نامه ها و ملاقاتهای امام حسین ( ع ) صفحه 72

صفحه 72

عبداللّه بن زبیر کیست ؟

.( ( ع_ب_داللّه ) ) ف_رزن_د ( ( زبیر بن عوام ) ) پسر عمه رسول خدا ( ص ) ومادرش ( ( اسما ) ) دختر ابوبکر, معروف به ( ( ذات النطاقین ) ) است وی در نزدیکی مدینه متولد شد واولین مولود از مهاجرین است ک_ه ب_ا ت_ولدش , مسلمانان خوشحال شدند, چون یهودمی گفتند ما مسلمین را جادو کرده ایم لذا صاحب فرزند نمی شوند, اما زندگی اوصدمات وخسارتهای زیادی برای مسلمین به بار آورد . امیرالمؤمنین ( ع ) در اخبار غیبیه خود اشاره به او کرده است آنجا که می فرماید : . ( ( خب ضب , یروم امرا لا یدرکه , ینصب حباله الدین لا صطیاد الدنیا وهوبعدمصلوب ) ) ( ( 297 ) ) . ( ( سوسمار حیله گری که به دنبال کاری می رود ولی به آن نمی رسد, ریسمان دین را پهن می کند تا دنیارا صید کند ودر آخر هم به دار زده می شود ) ) . ( ( ع_ب_داللّه ) ) ک_ه ل_ق_ب ( ( عائذ البیت ) ) را به خود اختصاص داده , از آن بازیگران روزگاراست که ع_مری

عبادت می کند تا روزی به خلافت برسد وبه قول عبداللّه بن عمر : ( ( واللّه ما یرید ابن الزبیر بعبادته غیرهن , یعنی هدف عبداللّه از عبادت , رسیدن به خلافت بود ) ) ( ( 298 ) ) . وی از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین ( ع ) وبنی هاشم بود, چهل روز درخطبه های نماز جمعه نام م_ب_ارک پ_ی_ام_ب_ر ( ص ) را نمی برد, وقتی که به او اعتراض کردند,گفت : چون وقتی نام پیامبررا می برم , بنی هاشم به خود افتخار می کنند ! ! ! . س_الی , معاویه به حج رفت وهر چه درهم ودینار با خود آورده بود, تمام شد,لذا شبانه از مکه خارج شد . ( ( ع_بداللّه ) ) که از حرکت معاویه مطلع شده بود, اورا تعقیب کرد معاویه که درهودج خوابیده بود صدای سم اسب , اورا بیدار کرد واز صاحب اسب سؤال کرد . عبداللّه گفت : ( ( من هستم ) ) واز باب شوخی گفت : ( ( می خواهی الان تورا ترورکنم ؟

) ) . معاویه گفت : ( ( تو کشنده پادشاهان نیستی , هر پرنده به اندازه خود صید می کند ) ) . عبداللّه گفت : ( ( با من چنین سخن می گویی در حالی که در مقابل علی در جنگهاقرار گرفتم ) ) . معاویه گفت : ( ( انه قتلک واباک بیسری یدیه وبقیت یده الیمنی فارغه یطلب من یقتله بها ) ) . ع_ل_ی ( ع ) ت_و وپ_درت را ب_ا دس_ت چ_پ از پ_ا در م_ی آورد در ح_الی که

دست راست اوبی کار بود ومی گردید که کسی را هم با دست راست خود بکشد ) ) . عبداللّه گفت : ( ( تمام این مجاهدتهای من برای نصرت عثمان بود ) ) . م_ع_اوی_ه گ_فت : ( ( خل هذا عنک , فواللّه لولا شده بغضک ابن ابی طالب لجررت برجل عثمان مع الضبع ) ) . ( ( اگر نبود دشمنی تو با علی پای عثمان را می گرفتی باکفتار می کشیدی ) ) ( ( 299 ) ) .

پایان کار عبداللّه .

او ن_ه سال در منطقه حجاز حکومت کرد تا آنکه زمان عبدالملک مروان , حجاج با دوهزار نفر برای س_رک_وبی او از ماه ذیحجه تا نیمه جمادی الاخر, سنه 73 مکه را درمحاصره قرار دادند در نتیجه اک_ثر سربازان عبداللّه کشته ویا فراری شدند روز آخرعمرش , نزد مادرش آمد وگفت : ( ( همه مرا تنها گذاشتند حتی پسرم , چه کنم ؟

) ) . م_ادرش گ_ف_ت : ( ( اگ_ر ب_رای ح_ق ج_ن_گ_ی_ده ای پس ادامه بده واگر برای دنیا بوده که خود وسربازانت را هلاک کرده ای ) ) . عبداللّه گفت : ( ( می ترسم بدنم را مثله کنند ) ) . م_ادرش گ_فت : ( ( ان الشعاه لا تتالم بالسلخ , گوسفند بعد از ذبح , از کندن پوست بدنش ناراحت نمی شود ) ) ( ( 300 ) ) .

روضه .

م_رح_وم ( ( س_ی_د ع_ب_دالرزاق مقرم ) ) می گوید : خون سه شهید در عاشورا به آسمان صعود کرد وقطره ای از آن به زمین برنگشت : . 1 _ حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه