زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 403

صفحه 403

وی جز در مورد تقوای الهی و عدالت در بین مردم و برتر شمردن

منافع مسلمین و پیروی از سیرت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله سخنی نگفته بود، ولی این امر بر عثمان گران آمد و نصیحت وی را از مسائل پیش پا افتاده دانست.

عامر با استهزا روی به او کرد و گفت: آیا من نمی دانم که خداوند در کجاست؟

عثمان گفت: آری.

عامر گفت: من می دانم که خداوند در کمین است.


(2) عثمان، خشمگین شد و مشاوران و عاملان خود را احضار نمود و اعتراض مخالفان را بر آنها عرضه داشت و سخن عامر را به اطلاعشان رسانید و از آنان در این مورد اظهار نظر خواست، پس دایی زاده اش، عبد اللّه بن عامر به او پیشنهاد نمود و گفت: ای امیر المؤمنین! نظر من این است که آنان را به جهاد دستور دهی تا آنها را مشغول کرده باشی و آنان را با جنگها گرفتار کن تا برای تو خوار شوند و هر کدام تنها به فکر خود باشند و آنچه در آن گرفتارند از زخمهای مرکبش و شپشهای پوستینش ...».
(3) دیگران نظر دیگری دادند اما عثمان نظر عبد اللّه را پذیرفت که باید با مخالفان به سختی و شدت، مقابله شود و عاملان خود را بازگرداند و آنها را دستور داد تا بر مخالفان سخت گیری نمایند. و نیز آنها را دستور داد تا مردم را به لشکرکشیها گرفتار سازند و تصمیم گرفت که از بخشش به آنان مانع شود تا فقر و بینوایی در میان آنان شایع شود و ناچار به اطاعت وی گردند «1».
______________________________
(1) طبری، تاریخ 4/ 333- 334. ابن خلدون، تاریخ 4/ 1036.
(1) هنگامی که عبد اللّه بن عامر به بصره
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه