زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام جلد 1 صفحه 229

صفحه 229

-1

استغفار پیامبر صلّی اللّه علیه و آله برای اهل بقیع

هنگامی که بیماری بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله دست یافت، از مفارقت این زندگی مطمئن شد و علاقه مند گردید که برای وداع با مقابر مسلمین برود و برای آنها طلب مغفرت نماید، پس در تاریکی شب، «ابو مویهبه» را احضار کرد و هنگامی که نزد آن حضرت حاضر شد، به او دستور داد تا همراه وی به بقیع برود و به او فرمود: «دستور داده شدم تا برای اهل بقیع استغفار کنم و لذا تو را خواستم تا همراه من بیایی».


(2) پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به راه افتاد تا اینکه به بقیع غرقد رسید، پس بر اموات سلام کرد و به آنان فرمود: «سلام بر شما ای اهل قبور! گوارایتان باد آنچه در آن قرار گرفته اید از آنچه مردم در آن واقع شده اند، فتنه ها همچون پاره های شب تاریک آمده اند که آخر آنها به دنبال اولشان می باشد و آخری از اوّلی بدتر است ...».
(3) پیامبر صلّی اللّه علیه و آله از ما ورای غیب دریافت که امتش به چه حالتی از دگرگونی و عقبگرد دچار می شود و به چگونه انحرافی در دین و عقیده گرفتار می شود و با چه امواج هراسناکی از فتنه ها و گمراهی مواجه خواهد شد که او را به نادانیهای عمیقی در این زندگی سوق می دهد.
(4) آنگاه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به «ابو مویهبه» روی کرد و به او فرمود: «ای ابو مویهبه! کلیدهای

خزانه های دنیا و جاوید ماندن در آنها و سپس بهشت به من داده شده است و میان آنها و میان دیدار پروردگارم و بهشت، مخیّر گشتم».

«ابو مویهبه» در شگفت شد و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد! کلیدهای خزانه های دنیا و جاویدانی در آن و سپس بهشت را بردار.

حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «نه، به خدا! دیدار پروردگارم و بهشت را انتخاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه