لمعة من بلاغة الحسین علیه‌السلام‌ صفحه 24

صفحه 24

نادي بأعلي صوته: يا اهل العراق، و جلهم يسمعون فقال:ايها الناس اسمعوا قولي، و لا تعجلوا حتي أعظكم بما يحق لكم علي، و حتي اعذر اليكم فان اعطيتموني النصف، كنتم بذلك اسعد، و ان لم تعطوني النصف من انفسكم، فاجمعوا رأيكم (ثم لا يكن امركم عليكم غمة ثم اقضوا الي و لا تنظرون)، (ان وليي الله الذي نزل الكتاب و هو يتولي الصالحين).ثم حمدالله و اثني عليه، و ذكر الله تعالي بما هو اهله و صلي علي النبي و علي ملائكته و انبيائه.فلم يسمع متكلم قط قبله و لا بعده ابلغ في منطق منه، ثم قال:اما بعد، فانسبوني فانظروا من انا؟ ثم ارجعوا الي انفسكم و عاتبوها، فانظروا هل يصلح لكم قتلي، و انتهاك حرمتي؟الست ابن بنت نبيكم، و ابن وصيه و ابن عمه، و اول المؤمنين المصدق لرسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بما جاء به من عند ربه؟او ليس حمزة سيدالشهداء عمي؟او ليس جعفر الطيار في الجنة بجناحين عمي؟اولم يبلغكم ما قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم لي و لاخي: «هذان سيدا شباب اهل الجنة»؟ فان صدقتموني بما اقول و هو الحق، و الله ما تعمدت كذبا منذ علمت ان الله يمقت عليه اهله، و ان كذبتموني فان فيكم من ان سألتموه عن ذلك اخبركم، سلوا جابر بن عبدالله الانصاري، و اباسعيد الخدري، و سهل بن سعد الساعدي و زيد بن ارقم، و انس بن مالك، يخبروكم انهم سمعوا هذه المقالة من رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم لي و لاخي، اما في هذا حاجز لكم عن سفك دمي؟.ثم قال عليه‌السلام لهم:فان كنتم في شك من هذا، افتشكون اني ابن بنت نبيكم؟فوالله ما بين المشرق و المغرب ابن بنت نبي غيري فيكم و لا في غيركم، و يحكم اتطلبوني بقتيل منكم قتلته، او مال لكم استهلكته، او بقصاص من جراحة؟.فاخذوا لا يكلمونه.فنادي يا شبث بن ربعي، و يا حجار بن ابجر، و يا قيس بن الاشعث و يا يزيد بن الحارث، الم تكتبوا الي ان قد اينعت الثمار، و اخضر الجناب؟ و انما تقدم علي جند لك مجند.فقال له قيس بن الاشعث ما ندري ما تقول، ولكن انزل علي حكم بني عمك، فانهم لم يروك الا ما تحب.فقال عليه‌السلام له:لا والله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا افر فرار العبيد، ثم نادي يا عباد الله (اني عذت بربي و ربكم ان ترجمون) اعوذ بربي و ربكم من كل متكبر لا يؤمن بيوم الحساب [79] .

از خطبه‌هاي آن حضرت در اتمام حجت و استدلال بر عليه اهل كوفه

حضرت با صداي بلند فرمود: اي مردم عراق [و اكثر آنان صداي حضرت را مي‌شنيدند] گفتارم را بشنويد و براي كشتن من عجله نكنيد تا اين كه شما را به امري مهم موعظه كنم كه ديگر عذري در ميان نباشد، چنانچه انصاف دهيد، سعادتمند خواهيد شد و چنانچه به من انصاف ندهيد، به قصد خود عمل كنيد، بعد اين آيه را تلاوت فرمود: «ثم لا يكن أمر كم عليكم عمة ثم اقضوا الي و لا تنظرون».و اين آيه را نيز تلاوت فرمود: «همانا ولي من؛ خدايي است كه كتاب را نازل فرموده و اوست متولي امر صالحان و شايستگان».سپس حمد و ثناي الهي را به جاي آورد و بر پيامبر و ملائكه و انبياي سلف درود فرستاد (تاكنون قبل از او و بعد از او نطقي به اين شيوايي از كسي شنيده نشد).اي مردم فكر كنيد و به حسب و نسب من توجه نماييد و ببينيد كه من چه كسي هستم؟ سپس به خود مراجعه نماييد و نفس‌تان را مورد خطاب و عتاب قرار دهيد، آيا قتل و پرده‌دري حريم من به صلاح شماست؟آيا من فرزند دختر پيامبر خدا نيستم؟ آيا من فرزند وصي و پسرعموي پيامبر شما و اولين كسي كه پيامبر را به آنچه از نزد پروردگارش آورده بود تصديق كرد، نيستم؟آيا حمزه‌ي سيدالشهدا عموي من نيست؟آيا جعفر طيار كه با دو بال در بهشت پرواز مي‌كند عموي من نيست؟ آيا فرمايش پيامبر به شما نرسيده كه درباره‌ي من و برادرم فرمود: اين دو آقاي جوانان بهشتند؟اگر سخنان حق مرا تصديق كنيد كه من تاكنون دروغي به زبان جاري ننموده‌ام از زماني كه دانستم خداوند نسبت به دروغگويان خشم مي‌گيرد، به نفع شماست و اگر تصديق نكنيد، در ميان شما كساني هستند كه اگر از آنها سؤال كنيد، به شما خبر خواهند داد؛ از جابر بن عبدالله نصاري و ابوسعيد خدري و سهل بن سعد ساعدي و زيد بن ارقم و انس بن مالك بپرسيد. آنها به شما خبر خواهند داد كه خود اين سخن را از پيامبر شنيدند كه در حق من و برادرم فرموده است. آيا اين باعث نمي‌شود كه دست از قتل من برداريد؟سپس حضرت به آنان فرمود:اگر به اين مطلب شك داريد؟ آيا به اين مسئله نيز شك داريد كه من فرزند دختر پيامبر شما هستم؟به خدا سوگند ما بين مشرق و مغرب، فرزند دختر پيامبري جز من در ميان شما و در ميان غير شما نيست. واي بر شما! آيا مرا در قبال چه مي‌خواهيد به قتل برسانيد، آيا كسي از شما را كشتم؟ آيا مال شما را به يغما بردم؟ آيا كسي از شما را مجروح نمودم؟(سكوت مرگ باري بر جمعيت حاكم بود و كسي سخن نمي‌گفت.)آن گاه حضرت فرياد برآوردند: اي شبث بن ربعي! اي حجار بن ابجر! اي قيس بن اشعث! اي يزيد بن الحارث! آيا شما به من نامه ننوشتيد كه ميوه‌ها بار داده و به ثمر رسيده و مزارع سرسبز شده و لشكري انبوه و خروشان از دوستانت در انتظار توست؟در اين جا قيس بن اشعث گفت: ما نمي‌دانيم كه چه مي‌گويي، ولي چنانچه زير پرچم پسرعمويت يزيد بروي، ضرر نخواهي كرد.حضرت فرمودند: هرگز، به خدا سوگند هيچ وقت، ذلت و خواري بيعت با يزيد را نخواهم پذيرفت و مانند بردگان نيز فرار نخواهم كرد.سپس فرياد برآورد: اي بندگان خدا! همانا من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مي‌برم كه مبادا از رحمت الهي محروم شويد، و به خداي خويش و خداي شما از هر متكبري كه به روز قيامت ايمان نياورده پناه مي‌برم.

و من خطبة له متوكئا علي سيفه فنادي بأعلي صوته

اشاره

فقال:انشدكم الله هل تعرفوني؟قالوا: نعم انت ابن‌رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و سبطه.قال: أنشدكم الله هل تعلمون ان جدي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم؟قالوا: اللهم نعم.قال: انشدكم الله هل تعلمون ان امي فاطمة بنت محمد؟قالوا: اللهم نعم.قال: انشدكم الله هل تعلمون ان ابي علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام؟قالوا: اللهم نعم.قال: انشدكم الله هل تعلمون ان جدتي خديجة بنت خويلد، اول نسآء هذه الامة اسلاما؟قالوا: اللهم نعم.قال: انشدكم الله هل تعلمون ان سيدالشهدآء حمزة عم ابي؟قالوا: اللهم نعم.قال: انشدكم الله هل تعلمون ان جعفرا الطيار في الجنة عمي؟قالوا: اللهم نعم.قال: فانشدكم الله هل تعلمون ان هذا سيف رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و انا متقلده؟قالوا: اللهم نعم.قال: فانشدكم الله هل تعلمون ان هذه عمامة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم انا لابسها؟قالوا: اللهم نعم.قال: فانشدكم الله هل تعلمون ان عليا عليه‌السلام كان اولهم اسلاما، و اعلمهم علما، و اعظمهم حلما، و انه ولي كل مؤمن و مؤمنة؟قالوا: اللهم نعم.قال: فبم تستحلون دمي و ابي الذائد عن الحوض غدا يذود عنه رجالا كما يذاد البعير الصادر عن المآء، و لواء الحمد في يد جدي [80] . يوم القيامة [81] .قالوا: قد علمنا ذلك كله، و نحن غير تاركيك حتي تذوق الموت عطشا.

از خطبه‌هاي آن حضرت در مقابل لشكر در حالي كه بر شمشير خود تكيه داده بود با صداي بلند فرمودند

شما را به خدا سوگند! آيا مرا مي‌شناسيد؟گفتند: آري، تو فرزند رسول خدا و سبط او هستي.حضرت فرمودند: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد جدم رسول خداست؟ گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا آيا مي‌دانيد مادرم فاطمه دختر پيامبر است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد پدرم علي بن ابي‌طالب است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد مادربزرگم، خديجه دختر خويلد، اولين زن مسلمان امين است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد حمزه‌ي سيدالشهدا عموي پدرم است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد جعفر طياري كه در بهشت است عموي من است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا سوگند! آيا مي‌دانيد اين شمشيري كه در دست من است؛ شمشير رسول خداست؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا آيا مي‌دانيد اين عمامه‌ي رسول خداست كه بر سر من است؟گفتند: آري.حضرت: شما را به خدا آيا مي‌دانيد علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام اولين مسلمان بود كه اسلام آورد، و داناترين آنها و صابرترين آنها و اوست كه ولي هر مؤمن و مؤمنه است؟گفتند: آري.حضرت: پس چرا و به چه مجوزي ريختن خونم را جايز مي‌شماريد و حال آن كه فرداي قيامت پدرم در كنار حوض كوثر مي‌باشد.و گروهي را از نوشيدن آن محروم خواهد كرد همان طوري كه شتر تشنه را از آب محروم مي‌كنند و پرچم حمد در دست پدرم خواهد بود.گفتند: ما تمام اينها را مي‌دانيم، ولي تو را رها نخواهيم كرد تا طعم مرگ را با لب تشنه بچشي.

و من خطبة له

اشاره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه