی ویستمر ابدالاباد علی کل حال؛(1) عشق افراط در محبت است. عشق مذموم عشق جسمانی، حیوانی و شهوانی است و عشق پسندیده، عشق روحانی و انسانی و نفسانی است. عشق جسمانی به مجرد وصال از بین می رود و نابود می شود و عشق روحانی تا ابد جاودان و در هر حال باقی است.

عارفان از عشق بسیار سخن گفته اند و عشق روحانی را اساس هستی و هستی را مدیون عشق می دانند.

حافظ می گوید:

طفیل هستی و عشقند آدمی و پری

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

گریه عشق از لحظات سوزوگداز عاشقان و عارفان و حالتی است که عاشقان بسیار به آن می نازند.


1- (1) بحار، ج 67، ص 353.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه