لمعة من بلاغة الحسین علیه‌السلام‌ صفحه 30

صفحه 30

اشاره

فاتبع ما شرحت لك في القدر، مما افضي الينا اهل البيت فانه من لم يؤمن بالقدر خيره و شره، فقد كفر، و من حمل المعاصي علي الله عزوجل فقد فجر، و افتري علي الله افترآء عظيما، ان الله تبارك و تعالي لا يطاع باكراه، و لا يعصي بغلبة، و لا يهمل العباد في الهلكة، ولكنه المالك لما ملكهم، و القادر لما عليه اقدرهم، فان ائتمروا بالطاعة لم يكن الله صادا عنها مبطئا، و ان ائتمروا بالمعصية فشآء ان يمن عليهم فيحول بينهم، و بين ما ائتمروا به فعل، و ان لم يفعل فليس هو حاملهم عليهم قسرا، و لا كلفهم جبرا بتمكينه اياهم بعد اعذاره، و انذاره لهم، و احتجاجه عليهم، طوقهم و مكنهم، و جعل لهم السبيل الي اخذ ما اليه دعاهم، و ترك ما عنه نهاهم، جعلهم مستطيعين لاخذ ما أمرهم به من شي‌ء غير آخذيه، و لترك ما نهاهم عنه من شي‌ء غير تاركيه، و الحمدلله الذي جعل عباده اقويآء لما امرهم به، ينالون بتلك القوة، و ما نهاهم عنه، و جعل العذر لمن لم يجعل له السبب جهدا متقبلا [92] .

نامه‌ي حضرت در جواب حسن بصري در معناي «قدر»

از سوي خداوند به ما اهل بيت عنايت ويژه‌اي شده است، بنابراين، از آنچه برايت در مورد «قدر» شرح مي‌دهم تبعيت نما.همانا هر كسي كه به خير و شر «قدر» ايمان نداشته باشد، كاملا كافر شده است و هر كس معاصي را به ذمه الهي بيندازد، پس گناهي بزرگ مرتكب شده و به خداوند، افترا بسته است، همانا خداوند با كراهت بندگي نمي‌شود و با زور و جبر مورد عصيان نمي‌گردد، و بندگان را به هلاكت نمي‌افكند وليكن اوست مالك آنچه دارند و تواناست بر آنچه خود به آنها توانايي داده است. اگر مطيع خداوند شدند، خداوند از بندگي آنها جلوگيري نمي‌كند و اگر دنبال معصيت رفتند، مي‌تواند بر آنها منت گذارد و ميان آنها و گناه فاصله اندازد.و اگر چنين نكند، او نبوده كه آنها را به گناه واداشته است، و آنها را بر گناه مجبور نكرده است، پس از آن كه آنها را متوجه نموده، و به آنان بيم داده است، و حجت را بر آنان تمام كرده و به آنها طاقت و تمكين عنايت نموده و راه رسيدن به آنچه كه دستور داده، و از آنچه نهي فرموده است را او به بندگان خود نشان داده و اين قدرت را عنايت فرموده كه با فرمان الهي آنچه را كه نفستان مايل نباشد، انجام ده و با نهي الهي آنچه را نفستان مايل باشد انجام ندهيد.حمد و ستايش مقبول مخصوص خدايي است كه بندگان خود را براي اطاعت اوامرش، قوي و نيرومند آفريد كه با آن، قادر به انجام اوامر و نواهي او مي‌باشند و عذر كساني كه در اثر عجز قادر به انجام آنها نيستند مي‌پذيرد.

كتابه جوابا لما كتب اليه معاوية يعيره في تزويجه جارية بعد ما اعتقها

اشاره

اما بعد، فقد بلغني كتابك، و تعبيرك اياي، باني تزوجت مولاتي، و تركت اكفائي من قريش، فليس فوق رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم منتهي في شرف، و لا غاية في نسب، و انما كانت ملك يميني، خرجت عن يدي بامر التمست فيه ثواب الله تعالي ثم ارتجعتهاعلي سنة نبيه صلي الله عليه و آله و سلم، و قد رفع الله بالاسلام الخسيسة، و وضع عنا به النقيصة، فلا لوم علي امري‌ء مسلم، الا في امر مأثم، و انما اللوم لوم الجاهلية [93] .

نامه‌ي حضرت در جواب معاويه كه حضرت را براي ازدواج با كنيز آزاد شده‌ي خود، سرزنش نموده بود

نامه‌ي تو به من رسيد و هم چنين سرزنش تو، كه من كنيز خود را بعد از آن كه او را، آزاد نموده بودم، به ازدواج خود درآورم، و هم كفوهاي قريشي را ترك نمودم. يقينا برتر از پيامبر در شرافت و نسبت كسي وجود ندارد.همانا اين زن كنيز من بود و من او را براي رضاي خدا آزاد نمودم، سپس براساس سنت پيامبر، با او ازدواج كردم، و خداوند به واسطه اسلام فرومايگان را بالا برد و نقصان را از ما، به سبب اسلام برطرف نمود.پس سرزنشي بر هيچ مسلماني نيست مگر بر گناهانش، و همانا سرزنش تو سرزنش جاهليت است.

كتابه في الشؤون العامة جوابا عن كتاب معاوية اليه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه