زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام جلد 1 صفحه 458

صفحه 458

کرد و گفت: «اگر کشتن او را می خواهی، وی را کشته ای پس گوشتش را می خواهی چه کنی که او را سر می بری؟» و او از وی خجالت کشید و او را رها کرد و مردم به سوی عثمان پیش رفتند و بر بام خانه راه یافتند و کسی نزد او نبود، زیرا دلها از او رمیده و جانها از وی متنفر شده بودند. او را با سنگ زدند و فریاد کشیدند: «ما تو را با سنگ نمی زنیم، خداوند تو را می زند».

عثمان به آنان پاسخ داد: اگر خداوند مرا می زد، از من به خطا نمی رفت.


(1) بعضی از امویان نزد او جمع شده، از وی دفاع می کردند و جنگ سختی میان آنان و انقلابیون روی داد،

در حالی که «خالد بن عقبه بن ابی معیط» از صحنه نبرد گریخته بود. «عبد الرحمن بن سیحان» درباره او می گوید:

یلوموننی فی الدار ان غبت عنهم و قد فر عنهم خالد و هو دارع «مرا در مورد یوم الدار ملامت می کنند که همراهشان نبوده ام، در حالی که خالد زره بر تن داشت از نزد آنها گریخته بود».

از یاران عثمان، «زیاد بن نعیم فهری، مغیره بن اخنس، نیار بن عبد اللّه اسلمی» و دیگران کشته شده بودند.

-2

حمله به عثمان

پس از اینکه بنی امیه و خاندان ابی معیط از نزد عثمان فرار کردند، انقلابیون او را محاصره کرده و جمعی از مسلمین بر او یورش بردند که در پیشاپیش آنان، «محمد بن ابو بکر» بود. او با دست خود، ریش او را گرفت و به او گفت: «ای نعثل! خداوند تو را رسوا ساخت».

- من نعثل نیستم، بلکه بنده خدا و امیر مؤمنان هستم!- «معاویه و فلان و فلان، چه سودی به تو رساندند؟».

- ای برادرزاده ام! ریش مرا رها کن، زیرا پدرت آنچه را گرفته ای به دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه