زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام جلد 1 صفحه 347

صفحه 347

(2) مورخان می گویند: عمر به حضرت امام حسین علیه السّلام بسیار توجه داشت و از او خواسته بود که هرگاه مطلبی برای او پیش آید به نزد وی برود. روزی به سوی وی رفت و او را در جلسه ای محرمانه با معاویه یافت و پسرش عبد اللّه را دید و از وی اجازه خواست، ولی به او اجازه ای داده نشد، پس همراه وی بازگشت. روز بعد، عمر آن حضرت را دید و به او گفت: «ای حسین! چه چیزی مانع شد که نزد من نیایی».

امام فرمود: «من آمدم در حالی که تو با معاویه به جلسه محرمانه نشسته بودی، پس همراه ابن عمر بازگشتم».

عمر گفت: «تو از ابن عمر شایسته تر بودی؛ زیرا آنچه را بر سر ما می بینی، خداوند و پس از او شما بر سر ما قرار داده اید «1»».


(3) سیاست وی اقتضا داشت که با حسن و حسین علیهما السّلام دو سبط پیامبر صلّی اللّه علیه و آله با تکریم فراوان برخورد نماید، پس برای آنها سهمی از غنایم مسلمین قرار داد.

روزی جامه هایی از بافت رنگ آمیزی شده یمن به وی رسید و آنها را تقسیم کرد و آن دو را فراموش نمود. پس به عامل خود در یمن نوشت که دو جامه برایش

بفرستد و او برایش فرستاد و آنها را بر آن دو پوشانید.

عمر، عطای آنها را مانند پدرشان قرار داده و آنها را به قسمت اهل بدر که


______________________________
(1) همان. ابن عساکر، ترجمه امام الحسین، ص 200- 201.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه