- مقدمه کتاب 1
- مقدمه ناشر 1
- مجلس اول 2
- مجلس دوم 5
- مجلس سوم 7
- مجلس چهارم 8
- مجلس پنجم 10
- مجلس ششم 13
- مجلس هفتم 15
- مجلس هشتم 17
- مجلس نهم 20
- مجلس دهم 23
- مجلس یازدهم 24
- مجلس دوازدهم 27
- مجلس سیزده 30
- مجلس چهاردهم 33
- مجلس پانزدهم 34
- مجلس شانزدهم 37
- مجلس هفدهم 38
- مجلس هجدهم 40
- مجلس نوزدهم 43
- مجلس بیستم 44
- مجلس بیست ویکم 46
- مجلس بیست ودوم 50
- مجلس بیست وسوم 52
- مجلس بیست وچهارم 54
- مجلس بیست وپنجم 56
- مجلس بیست وششم 59
- مجلس بیست وهفتم 62
- مجلس بیست وهشتم 64
- مجلس بیست ونهم 66
- مجلس سی ام 68
- مجلس سی ویکم 71
- مجلس سی ودوم 73
- مجلس سی وسوم 75
- مجلس سی وچهارم 77
- مجلس سی وپنجم 78
- مجلس سی وششم 82
- مجلس سی وهفتم 83
- مجلس سی وهشتم 86
- مجلس سی ونهم 88
- مجلس چهلم 89
- مجلس چهل ویکم 92
- مجلس چهل ودوم 94
- مجلس چهل وسوم 97
- مجلس چهل وچهارم 99
- مجلس چهل وپنجم 101
- مجلس چهل وششم 103
- مجلس چهل وهفتم 106
- مجلس چهل وهشتم 107
- قسمت اول 107
- قسمت دوم 110
- مجلس چهل ونهم 113
- مجلس پنجاهم 116
- مجلس پنجاه ویکم 118
- مجلس پنجاه و دوم 120
- مجلس پنجاه وسوم 124
- مجلس پنجاه وچهارم 127
- مجلس پنجاه وپنجم 129
- مجلس پنجاه وششم 133
- پی نوشت ها 136
- 1 تا 100 136
- 101 تا 203 147
- 204 تا 312 157
- 313 تا 401 169
- 402 تا 474 178
- 475 تا 573 187
آیا
می خواهی جایگاه معاویه ویزیدرا ببینی ؟
. ع_رض ک_ردم : آری یا رسول اللّه ( ص ) , آنگاه پایش را به زمین زد وزمین شکافته شد ودریایی پدیدار گ_ش_ت آن نیز شکافته شد, باز زمینی آشکار گردید تا هفت زمین ودریا و زیر همه اینها آتش بود ک_ه ول_ید بن مغیره , وابوجهل ومعاویه طاغی ویزیدرا به یک زنجیر بسته بودند وشیاطین را هم به آنان ملحق کرده بودند . ب_ع_د ف_رمود : سرت را بالا کن , درهای آسمان را گشوده دیدم که بهشت بالای آن بود آنگاه رسول خ_دا ( ص ) ب_ا کسانی که همراهش بودند بالا رفتند, چون به فضارسیدند, پیامبر ( ص ) حسین ( ع ) را ص_دا زد وف_رم_ود : ی_ا ب_ن_ی ! الحقنی , پسرم به من ملحق شو پس همگی در بهشت در آمدند آنگاه پیامبر ( ص ) مرا صدا زد وفرمود : ای جابر ! این فرزندم با من است پس تسلیم امر او باش ودر او شک مکن تا اینکه مؤمن باشی . جابر می گوید : چشمان من کور باد اگر آنچه را از رسول خدا ( ص ) نقل کردم ,ندیده باشم ) ) . این داستان تاریخی , حاوی غرایبی است که لازم است توضیح داده شود : . 1 _ آیا امکان رؤیت پیامبر ( ص ) وائمه ( ع ) بعد از رحلت آنان وجود دارد ؟
. 2 _ آیا امکان دیدن عذابهای برزخی یا نعمتهای برزخی هست ؟
. 3 _ ای_ن ج_ری_ان وقتی اتفاق افتاده که یزید در قید حیات بوده , آن وقت جابرچگونه عذاب
یزیدرا دیده است ؟
. پاسخ سؤال اول . اما درباره سؤال اول , تردیدی نیست که می توان پیامبر وامام ( ع ) را دید,چنانچه ( ( ابن قولویه ) ) در روای_ت_ی از ام_ام ص_ادق ( ع ) ن_ق_ل می کند که در روز عاشورا,شخصی صیحه می زد که ای مردم ! پ_ی_ام_ب_ر ( ص ) را م_ی بینم که ایستاده و به زمین نگاه می کند وگاهی هم نگاهی به شما می کند : ( ( اخاف ان یدعوا اللّه علی اهل الارض فاهلک فیهم ) ) . ( ( می ترسم اهل زمین را نفرین کند من هم در میان آنها هلاک شوم ) ) . چ_ون این خبر منتشر شد ونزدیک بود در میان لشکر عمر سعد ایجاد بلوا کند,گفتند این شخص دیوانه است . راوی به امام صادق ( ع ) عرض کرد, آن شخص کی بود که فریاد می زد ؟
امام صادق ( ع ) فرمود : ( ( ما نراه الا جبرئیل , جز جبرئیل کسی دیگر نبود که بتواندپیامبر ( ص ) را ببیند ) ) ( ( 227 ) ) .
میرداماد وحرز امیرالمؤمنین ( ع ) .
در احوالات ( ( محمد باقر استرآبادی قدس سره ) ) , معروف به ( ( میرداماد ) ) آمده است که می گوید : . ( ( ح_رزی از امیرالمؤمنین ( ع ) رسیده بود ومن می خواستم بدانم به همان نحوی که در کتب است , از زب_ان حضرت صادر شده یا نه روزی در شهر قم در سال 1011مشغول تعقیب نماز عصر بودم که ح_ال_ت خ_لسه ای