- تقدیم به 1
- دیباچه 2
- شناسنامه امام حسین علیه السلام 3
- بصیرت، هشیار و هوشیاری 4
- اشاره 4
- بصیرت، هشیار و هوشیاری 5
- راهکارهایی برای زیارت با معرفت 9
- توجه و دقت به محتوای زیارت ها 10
- اشاره 11
- فضیلت زیارت سید الشهداء علیه السلام 11
- فضیلت زیارت سید الشهداء علیه السلام 12
- آیا دوست نداری؟ 13
- چهار هزار فرشته 13
- برترین اعمال 15
- جامانده از حج 15
- پیام آور خدا 15
- دستور به زیارت 16
- حق خدا و رسول 16
- هر قدم 16
- ایمان ناقص 17
- زیارت واجب 17
- ادعای شیعه ما! 17
- چقدر جفا؟ 18
- خیر فراوان 18
- فرود فرشتگان 19
- جبران هزینه 19
- یک سال و یک عمر 20
- میان من و حسین علیه السلام ! 20
- چه کسی برود؟ 21
- قدم با معرفت 22
- فقیر و توانگر 22
- قدم بی تکبر 22
- ملاقات خدا 23
- دعای مستجاب 23
- حق و حرمت 24
- بشارت 24
- کشته اشک 25
- زائر خوشبخت 25
- روز شمار عمر 25
- دعای ملکوتیان 26
- تعجب! 26
- آتش و هیزم 26
- شوق زیارت 27
- مرا می شناسی؟ 27
- آیا اهل بهشتی؟ 27
- ضامن حاجت ها 28
- رئیس شیعه 28
- انگشت نما 29
- حج فقرا 29
- زیارت از راه دور 30
- جامانده های از زیارت 30
- سخنانی از امام حسین علیه السلام 32
- اشاره 32
- بلای تدریجی 33
- مالت را بخور! 34
- آنچه پسندی 35
- سخن مناسب 35
- دوستان چهار دسته اند 36
- من از شیعیانم 37
- دانشمند کیست؟ 38
- مرگ یعنی خوشبختی 39
- دین زبانی 39
- خورش سگان 40
- معذرت می خواهم 41
- کدام عبادت؟ 41
- اشاره 42
- سلام 42
- چند احکام «سلام» 43
- موعظه با دو حرف 43
- کلید مدارا 44
- قناعت و سلامتی 44
- احکام زیارت 45
- کتاب نامه 53
چند احکام «سلام»
1. سلام کردن مستحب است و در اخبار سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچک تر به بزرگ تر سلام کند. و جواب سلام واجب است؛
2. در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید، مثلاً اگر کسی گفت «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم و رحمه الله»؛
3. اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بنابر احیاط باید هر یک جواب سلام دیگری را بدهد؛
4. اگر کسی به عده ای سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنها جواب دهد کافی است؛
5. در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کند، باید همان طور که او سلام کرده جواب دهد، مثلاً اگر گفته «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم». (1)
موعظه با دو حرف
کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی الْحُسَیْنِ علیه السلام عِظْنِی بِحَرْفَیْنِ (2) فَکَتَبَ إِلَیْه مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِیَهِ اللَّهِ کَانَ أَفْوَتَ لِمَا یَرْجُو وَأَسْرَعَ لِمَا یَحْذَر؛ «مردی به امام حسین علیه السلام نوشت مرا با دو حرف پند بده. امام علیه السلام در پاسخ نوشت: هر که با گناه کردن چیزی را به دست آورد، به آنچه امید بسته به سرعت از دست برود و از آنچه گریزان است در چنگ او گرفتار آید». (3)
گاهی افرادی قصد دارند از راه گناه و نافرمانی به هدفشان برسند در حالی که به ضد آن گرفتار می شوند و به هدفشان نمی رسد. و گاهی هم به مقصد می رسد و لکن مقصدی که فقط سراب است و دوام و آرامشی در پی نخواهد داشت.
1- توضیح بیشتر در توضیح المسائل، بخش مبطلات نماز.
2- «بحرفین» أی بجملتین وما ذکره علیه السلام مع العطف فی حکم جملتین، ویحتمل أن یکون الحرفان کنایه عن الاختصار فی الکلام؛ منظور از «دو حرف» دوجمله است که امام علیه السلام با حرف عطف «واو» بیان کرده اند و یا کنایه از کوتاه بودن کلام و پند و اندرز است (مرآه العقول، ج11، ص69).
3- الکافی، ج2، ص373.