شهد سخن 11: با کاروان حسینی تا کاروان رضوی- نمونه فیش سخنرانی ویژه اربعین ویژه ایام اربعین و دهه آخر ماه صفر 1438 ه.ق و وقف صفحه 77

صفحه 77

2. دشمنان

امام حسن(علیه السلام) در طول زندگی پر برکتش همواره در راه هدایت و ارشاد مردم، گام بر می داشت. شیوه برخورد آن حضرت با عموم مردم (حتی دشمنان) چنان جالب و زیبا بود که همه را به خود جذب می کرد.

مردی از شامیان گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره ای آرام و بسیار نیکو و لباسی در بر کرده که به طرز زیبایی آراسته و سوار بر اسب میباشد.

درباره او پرسیدم. گفتند: حسن بن علی بن ابیطالب(علیهم السلام) است. خشمی سوزان سر تا پای وجودم را فرا گرفت و بر علی بن ابیطالب حسد بردم که چگونه او چنین پسری دارد.

پیش او رفته و پرسیدم آیا تو فرزند علی هستی؟ زمانی که تأیید کرد، سیل دشنام و ناسزا از دهان من به سوی او سرازیر شد. پس از آنکه به ناسزاگویی پایان دادم، از من پرسید: آیا غریب هستی؟

گفتم: آری! فرمودند: با من بیا، اگر مسکن نداری به تو مسکن می دهم و اگر پول نداری به تو کمک می کنم و اگر نیازمندی، بی نیازت سازم.

هنگامی که این گفتار مهرانگیزِ را از او شنیدم، آنچنان دگرگون شدم که اشک از چشمانم جاری گردید و با تمام وجودم گفتم: «گواهی می دهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستی، خداوند آگاه تر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد، تو و پدرت مبغوض ترین افراد در نزد من بودید، ولی اینک تو محبوب ترین انسان ها در نزد من هستی»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه