مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 25

صفحه 25

الله بالغ أمره. و کان علی بن الحسین علیه السلام. و کان نقش خاتم جعفر بن محمد علیه السلام: الله ولیی و عصمتی من خلقه. و کان نقش خاتم أبی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام: حسبی الله.قال الحسین بن خالد: و بسط أبوالحسن الرضا علیه السلام کفه و خاتم أبیه فی إصبعه [ صفحه 173] حتی أرانی النقش. [168] .(شیخ صدوق در حدیث مفصلی از امام رضا علیه السلام نقل می کند که آن حضرت در بخش پایانی سخنانش گفت): نقش نگین انگشتری حضرت محمد صلی الله علیه و آله:«لا اله الا الله، محمد رسول الله»، بود. و نقش نگین انگشتری امیرالمؤمنین علیه السلام: «الملک لله» (هستی، تنها خدا راست)، بود و نقش نگین انگشتری امام حسن علیه السلام: «العزه لله» (عزت، تنها خدا راست)، بود و نقش نگین انگشتری امام حسین علیه السلام: «إن الله بالغ أمره» (البته خدا به کارش می رسد)، بود و امام سجاد انگشتری پدرش، امام حسین علیه السلام را به دست می کرد و امام محمد باقر علیه السلام، نیز انگشتری امام حسین علیه السلام را در انگشت داشت و نقش نگین انگشتری امام جعفر صادق علیه السلام: «الله ولیی و عصمتی من خلقه» (خدا، مولای من و نگهدارنده ام از گزند آفریدگانش است)، بود و نقش نگین انشگتری پدرم امام موسی بن جعفر علیه السلام: «حسبی الله» (خدا مرا بس است)، بود»حسین، پسر خالد - راوی حدیث - گوید: «امام رضا علیه السلام دستش را گشود و به سوی من دراز کرد و نقش نگین انگشتری پدرش را که در انگشتش بود، نشانم داد.»3. عن محمد بن مسلم، قال: سألت الصادق جعفر بن محمد علیه السلام عن خاتم الحسین بن علی إلی من صار؟ و ذکرت به

أنی سمعت أنه أخذ من إصبعه فیما أخذ. قال: لیس کما قالوا، إن الحسین علیه السلام أوصی إلی ابنه علی بن الحسین علیه السلام و جعل خاتمه فی إصبعه و فوض إلیه أمره، کما فعله رسول الله صلی الله علیه و آله بأمیرالمؤمنین علیه السلام [ صفحه 174] و فعله أمیرالمؤمنین بالحسن علیه السلام و فعله الحسن بالحسین علیه السلام ثم صار ذلک الخاتم إلی أبی بعد أبیه و منه صار إلی، فهو عندی و انی لألبسه کل جمعه و أصلی فیه.قال محمد بن مسلم: فدخلت ألیه یوم الجمعه و هو یصلی، فلما فرغ من الصلاه مد إلی یده، فرأیت فی إصبعه خاتما لا إله الله عده عده للقاء الله، فقال: هذا خاتم جدی أبی عبدالله الحسین بن علی علیه السلام. [169] .از محمد بن مسلم نقل است که: «از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم که انگشتری امام حسین علیه السلام به چه کسی رسید؟ و به او گفتم که من شنیده ام، آن نیز در میان چیزهایی که غارت شد، به یغما رفت. امام صادق علیه السلام گفت: چنان نیست که می گویند. بلکه امام حسین علیه السلام آن را به پسرش، امام سجاد علیه السلام سپرد و خود انگشترش را در انگشت او کرد و کارش (امامت) را به او واگذار نمود، همچنان که رسول خدا، به امیرالمؤمنین علیه السلام واگذار کرده بود و امیرمؤمنان به امام حسن علیه السلام و امام حسن علیه السلام به امام حسین علیه السلام سپرده بود. سپس آن انگشتری بعد از پدر پدر من، به پدرم رسیده بود که از او نیز به من رسیده است و اینک پیش من است و من هر جمعه، آن را در انگشتم می کنم و با آن نماز می خوانم.»محمد

بن مسلم گوید: «روز جمعه ای، به پیش او رفتم و او در حال نماز بود. از نماز که فارغ شد دستش را به سوی من دراز کرد و من در انگشتش، انگشتری دیدم که نقش نگینش چنین بود: «لا إله إلا الله عده للقاء الله» و گفت: این است انگشتری جدم، ابوعبدالله، حسین بن علی علیه السلام.» [170] . [ صفحه 175]

وصیت امام حسین

عن أبی جعفر علیه السلام قال: لما حضرت علی بن الحسین علیه السلام الوفاه ضمنی إلی صدره، ثم قال: یا بنی! أوصیک بما أوصانی به أبی حین حضرته الوفاه و بما ذکر أن أباه أوصاه به، فقال: یا بنی إیاک و ظلم من لایجد علیک ناصرا الا الله. [171] .(از ابوحمزه ی ثمالی روایت است که گوید) امام باقر علیه السلام گفت: «وقتی که حالت احتضار به پدرم، امام سجاد علیه السلام، دست داد مرا آغوشش کشید، و سپس گفت: تو را سفارش می کنم به آن چه که پدرم (امام حسین علیه السلام) هنگام مرگش مرا به آن سفارش کرد و یادآوری نمود که پدرش نیز او را به آن سفارش کرد و گفت: «پسرم از ستم کردن به کسی که در برابر تو، غیر از خدا یار و یاوری نداد، بسیار پرهیز کن!»

غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین

عن عبدالله بن الحسن المثنی، عن امه فاطمه بنت الحسین، قالت: دخلت الغاغه [172] علینا الفسطاط و أنا جاریه صغیره و فی رجلی خلخالان من ذهب، فجعل رجل یفض الخلخالین من رجلی و هو یبکی، فقلت: ما یبکیک یا عدو الله؟!فقال: کیف لاأبکی و أنا أسلب إبنه رسول الله! فقلت: لاتسلبنی. قال: أخاف أن یجی ء غیری فیأخذه. قالت: و انتهبوا ما فی الأبنیه حتی کانوا ینزعون الملاحف [ صفحه 176] عن ظهورنا. [173] .عبدالله، پسر حسن مثنی، از مادرش، فاطمه، دختر امام حسین علیه السلام، نقل می کند که: «انبوه غارتگران به خیمه های ما وارد شدند. من دختری خردسال بودم که در پاهایم دو خلخال از طلا داشتم، مردی، با گریه آن دو خلخال را از پاهایم می کند! گفتم: ای دشمن خدا: برای چه می گریی؟ گفت: چگونه گریه نکنم که دختر

رسول خدا را غارت می کنم! گفتم: غارتم نکن. گفت:می ترسم دیگری بیاید و آن را بردارد.»فاطمه، بنت الحسین، گوید: «هر چه در خیمه ها بود، به تاراج بردند، تا آن جا که چادرها را از دوش ما برداشتند.»

روز عاشورا به روایت امام رضا


1. قال الرضا علیه السلام: إن المحرم شهر کان أهل الجاهلیه یحرمون فیه القتال، فاستحلت فیه دماؤنا و هتک فیه حرمتنا و سبی فیه ذرارینا و نساؤنا و أضرمت النیران فی مضاربنا و انتهب ما فیها من ثقلنا و لم ترع لرسول الله حرمه فی أمرنا.إن یوم الحسین أقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض کرب و بلاء، أورثتنا الکرب و البلاء، إلی یوم الأنقضاء، فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون، فإن البکاء یحط الذنوب العظام.ثم قال: کان أبی إذا دخل شهر المحرم لایری ضاحکا و کانت الکآبه تغلب علیه حتی یمضی منه عشره ایام، فإذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و [ صفحه 177] حزنه و بکائه و یقول: هو الیوم الذی قتل فیه الحسین علیه السلام. [174] .امام رضا علیه السلام گفت: «محرم، ماهی است که مردمان جاهلیت، جنگ را در آن، حرام می دانستند، اما خون ما در آن ماه، حلال انگاشته شد و حرمتمان شکسته شد و کودکان و زنانمان به اسارت گرفته شد و آتش در خیمه های ما اندک شد و متاع و حشممان، به تاراج برده شد و در برخورد با ما، برای رسول خدا، حرمتی مراعات نشد. روز شهادت حسین علیه السلام دیدگان ما را زخمی ساخت و اشک چشمانمان را جاری کرد و عزیز ما را در زمین رنج و بلا، خوار نمود، زمینی که، تا قیامت، اندوه و بلا را برای ما باقی گذاشت. گریه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه