مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 22
- مقدمه 1
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- هدف پژوهش 1
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- مقتل شیخ صدوق 2
- شیوه ی پژوهش 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- داستان دردائیل 4
- قصه ی فطرس 4
- مولود پاکیزه 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- در حدیث دیگران 14
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- در مسیر شهادت 15
- امتناع از بیعت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- در منزل قطقطانه 17
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- شب عاشورا 18
- ورود به کربلا 18
- در صبح عاشورا 19
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- شهادت زهیر بن قین 20
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- وصف الحال شهیدان 23
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- شمار زخم ها 24
- انگشتر امام حسین 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- وصیت امام حسین 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- به خدا حسین کشته شد 27
- پس از شهادت 27
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- گریه ی آسمان 28
- فرایند فاجعه 28
- سوگواری پریان 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- در زندان شام 30
- سرگذشت پسران مسلم 30
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- گریه بر ذبیح الله 31
- انا قتیل العبره 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- محبان امام حسین 33
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- فرشتگان کربلا 35
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت شهدای کربلا 40
- زیارت وداع 40
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- تربت کربلا 41
- در قداست حرم مقدس 41
- حریم مرقد مطهر 41
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشوار و موعود منتقم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- توضیح 46
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- دعای باران 47
- در باب خداشناسی 47
- امامت و مردم داری 48
- خصومت بنی امیه 48
- خیر دنیا و آخرت 48
- نفرین منافقان 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
و برز من بعده ]یزید بن[ زیاد بن مهاصر الکندی، فحمل علیهم و أنشأ یقول:أنا یزید [145] و أبی مهاصر اشجع من لیث العرین الخادریا رب إنی للحسین ناصر و لابن سعد تارک مهاجرفقتل منهم تسعه ثم قتل.... [146] .پس از مالک بن أنس، یزید بن زیاد بن مهاصر کندی به آوردگاه آمد، به آن ها یورش برد، در حالی که می سرود:- منم یزید و پدرم مهاصر، شجاع تر از شیر امیر بیشه.- حسین را یاورم پروردگارا، از ابن سعد برگشته، رهیده. [147] .
شهادت عبدالله بن عمیر
و برز من بعده ]ابو[ وهب بن وهب و کان نصرانیا أسلم علی یدی الحسین علیه السلام هو و أمه ]زوجته[ فاتبوه إلی کربلاء، فرکب فرسا و تناول بیده عمود الفسطاط، فقاتل و قتل من القوم سبعه أو ثمانیه، ثم استؤسر، فأتی به عمر بن سعد فأمر بضرب عنقه، فضربت عنقه و رمی به ألی عسکر الحسین و أخذت أمه [ صفحه 153] ]أمرأته[ سیفه و برزت، فقال لها الحسین علیه السلام یا أم وهب، إجلسی فقد وضع الله الجهاد عن النساء، إنک و ابنک ]زوجک[ مع جدی محمد صلی الله علیه و آله فی الجنه.... [148] .پس از یزید بن زیاد، ابووهب بن وهب [149] به میدان رفت. او پیش تر نصرانی بود که خود و مادرش ]همسرش[ به دست حسین علیه السلام اسلام آوردند و تا کربلا با او آمدند. او بر اسبی سوار شد و ستون خیمه ای به دست گرفت و جنگید. پس از آن که از گروه مقابل، هفت یا هشت نفری را کشت، اسیر شد، او را به پیش عمرسعد بردند و او دستور داد گردنش را بزنند. گردنش را زدند و سرش
را به سوی سپاه حسین علیه السلام پرتاب کردند. مادرش ]زنش[ شمشیر او را برداشت و به سوی میدان رفت. امام حسین علیه السلام به وی گفت: ام وهب، بنشین که جهاد از زنان برداشته شده است، تو و پسرت ]شوهرت[ در بهشت، با جدم محمد صلی الله علیه و آله خواهید بود. [150] .
شهادت نافع بن هلال
ثم برز من بعده ]نافع بن[ هلال ثم قتل.... [151] .بعد از وهب عبدالله بن عمیر کلبی، «نافع بن هلال - ابن حجاج - جملی» به میدان تاخت در حالی که چنین رجز می خواند: [ صفحه 154] - با کمانی که نوک تیرهایش، علامت گذاری و شناخته شده است، تیراندازی کنم و نترسم که ترس، جان کسی را سودی نبخشد.و سیزده مرد از آن ها را کشت و سپس کشته شد.... [152] .
شهادت عبدالله بن مسلم
و برز من بعده عبدالله بن مسلم بن عقیل بن أبی طالب، و أنشأ یقول:أقسمت لاأقتل إلا حرا و قد وجدت الموت شیئا مراأکره أن أدعی جبانا فرا إن الجبان من عصی و فرافقتل منهم ثلاثه ثم قتل.... [153] .و بعد از «نافع بن هلال جملی»، «عبدالله» پسر «مسلم بن عقیل بن أبی طالب» به آوردگاه شتافت که چنین رجز می خواند:- سوگند خورده ام که جز با آزادگی، کشته نشوم و گرچه مرگ را چیزی تلخ یافته ام، دوست ندارم ترسویی خوانده شوم که از میدان گریخته است؛ که، آن که خدا را نافرمانی کند و بگریزد، ترسو است.سپس سه تن از آنان را کشت و خود نیز کشته شد. [154] .
شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن
و برز من بعده علی بن الحسین، [155] فلما برز إلیهم دمعت عین الحسین علیه السلام فقال: [ صفحه 155] اللهم کن أنت الشهید علیهم، فقد برز إلیهم ابن رسولک و أشبه الناس وجها و سمتا به، فجعل یرتجز و هو یقول:أنا علی بن الحسین بن علی نحن و بیت الله أولی بالنبی أما ترون کیف أحمی عن أبی فقتل منهم عشره ثم رجع إلی أبیه فقال: یا أبه العطش، فقال الحسین علیه السلام:صبرا یا بنی، یسقیک جدک بالکأس الأوفی. فرجع فقاتل حتی قتل منهم أربعه و أربعین رجلا، ثم قتل.و برز من بعده القاسم بن الحسین بن علی بن أبی طالب و هو یقول:لاتجزعی نفسی فکل فان الیوم تلقین ذری الجنان فقتل منهم ثلاثه، ثم رمی عن فرسه.... [156] .پس از عبدالله بن مسلم، علی اکبر، پسر امام حسین علیه السلام به مبارزه برخاست، وقتی که به سوی دشمن می رفت، اشک از چشم حسین علیه السلام جاری شد و گفت: بار پروردگارا، تو خود گواه