نامه ها و ملاقاتهای امام حسین ( ع ) صفحه 42

صفحه 42

مرحوم آیت اللّه آقای حائری می فرمایند : با اینکه مرحوم آقای حجت , استادوابو الزوجه حقیر بودند, ول_ی خ_یلی به منزل ایشان آمد وشد نمی کردم ودر امورمربوط به ریاست ایشان دخالتی نداشتم , اوایل زمستان بود که مرحوم آیت اللّه حجت ,مشغول تعمیر منزل بودند وبانی این تعمیرات هم یکی از ارادتمندان ایشان بود . ی_ک روز ص_بح به اندرون رفتم وحالشان غیر عادی نبود وبه خاطر ( ( برنشیت مزمن ) ) , در سردی ه_وا, دچ_ار ن_اراح_ت_ی

می شدند, معلوم شد که بنا وعمله هارا جواب کرده اند گفتم آقا ! چرا عمله وبناهارا جواب گفته اید . ای_ش_ان ب_ه ط_ور ص_ری_ح وجزم گفت : ( ( من بنا هست بمیرم دیگر بنایی برای چه ؟

) ) بعد فرمود : ( ( عزیزم ! این چند روز اینجا بیا, یعنی مثل سابق دوری مکن ) ) . م_ن ظ_اه_را ه_ر روز ص_ب_ح پ_س از ت_م_ام شدن درس مکاسب که در اطاق بیرونی منزل ایشان می گفتم , به خدمتش می رفتم یک روز که به ظن غالب روز چهارشنبه بود,مخصوصا پیغام دادند ک_ه خدمتشان برسم , جلو رویشان , ( ( آیه اللّه حاج سید احمدزنجانی ( قدس سره ) ) ) نشسته بودند, اوراق واسناد مالکیت وغیره را به پای آقای زنجانی وآنچه پول نقد در جعبه بود, به بنده دادند که به م_ص_ارف معینه برسانم وصیت کرده بودند که آنچه پول نزد وکلای ایشان موجوداست , همه سهم مبارک امام ( ع ) می باشد وچند روز هم بود که پول وجوه , از کسی نمی گرفتند . وقتی که وجوه محتوای جعبه را به نگارنده دادند تا به محل آن برسانم , درحالی که دستها به طرف آسمان بود, گفت : ( ( خدایا ! من به آنچه تکلیف داشتم عمل کردم تو هم مرگ مرا برسان ) ) . م_ن ب_ه ای_ش_ان گ_ف_ت_م : ( ( آقا ! شما بی خود این قدر ترسیده اید, شما هر سال درزمستان همین ناراحتی را دارید, بعدا خوب می شود ) ) . ف_رم_ود : ( ( ن_ه , ام_ر من

یا وفات من ظهراست ) ) من دیگر چیزی نگفتم وفورا در پی انجام فرموده ای_شان رفتم واز لحاظ اینکه مبادا ایشان , ظهر وفات نمایند, درشکه گرفته وسوار شدم وبه دنبال کارها رفتم وظهر نشده , بر گشتم وایشان آن روز ظهروفات نکردند وشنبه بعد از این چهارشنبه وف_ات ک_ردن_د, به محض وفات ایشان , من آمدم جانب بیرونی , صدای اذان از مدرسه حجتیه تازه بلند شده بود . ی_ک_ی از ه_مین روزهای نزدیک وفات بود که در یک آن , چشمش به در بودوپیدا بود که یک چیز بالخصوصی را مشاهده می کند ومی گفت : ( ( آقا علی ! بفرما ) ) , ولی طولی نکشید که به حال عادی برگشت . روز وف_ات ای_شان , من باکمال اطمینان درس مکاسب را در منزل گفتم , چون حالشان خیلی غیر ع_ادی ن_ب_ود, پ_س از آن رفتم در همان اطاق کوچک که ایشان بستری بودند, سلام کردم جواب دادند وگفتند : امروز چه روزی است ؟

. گفتم : روز شنبه . گفتند : اقای بروجردی به درس رفتند ؟

. گفتم : آری چند مرتبه گفت : ( ( الحمدللّه ) ) . دختر ایشان که زوجه این جانب است گفتند, قدری تربت به ایشان بدهیم گفتم خوب است ایشان ت_رب_ت را فراهم کردند من خدمتشان عرض کردم که میل بفرمایید,ایشان نشستند ومن استکان را ج_ل_وش_ان ب_ردم خ_یال می کردند غذا یا دواست , قدری باهم ؟

اوقات تلخی گفتند : این چیست ؟

گفتم : تربت است , فوری قیافه باز شد وآب تربت را تا آخر, سر کشیدند وبعدا این کلمه را

من خودم شنیدم که گفتند : ( ( آخر زادی من الدنیا تربه الحسین ) ) ودو مرتبه خوابیدند . برای دومین بار به امر وتقاضای خودشان , ( ( دعای عدیله ) ) را برای ایشان قرائت کردند ( ( آقای سید ح_س_ی_ن ) ) پ_س_ر دوم ای_شان , رو به قبله نشسته وخود ایشان هم در حالی که سینه اش را تکیه به م_ت_ک_ایی داده بود, درحال نشسته می خواندند وبا فارسی وترکی با کمال شدت وصمیمیت عقاید خودرا در مقابل حق تعالی ابراز می داشتند یادم هست که نسبت به امیرالمؤمنین ( ع ) پس از اقرار به خلافت , به زبان ترکی می گفتند : ( بلا فصل هیچ فصلی یوخدو ) . ای_ن را ن_ی_ز ش_نیدم که می گفت : ( ( خدایا ! عقاید من همه حاضراست , همه را به توسپردم وبه من ب_رگ_ردان ) ) در ه_م_ان ح_ال ن_فسشان نیامد, خیال کردند که آقا قلبشان گرفته , قدری قطره کرامین به دهن ایشان ریختند, من دیدم که قطره از اطراف لبهافروریخت , همان آن از دنیا رفته ب_ودن_د وح_تی چند قطره کرامین هم به دستگاه گوارش ایشان نرسید من کاملا متوجه شدم که ایشان از دنیا رفته اند آمدم بیرونی که صدای اذان را از مدرسه حجتیه شنیدم که فوت ایشان مقارن اول ظ_ه_ر ح_ق_ی_ق_ی ب_ود ایشان آدم بسیار دقیق وباریک بین وعجول بود, ولی در این سفر آرام وبی دغدغه بود . م_رح_وم آی_ت اللّه ح_اج شیخ مرتضی حائری رضوان اللّه تعالی علیه سه نتیجه گیری از این قضیه می کند : . 1 _ خبر

دادن از مرگ خود که در ظهر واقع می شود . 2 _ مکاشفه واینکه امیرالمؤمنین ( ع ) را مشاهده نمودند . 3 _ خبر دادن به اینکه آخرین توشه من از دنیا ( ( تربت ) ) است ( ( 167 ) ) . تاریخ وفات مرحوم آیه اللّه حجت ( ( لی 1372 ) ) است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه