- مقدمه 1
- امویان و اسلام 1
- چکیده 1
- پیش بینی فتنه امویان 2
- چگونگی انتقال خلافت به امویان 2
- ترویج فرهنگ جبر و سکوت و تسلیم 3
- دست گیری و کشتن چهره های درخشان و انقلابی 3
- اشاره 3
- رفتارهای اسلام ستیزانه امویان 3
- محروم کردن شیعیان از حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی 4
- احیای ضد ارزش های دوران جاهلی 4
- اجبار مردم به بیعت با یزید و موروثی کردن خلافت 4
- موضع گیری امام حسین در برابر امویان 4
- نتیجه 5
چکیده
در بررسی تاریخ نهضت عاشورا و علل بروز این حادثه هرگز نمی توان نقش امویان را در بر افروختن و پیدایش این روی داد غم بار جهان اسلام نادیده گرفت. حیات سیاسی و فکری امویان به خوبی گویای آن است که این حزب پیش و پس از ظهور اسلام از زاویه و نگاه خاص سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خود با پدیده ها روبه رو می شده است. تاریخ نگاران بینش های خاص امویان را درباره اجتماع و رویدادهای آن به ما گزارش نمودند.تحقیق حاضر تلاشی است در شناسایی این مطلب که حزب اموی پس از قوت گرفتن اسلام با فتنه ای تدریجی و خزنده، در ستیز جدی با اسلام قرار گرفت. این ستیز در دوران امامت امام حسین(ع) و حکومت معاویه و فرزندش یزید به اوج خود رسید و تنها خون و شهادت امام حسین بود که توانست فتنه تاریک و ناپیدای امویان را در زدودن اسلام،برای مسلمانان آشکار سازد.
مقدمه
قال علی (ع): «... ألا و إن اخوف الفتن عندی علیکم فتنه بنی اُمیه فإنها فتنه عمیاء مظلمه؛هشیار باشید؛ از دیدگاه من هول انگیزترین فتنه ها علیه شما فتنه امویان است؛فتنه ای کور و تاریک».«اُمویان» و یا «بنی امیه» سلسله ای از نسل «امیه بن عبد شمس» قرشی هستند که پس از خلفای راشدین بین سال های 40 تا 132 هجری قمری برابر با 660 تا 750 میلادی زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند. نخستین خلیفه چهارده گانه اموی،معاویه بن ابی سفیان و آخرین آنان مروان دوم بود. حکومت امویان به دست ابومسلم خراسانی منقرض گردید.بنی امیه و بنی هاشم دو تیره شناخته شده قریش اند. تاریخ نگاران رقابت و درگیری دو تیره اموی و هاشمی را ریشه ای و
طولانی می دانند و برخی نیز بر این باورند که ادامه درگیری های این دو تیره پس از ظهور اسلام نیز به حوادثی که پیش از اسلام بین این دو تیره اتفاق افتاده، پیوند دارد. از آن جا که محور بررسی نوشتار حاضر دوره ای از حکومت امویان است که با امامت امام حسین (ع) مصادف بوده است، بنابراین، بحث به طور عمده بر محور روی دادهایی خواهد بود که در نیمه دوم زمام داری معاویه و حکومت یزید روی داده است. لیکن زمینه های بروز این حوادث را باید در سال های پیش از آن جست و جو کرد. بدین منظور در پی گیری بحث نخست به روحیات حاکم بر تیره اموی پیش و پس از اسلام اشاره نموده و آن گاه به چگونگی انتقال قدرت به امویان خواهیم پرداخت.
امویان و اسلام
مقریزی متوفای سال 845 ه. صاحب کتاب «النزاع و التخاصم بین بنی هاشم و بنی امیه» رقابت بین بنی هاشم و بنی امیه را در دو بیت زیر خلاصه می کند:عبد شمس قد اضرمت لبنی هاشم حربا یشیب منها الولیدفابن حرب للمصطفی، و ابن هند لعلی، و للحسین یزیدبنا به نقل برخی از نویسندگان بدترین قبایل عرب و مبغوض ترین مردم نزد پیامبر (ص) بنی امیه بودند. از ابن مسعود نقل شده که می گفت: هر دینی آفتی دارد و آفت دین اسلام بنی امیه است و از علی (ع) نیز آورده اند که فرمود: هر امتی آفتی دارد و آفت امت اسلام بنی امیه اند.بنی امیه مردمانی متکبر، طبعی پست و زراندوزانه داشتند و به قول جاحظ «پیشینه ای به یاد ماندنی و ستودنی از امویان در دست نیست، آنچه از آنان نقل شده به زیان مردم بوده است». این مطلب در تاریخ اسلام
پذیرفته است که پس از ظهور اسلام و آغاز دعوت پیامبر (ص) این خاندان اموی بودند که مبارزه با پیامبر (ص) و برخورد با مسلمانان را در پیش گرفتند و سرشت آنان به دلایلی چند اجازه نمی داد که راه آشتی برگزینند:اوّلا: دین اسلام با طمع ورزی ها و برنامه های اقتصادی امویان سازگار نبود. نظام اقتصادی اسلام نظامی مبتنی بر اقتصاد هدف مند و بالا بردن سطح زندگی همگانی و تشویق به کسب و کار است. احتکار، ربا، دارایی ناروا در اسلام مردود دانسته شد و این درحالی است که امویان از این طرق در مکه به ثروت رسیده بودند و طبیعی بود که برای برداشتن موانع سر راه منفعت طلبی های خود، با اسلام به ستیز پردازند.ثانیاً:اسلام با ندای برابری، امتیازات طبقاتی را برداشته و ملاک برتری را بر تقوا و عمل شایسته بنیان نهاده است. چنین نگرشی با خوی جاهلی و مبتنی بر تفاوت، تمایز و تفاخر ناسازگار است. امویان و دیگر بزرگان قریش سخت از این نگاه برابر در اسلام خشمناک بودند. توجه بردگان و مستضعفان شیفته عدالت به دین اسلام، و این که آنان هرگونه شکنجه قریشیان را به جان می خریدند تا با ایمان خود بر فراز قله های شرافت و عظمت قرار گیرند بر خشم آنان می افزود. امتیاز بر اساس ایمان و تقوا بر امویان سخت گران می آمد و وادارشان می نمود تا با پیامبر(ص) و تازه مسلمانان سر ستیز در پیش گیرند.تاریخ نگاران رفتارهای ناشایست و اهانت آمیز برخی از خاندان اموی را نسبت به پیامبر (ص) و ایذای آن حضرت نقل کرده اند. حکم بن ابی العاص پشت سر آن حضرت به راه می افتاد و اسائه ادب می کرد. عقبه
بن ابی معیط درِ خانه پیامبر را آلوده می کرد و هموبر صورت پیامبر خدو انداخت. ام جمیل - زن ابو لهب و خواهر ابو سفیان- که در قرآن «حماله الحطب» معرفی شده است، بر سر راه پیامبر که به نماز می رفت، خار می گستراند.هند زن ابو سفیان بیشترین کینه و عداوت را درباره پیامبر (ص) اعمال می کرد وهمو بود که در جنگ احد جگر حمزه را به دندان گرفت و بدن وی را به وضع دل خراشی مثله نمود. ابوسفیان سر سلسله سفیانی خاندان اموی به مدت بیست سال، مبارزه با اسلام و پیامبر را رهبری می کرد و زمانی که پیامبر(ص) به مدینه مهاجرت نمود،جنگ های علیه آن حضرت را هدایت می کرد. کمتر جنگی علیه اسلام بود که ابو سفیان در گردآوری اموال و افراد قبایل سهیم نبوده باشد.به سال هفتم هجری مکه فتح شد و قبایل فراوانی اسلام اختیار نمودند. امویان که با قدرت اسلام مواجه شدند، چاره ای جز تسلیم یا مرگ نداشتند، آنان نیز اسلام آوردگانی بودند که چون شمشیر مسلمانان را بر سر خود دیدند تسلیم شدند. در همین فتح بزرگ بودکه ابو سفیان، به رژه سربازان مسلمان نگاه می کرد و به عباس بن عبدالطلب گفت:«امروز پادشاهی برادرزاده ات گسترده شد». عباس در پاسخ وی گفت: «این نبوت است».روزی در جنگ حنین دید، مسلمانان شکست خورده می گریزند، به استهزا گفت: «گمان ندارم تا رسیدن به دریا توقف کنند!» و نیز گویند در جنگ های شام هر گاه رومیان غلبه می یافتند، می گفت: «إیه یا بنی الاصفر؛ بشتابید ای رومیان» و هر گاه عقب می نشستند،می گفت: «ویل لبنی الاصفر».روزی در مسجد به دیده تعجب به پیامبر (ص) می نگریست و با خود می گفت:«کاش می دانستم چگونه بر