سیاهپوشی در سوگ ائمه نور علیهم السلام (ریشه های تاریخی، مبانی فقهی) صفحه 115

صفحه 115

ب - سیاهپوشی زنان بنی هاشم و قریش در شام

علامه مجلسی(1) و محدث نوری(2) به نقل از «منتخب» فخرالدین طریحی(3) صاحب مجمع البحرین) و دیگر علما در دیگر کتب، ضمن نقل خوابی عجیب و عبرت انگیز از همسر یزید (که ندامت سخت آن ملعون را از جنایات خویش در کربلا، به دنبال داشته است)(4) نوشته اند که فردای آن شب «زمانی که صبح شد یزید اسرای اهل بیت را خواست و به آنان گفت: چه چیز را بیشتر دوست دارید؟ ماندن نزد من، یا بازگشت به مدینه را؟ و افزود که شما هدیه و جایزه ای گرانبها نزد من دارید. آنان گفتند ما پیش از هرچیز دوست داریم بر حسین گریه و زاری کنیم. گفت: هرچه می خواهید انجام دهید. سپس حجره ها و خانه هایی را در دمشق برای ایشان مهیّا ساخت و لَمْ تَبْقَ هاشمیّهٌ و لا قرشیّهٌ الاّ و لَبِسَتِ السّوادَ عَلَی الحسین یعنی


1- بحار الانوار، همان، 45/ 196.
2- مستدرک الوسائل، محدث نوری، همان، 3/ 327.
3- المنتخب، طریحی، همان، 2/ 482.
4- هند، همسر یزید، می گوید: در عالم خواب دیدم دری از آسمان باز شده و فرشتگان، گروه گروه، به سوی سر [بریدۀ امام] حسین فرود می آیند و می گویند: السلام علیک یا ابا عبد الله، السلام علیک یابن رسول الله. در حال تماشای این صحنه بودم که دیدم ابری از آسمان فرود آمد و در آن مردان بسیاری بودند و در میان آنان مردی سپید روی و ماهرخسار بود که شتابان به سوی سربریده دوید و خود را بر روی دندانهای [امام] حسین افکند و در حالیکه آنها را می بوسید می گفت: ای فرزندم، تو را کشتند... و از آشامیدن آب منعت کردند. ای فرزندم، من جدّ تو رسول الله هستم و این پدرت علی مرتضی، و این برادرت حسن واین.. هند می گوید: ناراحت و نگران از خواب بیدار شدم و ناگهان چشمم به نوری افتاد که از سر بریدۀ [امام] حسین تُتُق می کشید. با مشاهدۀ این صحنه به جستجوی یزید برخاستم و او را در اتاقی تاریک یافتم که محزون و غمگین می گفت: مرا چه به کار حسین؟ خواب خویش را برای او نقل کردم و او سرش را به زیر افکنده بود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه