شهد سخن 11: با کاروان حسینی تا کاروان رضوی- نمونه فیش سخنرانی ویژه اربعین ویژه ایام اربعین و دهه آخر ماه صفر 1438 ه.ق و وقف صفحه 65

صفحه 65

حسن و حسین آمدند و خودشان را روی بدن شما انداختند، در نقل دارد پیغمبر دستهایش را باز کرد، یک دست امام حسن و یک دست امام حسین آنها رابه سینه فشرد. امیرالمؤمنین آمد حسن و حسین را بردارد، پیامبر تب داشت، حالش مساعد نبود، چشمانش را باز کرد و فرمود: نه علی جان، بگذار حسنم روی سینهام باشد؛ بگذار حسینم روی سینهام باشد؛ بگذار آنها را ببویم؛ بگذار آنها را ببوسم. علی جان، اینها بوی بهشت میدهند.

اَتَزَوَّدُ مِنْهُما(1)؛ بگذار از آنها توشه بچینم.

یا رسول الله! حاضر نشدی حسن و حسین را از روی سینهات بردارند و روی زمین بگذارند، اما نبودی ببینی که کنار قبرت تیرها بر بدن امام حسن....! یا رسول الله، آنقدر حسین را دوست داشتی که اگر صحبت میکردی و صدای گریه حسین را میشنیدی، صحبتت را قطع میکردی. اگر نماز میخواندی و صدای گریهاش را میشنیدی، صحبتت را قطع میکردی. اگر نماز میخواندی وصدای گریهاش را میشنیدی، نماز را سریع تمام میکردی. اگر می آمد و روی پشت مبارکت مینشست، آنقدر سجده را طولانی میکردی تا حسین پایین بیاید. یا رسول الله، کربلا نبودی ببینی؛ یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری، حسینت روی نیزه شکسته؛ یه عده با شمشیر، یه عده با سنگ، یه عده هم با نیزه ...!


1- امالی صدوق، ص 638.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه