فلسفه اشک صفحه 58

صفحه 58

آخِرَ الزُّمَرِ وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً

إِلَی آخِرِ السُّورَه فَبَکَی القَومُ جَمِیعاً إِلَّا شَابّاً فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَد تَبَاکَیتُ فَمَا قَطَرَت عَینِی قَالَ إِنِّی مُعِیدٌ عَلَیکُم فَمَن تَبَاکَی فَلَهُ الجَنَّه قَالَ فَأَعَادَ عَلَیهِم فَبَکَی القَومُ وَتَبَاکَی الفَتَی فَدَخَلُوا الجَنَّه جَمِیعاً؛ (1) رسول خدا صلی الله علیه و آله جوانی از مردم مدینه را دید و فرمود: من برای شما قرآن می خوانم، هر کدام از شما را که گریه گرفت، پاداش او بهشت است. رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه آخر سوره زمر را قرائت کرد: وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً... همه گریه کردند؛ مگر یک جوان. وی به رسول خدا گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله! من کوشش کردم که گریه کنم اما چشم من پراشک نشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من دوباره برای شما می خوانم؛ هر کس که خود را به شکل گریه کننده در آورد، پاداش او بهشت است. پس دوباره قرائت فرمود، همه گریه کردند و آن جوان هم خود را به شکل گریه کننده در آورد و همه مستحق دخول در بهشت شدند».

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است:

«مَا مِن شَیءٍ إِلَّا وَلَهُ کَیلٌ وَوَزنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ فَإِنَّ القَطرَه تُطفِئُ بِحَاراً مِن نَارٍ فَإِذَا اغرَورَقَتِ العَینُ بِمَائِهَا لَم یَرهَق وَجهاً قَتَرٌ وَلَا ذِلَّه فَإِذَا فَاضَت حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَی النَّارِ وَلَو أَنَّ بَاکِیاً بَکَی فِی أُمَّه لَرُحِمُوا؛(2) هر چیزی اندازه و وزنی دارد، (یعنی ارزشش به تناسب اندازه و وزن آن است) مگر گریه، که یک قطره از گریه، دریایی از آتش را خاموش می کند. وقتی چشمی پراشک می گردد، صورت را غبار اندوه و ذلت نمی گیرد و وقتی اشکش را جاری می کند، خداوند آن را بر آتش حرام می کند. اگر کسی برای امتی گریه کند، به آن امت هم رحم می شود».


1- (1) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، ص 219.
2- (2) کلینی، کافی، ج 2، ص 481.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه