مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 11
- مقدمه 1
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- هدف پژوهش 1
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- مقتل شیخ صدوق 2
- شیوه ی پژوهش 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- قصه ی فطرس 4
- داستان دردائیل 4
- مولود پاکیزه 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- در حدیث دیگران 14
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- در مسیر شهادت 15
- امتناع از بیعت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- در منزل قطقطانه 17
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- ورود به کربلا 18
- شب عاشورا 18
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- در صبح عاشورا 19
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- شهادت زهیر بن قین 20
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- وصف الحال شهیدان 23
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- شمار زخم ها 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- انگشتر امام حسین 24
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- وصیت امام حسین 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- به خدا حسین کشته شد 27
- پس از شهادت 27
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- گریه ی آسمان 28
- سوگواری پریان 28
- فرایند فاجعه 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- در زندان شام 30
- سرگذشت پسران مسلم 30
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- گریه بر ذبیح الله 31
- انا قتیل العبره 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- محبان امام حسین 33
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- فرشتگان کربلا 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- زیارت وداع 40
- زیارت شهدای کربلا 40
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- تربت کربلا 41
- در قداست حرم مقدس 41
- حریم مرقد مطهر 41
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشوار و موعود منتقم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- توضیح 46
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- دعای باران 47
- در باب خداشناسی 47
- خیر دنیا و آخرت 48
- امامت و مردم داری 48
- خصومت بنی امیه 48
- نفرین منافقان 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
الحسین علیه السلام فلما رآه بکی، ثم قال: إلی یا بنی، فما زال یدنیه حتی اجلسه علی فخذه الیسری، ثم اقبلت فاطمه علیه السلام فلما رآها بکی، ثم قال: إلی یا بنیه، فأجلسها بین یدیه، ثم أقبل أمیرالمؤمنین علیه السلام فلما رآه بکی، ثم قال: إلی یا أخی، فما زال یدنیه حتی أجلسه إلی جنبه الأیمن، فقال له اصحابه: یا رسول الله! ما تری واحدا من هؤلاء إلا بکیت، أوما فیهم من تسر برؤیته!فقال صلی الله علیه و آله: والذی بعثنی بالنبوه، و اصطفانی علی جمیع البریه انی و ایاهم لأکرم الخلق علی الله عزوجل، و ما علی وجه الأرض نسمه أحب الی منهم. اما علی بن أبی طالب أخی و شقیقی، و صاحب الأمر بعدی، و صاحب لوائی فی الدینا و الآخره، و صاحب حوضی و شفاعتی، و هو مولی کل مسلم، و أمام کل مؤمن، فی الدنیا و الآخره، و صاحب حوضی و شفاعتی، و هو مولی کل مسلم، و إمام کل مؤمن، و قائد کل تقی، و هو وصیی و خلیفتی علی أهلی و امتی فی حیاتی و بعد مماتی، محبه محبی و مبغضی و بولایته صارت أمتی مرحومه و بعد اوته صارت [ صفحه 86] المخالفه له منها ملعونه و انی بکیت حین أقبل لأنی ذکرت غدر الأمه به بعدی حتی انه لیزال عن مقعدی، و قد جعله الله بعدی، ثم لایزال الأمر به حتی یضرب علی قرنه ضربه تخضب منها لحیته فی افضل الشهور، (شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان) [79] .و اما ابنتی فاطمه فانها سیده نساء العالمین من الاولین و الاخرین، و هی بضعه
منی و هی نورعینی، و هی ثمره فؤادی، و هی روحی التی بین جنبی، و هی الحواء الانسیه، متی قامت فی محرابها بین یدی ربها حبل جلاله زهر نورها لملائکه السماء کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض، و یقول الله عزوجل لملائکته: یا ملائکتی! أنظرو إلی أمتی فاطمه سیده امائی، قائمه بین یدی ترتعد فرائصها من خیفتی، و قد اقبلت بقلبها علی عبادتی، أشهد کم أنی قد امنت شیعتها من النار. و انی لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی، کأنی بها و قد دخل الذل بیتها و انتکت حرمتها، و غصبت حقها و منعت ارثها، و کسر ]ت[ جنبها و أسقطت جنینها، و هی تنادی: یا محمداه فلا تجاب و تستغیث فلا تفاث، فلا تزال بعدی محزونه مکروبه باکیه، تتذکر انقطاع الوحی عن بینها مره، تغاث، فلا تزال بعدی محزونه مکروبه باکیه، تتذکر انتقاط الوحی عن بینها مره، و تتذکر فراقی أخری، و تستوحش اذا جنها اللیل لفقد صوتی الذی کانت تستمع الیه اذا تهجدت بالقرآن، ثم تری نفسها ذلیله بعد أن کانت فی ایام أبیها عزیزه، فعند ذلک یونسها الله تعالی ذکره بالملائکه، فنادتها بمانادت به مریم بنت عمران، فتقول: یا فاطمه (ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین) [80] یا فاطمه (اقنتی [ صفحه 87] لربک و اسجدی وارکعی مع الراکعین). [81] .ثم یبتدی بها الوجع فتمرض، فیبعث الله عزوجل الیها مریم بنت عمران، تمرضها و تونسها فی علتها، فتقول عند ذلک: یا رب، انی قد سئمت الحیاه و تبرمت بأهل الدنیا، فألحقنی بأبی، فیلحقها الله عزوجل بی، فتکون اول من یلحقنی من اهل بیتی، فتقدم علی محزونه مکروبه
مغمومه مغصوبه مقتوله، فأقول عند ذلک: اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و أذل من أذلها و خلد نارک من ضرب جنبها حتی ألقت ولدها، فتقول الملائکه عند ذلک: آمین.و أما الحسن فانه ابنی و ولدی، و بضعه منی و قره عینی و ضیاء قلبی و ثمره فؤادی و هو سید شباب أهل الجنه و حجه الله علی الأمه، أمره آمری و قوله قولی، من بتعه فانه منی و من عصاه فلیس منی، و إنی لما نظرت الیه تذکرت ما یجری علیه من الذل بعدی، فلا یزال الأمر به حتی یقتل بالسم ظلما وعدوانا، فعند ذلک تبکی الملائکه و السبع الشداد لموته و یبکیه کل شی ء حتی الطیر فی جو السماء و الحیتان فی جوف الماء فمن بکاه فمن بکاه لم تعم عینه یوم تعمی العیون و من حزن علیه لم یحزن قلبه یوم تحزن القلوب، و من زاره فی بقیعه ثبتت قدمه علی الصراط یوم تزل فیه الأقدام.و أما الحسین فانه منی و هو ابنی و ولدی، و خیر الخلق بعد أخیه و هو امام المسلمین و مولی المؤمنین و خلیفه رب العالمین و غیاث المستغیثین و کهف المستجیرین و حجهالله علی خلقه اجمعین و هو سید شباب أهل الجنه و باب نجاه الأمه أمره امری و طاعته طاعتی من تبعه فانه منی و من عصاه فلیس منی و انی لما [ صفحه 88] رأیته تذکرت ما یصنع به بعدی، کأنی به و قد استجار بحرمی و قبری فلا یجار، فأضمه فی منامه الی صدری و آمره بالرحله عن دار هجرتی و أبشره بالشهاده، فیرتحل عنها الی أرض مقتله و موضع مصرعه أرض
کرب و بلاء و قتل و فناء. تنصره عصابه من المسلمین، اؤلئک من ساده شهداء أمتی یوم القیامه، کأنی أنظر الیه و قد رمی بسهم فخر عن فرسه صریعا، ثم یذبح کما یذبح البکش مظلوما. ثم بکی رسول الله صلی الله علیه و آله و بکی من حوله و ارتفعت أصواتهم بالضحیج، ثم قام صلی الله علیه و آله و هو یقول: اللهم انی أشکوا الیک ما یلقی أهل بیتی بعدی، ثم دخل منزله. [82] .از ابن عباس نقل شده است که «روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود که حسن علیه السلام، به نزدش آمد. وقتی که پیامبر او را دید، گریست. سپس گفت: پسرم بیا به پیشم و او را به خود نزدیک ساخت و بر زانوی راستش نشاند. پس از آن حسین علیه السلام پیش آمد و با دیدن او نیز گریست و گفت: پسرم بیا به پیشم و او را نیز به خود نزدیک ساخت و بر روی زانوی چپش نشاند. سپس فاطمه علیهاالسلام آمد و او را نیز تا دید، گریست و گفت: دخترم بیا به پیشم و او را پیش روی خود نشاند. سپس امیرمؤمنان آمد و با دیدن او نیز به گریه افتاد و گفت: برادرم پیش بیا، و او را در سمت راست خود نشاند. اصحاب گفتند: یا رسول الله، هر یک از آنان را که دیدی، گریستی، آیا در میان آن ها کسی نبود که تو را شاد سازد؟!گفت: سوگند به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخت و بر همه ی مردمان برگزید، من و آنان، خدا را گرامی ترین آفریدگانیم و برای من، کسی دوست داستنی تر از [ صفحه 89] آنان،
بر روی زمین نیست. علی بن ابی طالب، برادرم، همسانم و پس از من کاردارم است، او در دنیا و آخرت، پرچمدار و در قیامت، اختیاردار حوض من و شفاعت من است. او مولای هر مسلمان، پیشوای هر مؤمن و پیشرو هر پارسا است. او هم در حال حیات و هم پس از مرگم، وصی و جانشین من بر امتم است. دوستدار او، دوست من و خصمی او، خصم من است. امت من با ولایت او، لایق رحمت، و مخالفانش، با عداوت او، در خور لعنت می گردند. گریه ی من هنگام دیدن او از آن بود که یاد آوردم پی از من، مسلمانان به او خیانت می کنند تا آن جا که او را از جایگاه من برکنار می نهند در صورتی که خدا آن را پس از من، ویژه ی وی ساخته است. برخورد مسلمانان با او همواره چنین خواهد بود تا ضربتی بر سرش زنند که محاسنش، از خون آن رنگین شود و این کار در بهترین ماه، یعنی ماه رمضان باشد، که قرآن، برای هدایت مردم با دلیل های روشنگر، راهگشا و کارآمدش در آن ماه نازل شده است.و اما دخترم، فاطمه، سرآمد تمام بانوان جهان، از ازل تا ابد، است. او پاره ای از جان من، نور چشم من، میوه ی دلم، و روح و روانی است که در جانم جاری است. او فرشته ی انسان نمایی است که هرگاه در محراب عبادتش و در پیشگاه پروردگار- جل جلاله - می ایستد، نورش بر فرشتگان آسمان چنان می درخشد که ستارگان بر اهل زمین. و خدای - عزوجل - فرشتگانش را می گوید: ای فرشتگان من! بهترین بندگانم، فاطمه را ببینید! در پیشگاه من
ایستاده، با جان و دلش به عبادت من، روی آورده و تمام استخوان های وجودش از بیم من می لرزد. شما را گواه می گیرم که پیروان او را از آتش دوزخ در امام خواهم داشت.و من (پیامبر صلی الله علیه و آله) هنگامی که او را دیدم، یادم افتاد که پس از من، با او چه [ صفحه 90] خواهند کرد، گویی او را می بینم که شوکت و عزت از خانه اش رخت بسته، حرمتش شکسته، حقش غصب شده، ارثش پایمال گشته، پهلویش شکسته و جنینش، سقط شده است و او فریاد برمی آورد: یا محمداه! و کسی پاسخ نمی دهد؛ استمداد می کند و کسی به دادش نمی رسد. او پس از من همواره غمگین و اندوهناک و گریان خواهد بود، و گاه از این که وحی از خانه اش بریده شد و گاهی از دوری من، یاد می کند و می گرید. زمانی که سیاهی شب، رخ می نماید وحشت می کند چرا که دیگر صدای مرا که هنگام شب زنده داریم با قرآن می شنید، در نمی یابد. او در روزگار پدرش، گرامی بود، اینک شوکت خود را از دست رفته می یابد. آن وقت است که خداوند متعال، او را به واسطه ی فرشتگان، با یاد خودش مأنوس می سازد و فرشتگان با همان ندایی که پیش تر مریم، دختر عمران را خواندند، ندایش می دهند: ای فاطمه! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر همه ی زنان جهان برتری داده است. [83] ای فاطمه! برای پروردگارت کرنش کن و سجده به جا آور و با رکوع کنندگان، رکوع نما! [84] پس از آن رنجوری او آغاز می شود و در بستر بیماری می افتد. تا این که خدای - عزوجل -
مریم، دختر عمران را می فرستد تا در بیماریش همدم وی باشد و از او پرستاری کند، آن گاه است که خدا را گوید: بار پروردگارا! من از زندگی خسته و از اهل دنیا ملولم، مرا به پدرم ملحق ساز.خدای - عزوجل - نیز، او را به من ملحق می سازد و او از اهل بیتم نخستین کسی می شود که به من می پیوندد. او غمگین و رنجور و اندوهناک و محروم و کشته [ صفحه 91] شده، پیش من می آید و من، آن گاه می گویم: پروردگارا! بر کسی که به او ستم کرد نفرین کن و کسی را که حق او را پایمال ساخت، مجازات کن و کسی را که او را خوار کرد، خوار ساز و کسی را که به پهلو وی زد تا فرزندش را سقط کرد، در آتش خود برای ابد محبوس دار، و فرشتگان می گویند: آمین.و اما حسن، به راستی که او پسرم، فرزندم، پاره ای از تن من، روشنی چشمم، نور قلبم و میوه ی دلم است. هموست که سرور جوانان بهشت و حجت خدا بر امت است. کار او کار من و سخنش، سخن من است، و هر که از او پیروی کند، از من است و هر که او را نافرمانی کند، از من نیست. آن گاه که وی را دیدم، اهانتی را که پس از من بر وی خواهد رفت، یادآوردم. او را پیوسته خوار خواهد داشت تا سرانجام، از سر ستم و دشمنی، با زهر شهید خواهند کرد. در آن زمان، فرشتگان هفت آسمان، همگان، حتی پرندگان، در فضای آسمان و ماهی ها، در اعماق دریاها خواهند گریست. در آن روزی که دل ها همه
محزون خواهد شد، دل کسی که بر او غمگین شود، محزون نخواهد گردید و گام کسی که در بقیع، او را زیارت کرده باشد در آن روزی که گام ها، همه می لرزند بر روی پل صراط نخواهد لرزید.و اما حسین، به راستی که از من است، او پسرم، فرزندم، و پس از برادرش، برترین آفریدگان است. او پیشوای مسلمانان، مولای مؤمنان، خلیفه ی پروردگار جهانیان، فریاد رس دادخواهان، پناه امن پناه جویان و حجت خدا بر همه ی آفریدگان است. همو سرور جوانان بهشت و درگاه نجات امت است، کار او، کار من و طاعتش، طاعت من است. هر که پیروش باشد از من است و هر که از او سر پیچد از من نیست. [ صفحه 92] من وقتی که او را دیدم به یاد آوردم آن چه را که بر او خواهد رفت. تو گویی من با او و در آن جا هستم و می بینم که به حرم و قبرم پناه می آورد، اما پناه داده نمی شود. من او را در عالم رؤیا، به آغوشم خواهم کشید و به کوچیدن از سرای هجرتم، فراخواهم خواند و به شهادت، بشارتش خواهم داد. او از آن جا به سرزمین قتلگاهش و به محل بر افتادنش، زمین «کرب» و «بلا» و صحرای قتل و فنا، کوچ خواهد کرد. گروهی از مسلمانان او را یاری خواهند کرد. آنان در روز رستاخیز، شهیدان امتم را سرورند.گویی او را می بینم که بر پیکرش تیر زده می شود؛ از اسبش به خاک می افتد، سپس مظلومانه، چون گوسفندی که سربریده شود، ذبح می گردد. پس از این سخن، رسول خدا صلی الله علیه و آله و آنان که به
گرد آن حضرت گرد آمده بودند، گریستند تا آنجا که صدای ناله و ضجه آنان بلند شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و در حالی که می گفت: بار پروردگارا از آن چه پس از من به اهل بیتم خواهد رسید، به تو شکوه می کنم؛ به خانه اش رفت.»2 - عن علی بن أبی طالب علیه السلام قال: بینا أنا و فاطمه و الحسن و الحسین عند رسول الله صلی الله علیه و آله اذا التفت الینا فبکی، فقلت: ما یبکیک یا رسول الله؟ فقال: ابکی مما یصنع بکم بعدی، فقلت: و ما ذاک یا رسول الله؟ قال: أبکی من ضربتک علی القرن، و لطم فاطمه خدها، و طعنه الحسن فی الفخذ، و السم الذی یسقی، و قتل الحسین.قال: فبکی أهل البیت جمیعا، فقلت: یا رسول الله! ما خلقنا ربنا إلا للبلاء! قال: ابشر یا علی، فإن الله عزوجل قد عهد إلی لایحبک إلا مؤمن و لایبغضک إلا [ صفحه 93] منافق. [85] .از حضرت علی علیه السلام نقل است که گفت: «من، فاطمه، حسن و حسین، پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم که ناگهان، نگاهی به ما کرد و گریست. گفتم: یا رسول الله! به چه می گریی؟ گفت: به آن چه پس از من بر شما خواهد رفت. گفتم: یا رسول الله آن چیست؟ گفت: گریه ی من از آن ضربتی است که بر فرق سرت فرود آید؛ و از آن سیلی که بر گونه ی فاطمه زنند و از آن نیزه ای که بر پای حسن زنند و از زهری که او را مسموم سازد و از کشته شدن حسین.اهل خانه، همه، از این سخن رسول خدا، گریستند و من گفتم: یا رسول الله! پروردگارمان، ما را