زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 310

صفحه 310

گریه هایش وقت خاصی را قرار دهد؛ زیرا آنها آرام و قرار ندارند.


(1) امیر مؤمنان علیه السّلام با آن حضرت سخن گفت و وی، او را اجابت نمود و هنگام روز به خارج مدینه می رفت و دو فرزندش حسن و حسین علیهما السّلام را با خود می برد و زیر درختی از درختان می نشست و در سایه آن، بر پدر خویش در طول روز می گریست و هرگاه غروب آفتاب نزدیک می شد، حسنین به همراه پدرشان در پیشاپیش وی حرکت می کردند و او به خانه خود بازمی گشت آنجا که اندوه و رنج سایه افکنده بود. آن قوم، به سوی آن درخت شتافتند و آن را قطع کردند و آن حضرت در گرمای آفتاب می نشست و بر پدر می گریست تا اینکه امیر المؤمنین علیه السّلام برای آن خانه ای ساخت و آن را «بیت الاحزان» نامید تا نشانی از رنج آن حضرت در طول زمان باقی بماند. به حضرت قائم آل محمد صلّی اللّه علیه و آله منسوب است که در مورد آن فرمود:

ام

ترانی اتخذت لا و علاهابعد بیت الاحزان بیت سرور «آیا مرا می بینی، نه، سوگند به عظمتش که بعد از بیت الاحزان، خانه شادی گزیده باشم؟» (2) محبوب دل رسول خدا، روز را در آن خانه اندوهناک به سر می برد و با پدر، راز و نیاز می گفت و با تلخی و رنج بسیار بر او می گریست و چون شب فرا می رسید، علی علیه السّلام می رفت و او را همراه با دو فرزندش حسن و حسین به خانه بازمی گرداند.


(3) اندوه جانکاه بر پاره تن پیامبر و گل او اثر کرد تا آنجا که بیماریها وی را رنجور ساختند و وی را بستری کردند. آن حضرت، دیگر نمی توانست از جای برخیزد و بر پای خود بایستد پس جمعی از بانوان از زنان مسلمین به عیادتش رفتند و به آن حضرت گفتند: ای دخت پیامبر خدا! امروز از بیماری خود چگونه هستی؟
(1) آن حضرت، نگاهی به آنان افکند و با صدایی آهسته و اندوهگین به آنها فرمود: «از دنیای شما بیزار و از فراق شما شادم، با اندوهی از شما به دیدار خدا و رسولش می روم که نه حقی برای من حفظ و نه اقدامی برای من مراعات گشت، نه وصیت، پذیرفته آمد و نه حرمتی در نظر گرفته شد ... «1»».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه