نامه ها و ملاقاتهای امام حسین ( ع ) صفحه 63

صفحه 63

خلقت جن .

( ( ج_ن ) ) در ل_غ_ت به معنای پوشیده و22 بار نام آن در قرآن آمده است ,موجودی است با شعور وبا اراده وپ_وش_ی_ده وغ_یر حسی ودر میان آنان مطیع , عاصی ,مؤمن ومشرک وجود دارد اینک برای آشنایی بیشتر, آیاتی از کتاب الهی در این زمینه آورده می شود : . 1 _ ( ( جن ) ) از آتش سوزان خلق شده است : . ( والجان خلقناه من قبل من نار السموم ) ( ( 261 ) ) . 2 _ ( ( جن ) ) مثل انس مکلف است : . ( و ما خلقت الجن والا نس الا لیعبدون ) ( ( 262 )

) . 3 _ عاصیان از ( ( جن ) ) به آتش می روند : . ( ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس ) ( ( 263 ) ) . 4 _ ( ( جن ) ) مارا می بیند ولی ما آنان را نمی بینیم : . ( انه یرایکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ) ( ( 264 ) ) . 5 _ جماعتی از جن به پیامبر ( ص ) ایمان آوردند : . ( ق_ل اوح_ی ال_ی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرانا عجبا, یهدی الی الرشد فامنا به ولن نشرک بربنا احدا ) ( ( 265 ) ) . 6 _ ( ( جن ) ) در تسخیر سلیمان بود : . ( ومن الجن من یعمل بین یدیه باذن ربه ) ( ( 266 ) ) . 7 _ نر وماده بودن ( ( جن ) ) : . ( و من کل شی خلقنا زوجین لعلکم تذکرون ) ( ( 267 ) ) .

جن در خدمت ائمه ( ع ) .

( ( سدیر صیرفی ) ) نقل می کند که امام باقر ( ع ) در مدینه به من دستوراتی را فرمودومن برای انجام آن_ه_ا از م_دی_نه خارج شدم وچون به روحا ( سی یا چهل میلی مدینه ) رسیدم مردی را دیدم که به ل_باس خود اشاره می کند ومن خیال کردم تشنه است , ظرف آبی را به او دادم , گفت : نیازی به آب ندارم , آنگاه نامه ای را به من داد که مرکب آن خشک

نشده بود, به مهر پایین نامه نگاه کردم , دیدم م_ه_ر ح_ض_رت ب_اقر العلوم ( ع ) است ,گفتم کی حضرت را دیدی ؟

گفت : همین الان ودر آن نامه حضرت دستوراتی را به من داده بود, وقتی متوجه شدم , کسی را در مقابل خود ندیدم . ( ( سدیر ) ) وقتی به خدمت حضرت رسید وجریان نامه را عرض کرد,امام ( ع ) فرمود : . ( ( یا سدیر ! ان لنا خدما من الجن فاذا اردنا السرعه بعثناهم ) ) . ( ( م_ا خ_دم_ت_ک_اران_ی از ج_ن داری_م ک_ه ه_رگاه بخواهیم کاری را به سرعت انجام دهیم آنان را می فرستیم ) ) ( ( 268 ) ) .

دعبل وظبیان .

( ( دع_ب_ل ) ) می گوید : ( ( هنگامی که از ترس معتصم عباسی متواری بودم , شبی را درنیشابور تنها در اتاقی نشسته بودم ودر مقام تنظیم قصیده ای در مورد عبداللّه بن طاهربودم در حالی که درب اطاق بسته بود, شخصی وارد شد وسلام کرد, خیلی ترسیدم ,گفت : نترس که من یکی از برادران ج_ن_ی توام که ساکن یمن هستم ویکی از جنیان عراق , قصیده تورا برای ما خواند, دوست دارم که آن را از زبان خودت بشنوم , دعبل شروع کرد به خواندن قصیده : . مدارس آیات خلت من تلاوه _____ ومنزل وحی مقفر العرصات . اناس علی الخیر منهم وجعفر _____ وحمزه والسجاد ذوالثفنات . آنقدر گریه کرد که بیهوش بر زمین افتاد, سپس گفت : حدیثی را برایت بخوانم که تورا در عقیده ومذهبت استوار نماید گفتم : بخوان .

گ_ف_ت : م_دت_ی بود که نام جعفر بن محمد ( س ) را می شنیدم تا اینکه اورا در مدینه ملاقات کردم ح_دیثی را از پیامبر ( ص ) نقل کرد که : ( ( علی واهل بیته الفائزون ) ) چون خواست خداحافظی کند, از نام او پرسیدم , گفت : من ( ( ظبیان بن عامر ) ) هستم ( ( 269 ) ) .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه