مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 12

صفحه 12

تنها برای ابتلاء و آزمایش آفریده است!گفت: یا علی مژده باد تو را که خدای - عزوجل - مرا وعده داده که جز مؤمن دوستدار تو نگردد و غیر از منافق دشمن تو نباشد.»3 - عن أبی جعفر علیه السلام قال: کان النبی صلی الله علیه و آله فی بیت أم سلمه، فقال لها: لا یدخل علی أحد، فجاء الحسین و هو طفل، فما ملکت معه شیئا حتی دخل علی النبی صلی الله علیه و آله. قدخلت أم سلمه علی اثره، فاذا الحسین علی صدره و أذا النبی صلی الله علیه و آله یبکی و إذا فی یده شی یقلبه. فقال النبی صلی الله علیه و آله: یا أم سلمه إن هذا جبرئیل یخبرنی أن هذا مقتول، و هذ التربه التی یقتل علیها، فضعیها عندک، فأذا صارت دما فقد قتل حبیبی. فقالت أم سلمه، یا رسول الله سل الله أن یدفع ذلک عنه. قال: قد فعلت فأوحی الله عزوجل إلی: أن له درجه لاینالها أحد من المخلوقین، و أن له شیعه یشفعون فیشفعون، و أن المهدی من ولده، فطوبی لمن کن من أولیاء الحسین، و شیعته هم والله [ صفحه 94] الفائزون یوم القیامه. [86] .- از امام باقر علیه السلام نقل است که گفت: «روزی، پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه ی ام سلمه بود که به او گفت، کسی را به پیش من راه نده. حسین - که آن زمان کودکی بود - به آن جا آمد. ام سلمه نتوانست وی را باز دارد و او به پیش پیامبر صلی الله علیه و آله رفت. ام سلمه پشت سر او وارد خانه شد و حسین را دید که بر سینه ی پیامبر

صلی الله علیه و آله نشسته و پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که می گرید و چیزی در دست گرفته، زیر و رو می کند. پیامبر به ام سلمه گفت: اینک جبرئیل، به من خبر داد که پسرم، کشته می شود و این تربت از آن جایی است که در آن کشته خواهد شد، آن را با خود داشته باش و هر گاه تبدیل به خون گردد، بدان که حبیبم حسین کشته شده است. ام سلمه گفت: یا رسول الله از خدا بخواه که این سرنوشت را از وی برگرداند. پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: این کار را کردم، اما خدای عزوجل برایم وحی کرد: او را مرتبتی است که کسی از آفریدگان بدان نرسد و او را شیعیانی است که شفاعت کنند و شفاعتشان پذیرفته شود و مهدی (عج) - از فرزندان اوست. خوشا به حال کسی که از دوستداران و شیعیان حسین باشد که آنان به خدا، در روز رستاخیز رستگارانند.»4 - عن أبی عبدالله علیه السلام قال: لما علقت فاطمه علیهاالسلام بالحسین علیه السلام قال لها رسول الله: یا فاطمه إن الله قد وهب لک غلاما إسمه الحسین تقتله أمتی. قالت: فلا حاجه لی فیه. قال: إن الله عزوجل قد وعدنی فیه أن یجعل الأئمه من ولده. قالت: [ صفحه 95] قد رضیت یا رسول الله. [87] از امام صادق علیه السلام نقل است که گفت: «زمانی که فاطمه علیهاالسلام حسین علیه السلام را باردار شد، رسول خدا به او گفت: خدا به تو پسری دهد که نامش حسین باشد و امتم او را می کشند. گفت: پس مرا نیازی به وی نیست. گفت: خدا به من وعده داده که امامان

را از نسل او قرار دهد. گفت: راضی شدم، ای رسول خدا!»5 - عن عبد الرحمان بن کثیر الهاشمی قال: قلت لأبی عبدالله علیه السلام جعلت فداک من أین جاء لولد الحسین الفضل علی ولد الحسن و هما یجریان فی شرع واحد؟فقال: لا أریکم تأخذون به، إن جبرئیل نزل علی محمد صلی الله علیه و آله و ما ولد الحسین بعد، فقال له: یولد لک غلام تقتله أمتک من بعدک. فقال: یا جبرئیل لاحاجه لی فیه فخاطبه ثلاثا، ثم دعا علیا فقال له: إن جبرئیل یخبرنی عن الله عزوجل أنه یولد لک غلام تقتله أمتک من بعدک، فقال،: لاحاجه لی فیه یا رسول الله، فخاطب علیا ثلاثا، ثم قال: إنه یکون فیه و فی ولده الإمامه والوارثه والخزانه.فارسل الی فاطمه علیهاالسلام أن الله یبشرک بغلام تقتله أمتی من بعدی.فقالت فاطمه: لیس لی حاجه فیه یا أبه فخاطبها ثلاثا ثم أرسل إلیها لابد أن یکون فیه الإمامه و الوارثه و الخزانه، فقالت له: رضیت عن الله عزوجل فعلقت و حملت بالحسین فحملت سته أشهر، ثم وضعته و لم یعش مولود قط لسته أشهر غیرالحسین بن علی و عیسی بن مریم علیهاالسلام، فکفلته ام سلمه و کان رسول الله یأتیه فی کل یوم فیضع لسانه فی فم الحسین علیه السلام فیمصه حتی یروی فأنبت الله تعالی لحمه من لحم رسول الله صلی الله علیه و آله و لم یرضع من فاطمه علیهاالسلام و لا من غیرها لبنا قط، فلما [ صفحه 96] انزل الله تبارک و تعالی فیه: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ أشده و بلغ أربعین سنه، قال رب أوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علی و علی والدی

و أن اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی) [88] فلو فال: اصلح لی ذریتی کانوا کلهم ائمه لکن خص هکذا. [89] .عبدالرحمان بن کثیر هاشمی گوید: «به امام صادق علیه السلام گفتم: قربانت گردم، برتری فرزندان حسین بر فرزندان حسن از کجا است، با این که هر دو، در یک راه می روند؟گفت: نبینم که چنین باوری داشته باشید. پیش از آن که حسین متولد بشود، روزی جبرئیل بر محمد صلی الله علیه و آله فرود آمد و به او گفت: تو را پسری متولد شود که پس از تو امتت او را می کشند. گفت: یا جبرئیل مرا نیازی به وی نیست. جبرئیل گفتار خود را سه بار تکرار کرد، تا این که پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را خواند و به او گفت: جبرئیل از جانب خدا به من خبر داده است: تو را پسری زاده شود که امتت او را می کشند.علی علیه السلام گفت: یا رسول الله مرا به وی نیازی نیست. پیامبر سه بار، این گفته را با علی تکرار کرد و در ادامه گفت: امامت، وراثت و خزانه داری گنجینه ی نبوت، در او و فرزندان او خواهد بود.پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام پیام فرستاد که خدا به تو پسری را بشارت می دهد که امتم، پس از من او را می کشند. فاطمه گفت: باباجان مرا نیازی به وی نیست. [ صفحه 97] پیامبر، این را سه بار با او گفت، سپس این خبر را به او فرستاد که: حتما امامت و وراثت و خزانه داری گنجینه ی نبوت ناگزیر باید در او باشد. فاطمه گفت: در آن صورت، از

خداوند متعال خوشنودم. فاطمه علیهاالسلام حسین را باردار شد و شش ماهه به دنیا آورد. قبل از «حسین بن علی»، جز «عیسی بن مریم» هرگز نوزادی شش ماهه به دنیا نیامده بود که زنده بماند.پس از تولد، ام سلمه، نگهداری از وی را به عهده گرفت و رسول خدا صلی الله علیه و آله، هر روز پیش حسین می آمد و زبانش را در دهان او می نهاد و او آن را آن قدر می مکید تا سیراب می شد. بدین ترتیب خداوند متعال، گوشت حسین علیه السلام را از گوشت رسول خدا صلی الله علیه و آله رویانید و حسین، از فاطمه علیهاالسلام و هیچ زنی دیگر شیر نخورد و آن گاه که خدای تبارک و تعالی در حق وی این آیه را فرستاد:«دوران باروری و شیرخواری او سی ماه باید تا به حد رشد رسد و چهل سالگی را دریابد، گفت: پروردگارا! بر دلم بیفکن تا نعمتی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای، سپاس گویم و کار نیک چنان کنم که تو را پسند آید و مرا پس از خودم در میان فرزندانم، صالح و نیک نگهدار.» [90] .اگر می گفت: «فرزندان مرا نیک ساز»، همه ی فرزندانش «امام» می شدند و لکن این چنین تخصیص داد.» [91] . [ صفحه 98] 6 - عن علی علیه السلام قال: قال النبی صلی الله علیه و آله: یقتل الحسین شرالأمه و یتبرء من ولده من یکفربی. [92] .- از حضرت علی علیه السلام نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «حسین را بدترین مسلمانان می کشند و کسانی، از فرزندان او بیزاری و برائت می جویند که بر من کفر ورزیده اند.»7 - عن

صفیه بنت عبدالمطلب، قالت: سقط الحسین من بطن أمه فدفعته إلی النبی صلی الله علیه و آله فوضع النبی لسانه فیه و أقبل الحسین علی لسان رسول الله یمصه، فما کنت أحسب رسول الله یغذوه ألا لبنا أو عسلا. قالت: فبال الحسین، فقبل النبی بین عینیه، ثم دفعه الی و هو یبکی و یقول: لعن الله قوما هم قاتلوک یا بنی، یقولها ثلاثا. قالت: فقلت فداک أبی و أمی و من یقتله؟ قال: بیقه الفئه الباغیه من نبی أمیه. [93] .صفیه دختر عبدالمطلب، گوید، «وقتی حسین از مادرش زاده شد، او را به پیامبر دادم. پیامبر زبانش را در دهان وی نهاد و حسین شروع به مکیدن زبان پیامبر کرد و من، خیال نمی کنم رسول خدا صلی الله علیه و آله او را جز با شیر و عسل، تغذیه کرده باشد.»صفیه در ادامه می گوید: «در آن حال، حسین بول کرد و رسول خدا میان دو چشمش را بوسید و در حالی که گریه می کرد او را به من داد و گفت: پسرم! خدا لعنت کند آن گروهی را که تو را خواهند کشت و سه بار این سخن را تکرار کرد. [ صفحه 99] صفیه گوید: من گفتم: پدر و مادرم فدایت! چه کسی او را می کشد؟ گفت: باقی مانده ی آن گروه سرکش، از بنی امیه.» [94] .8 - عن إبن عباس، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من سره أن یحیا حیاتی و یموت میتتی و یدخل جنه عدن منزلی و یمسک قضیبا غرسه ربی عزوجل، ثم قال له کن فیکون، فیلتول علی بن أبی طالب و لیأتم بالأوصیاء من ولده، فإنهم عترتی، خلقوا من طینتی، الی الله

أشکوا أعداءهم من أمتی، المنکرین لفضلهم، القاطعی فیهم صلتی، و أیم الله لیقتلن بعدی ابنی الحسین، لا أنا لهم الله شفاعتی. [95] .از ابن عباس نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: هر که خوش دارد، که چون زندگانی من زندگانی کند و مانند مردن من بمیرد و در بهشت جاویدان به سرای من درآید و از آن درختی که پروردگارم خود کاشته، شاخه ای برای خود بردارد و به آن بگوید: باش تا باشد، باید که علی بن ابی طالب را دوست داشته باشد و از فرزندان سفارش شده ی او پیروی کند زیرا که آنان خانواده ی من هستند که از سرشت من آفریده شده اند. از دشمنان آنان که از میان امتم باشند به خدا شکوه می برم که برتری آنان را انکار می کنند و ارتباط مرا با آنان قطع می کنند و تا آنجا که به خدا پس از من، پسرم حسین را می کشند که خدا آنها را به شفاعتم نرساند! [ صفحه 100]

پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل

عن ابن عباس، قال: قال علی علیه السلام لرسول الله صلی الله علیه و آله: یا رسول الله انک لتحب عقیلا؟ قال: أی والله إنی لاحبه حبین: حبا له و حبا لحب ابی طالب له و إن ولده لمقتول فی محبه ولدک، فتدمع علیه عیون المؤمنین، و تصلی علیه الملائکه المقربون. ثم بکی رسول الله صلی الله علیه و آله حتی جرت دموعه علی صدره، ثم قال: إلی الله أشکوا ما تلقی عترتی من بعدی. [96] .- از ابن عباس نقل است که «علی علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: یا رسول الله آیا شما عقیل را دوست دارید؟ گفت: آری به خدا به دو

جهت، به او مهر می ورزم؛ یکی به خاطر خودش و دیگری به خاطر محبتی که ابوطالب به او داشت. فرزند او در راه دوستی فرزند تو کشته می شود و چشم مؤمنان برای او می گریند و فرشتگان مقرب بر او درد می فرستند. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان با شدت گریست که اشکش بر سینه اش جاری گشت، سپس گفت: از آن چه پس از من برخاندانم خواهد رسید، به خدا شکوه می کنم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه