مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 43

صفحه 43

آن را تا روز رستاخیز، در نسل حسین قرار داده است. گفتم، یابن رسول الله، چرا امامت، در فرزندان امام حسین باشد و در فرزندان امام حسن نباشد، در حالی که آن ها، هر دو فرزند و سبط رسول خدایند و هر دو سرور جوانان بهشتند؟ گفت: موسی و هارون، هر دو برادر، پیامبر و فرستاده ی خدا بودند، اما خدا پیامبری را در نسل هارون قرار داد، نه در نسل موسی و کسی را نمی رسد که بگوید: چرا خدا چنین کرد؟ برای این امامت، خلافت خدای عزوجل است و کسی را نمی رسد که بگوید: خدا چرا آن را در نسل حسین قرار داد و در نسل حسن قرار نداد، زیرا که خداوند تبارک و تعالی، در کارهایش حکیم است و «از آن که می کند پرسیده نمی شود و دیگرانند که پرسیده می شوند.»12. عن محمد بن أبی یعقوب البلخی، قال: سألت أباالحسن الرضا علیه السلام فقلت له: لأی عله صارت الإمامه فی ولد الحسین علیه السلام دون ولد الحسن علیه السلام؟ فقال: لأن الله عزوجل جعلها فی ولد الحسین علیه السلام و لم یجعلها فی ولد الحسن و الله لایسئل [ صفحه 296] عما یفعل. [312] محمد، پسر ابویعقوب بلخی، گوید که از امام رضا علیه السلام پرسیدم: «به چه علتی امامت در فرزندان امام حسین علیه السلام شد و در فرزندان امام حسن علیه السلام نشد؟ گفت: برای این که خداوند متعال آن را در فرزندان امام حسین علیه السلام قرار داد و در فرزندان امام حسن علیه السلام قرار ندارد و خدا از آن که می کند پرسیده نمی شود.»

عاشورا و قیام قائم


1. عن أبی عبدالله علیه السلام قال: إنا آل أبی سفیان أهل بیتین تعادینا فی الله، قلنا: صدق الله و

قالوا: کذب الله. قاتل أبوسفیان رسول الله صلی الله علیه و آله و قاتل معاویه علی بن أبی طالب علیه السلام و قاتل یزید بن معاویه الحسین بن علی علیه السلام و السفیانی یقاتل القائم (عج). [313] از امام صادق علیه السلام نقل است که: «ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده ایم که درباره ی خدا، دشمن هم شدیم، ما گفتیم: خدا راست می گوید و آن ها گفتند: خدا دورغ می گوید. ابوسفیان با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگید و معاویه با امام علی علیه السلام جنگید و یزید بن معاویه با امام حسین علیه السلام جنگید و سفیانی نیز با امام قائم (عج) خواهد جنگید. [314] .2. عن عبد السلام بن صالح الهروی، قال: قلت لأبی الحسن الرضا علیه السلام یابن رسول الله ما تقول فی حدیث روی عن الصادق علیه السلام أنه قال: إذا خرج القائم علیه السلام قتل [ صفحه 297] ذراری قتله الحسین علیه السلام بفعال آبائهم؟ [315] فقال علیه السلام: هو کذلک، فقلت: و قول الله عزوجل: (و لا تزر وازره وزر اخری) [316] ما معناه؟قال: صدق الله فی جمیع أقواله، ولکن ذراری قتله الحسین یرضون بأفعال آبائهم و یفتخرون بها و من رضی شیئا کان کمن أتاه و لو أن رجلا قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل فی المغرب لکان الراضی عندالله عزوجل شیک القاتل و إنما یقتلهم القائم علیه السلام اذا خرج لرضاهم بفعل آبائهم، قال: فقلت له: بأی شی ء یبدء القائم علیه السلام منکم اذا قال؟ قال: بیدء ببنی شیبه فیقاطع أیدیهم لأنهم سراق بیت الله عزوجل. [317] .عبدالسلام هروی گوید: «به امام رضا علیه السلام گفتم: یابن رسول الله، درباره ی حدیثی که از امام صادق علیه السلام روایت شده که: «زمانی که امام قائم (عج)، از اختفا

درآید، نوادگان کشندگان امام حسین علیه السلام را به خاطر کار پدرانشان خواهد کشت»، چه می گویید؟ امام رضا علیه السلام گفت: این چنین است. گفتم: پس آیه ای که می گوید: «هرگز بار بردارنده ای، بار ]گناه[ دیگری را برنمی دارد.» معنایش چیست؟امام رضا علیه السلام گفت: همه ی سخنان خدا، درست است، اما نوادگان کشندگان امام حسین، از کار پدرانشان خوشنودند و به آن افتخار می کنند و هر کس از کاری خوشنود باشد، مانند کسی است که آن کار را کرده باشد. اگر مردی در مشرق [ صفحه 298] کشته شود و مردی در مغرب از کشته شدن او خوشنود باشد، خوشنود شونده پیش خدای عزوجل، شریک قاتل است. امام قائم (عج) نیز آن گاه که از اختفا درآید، آن ها را تنها برای این که از کار پدرانشان خوشنودند، خواهد کشت.راوی گوید به امام گفتم: قیام کننده ی شما آن گاه که قیام کند، از کجا شروع خواهد کرد؟ گفت: از فرزندان شیبه شروع می کند و دستان آن ها را قطع می کند زیرا آن دزدان خانه ی خدایند.»3. عن ابی حمزه ثابت بن دینار الثمالی قال: سألت أباجعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام یابن رسول الله لم سمی علی علیه السلام أمیرالمؤمنین و هو اسم ما سمی به أحد قبله و لایحل لأحد بعده؟ قال: لأنه میره العلم یمتار منه و لایمتار من أحد غیره، قال: فقلت یا بن رسول الله فلم سمی سیفه ذوالفقار، فقال: لأنه ما ضرب به أحد من خلق الله إلا أفقره من هذه الدنیا من أهله و ولده و أفقره فی الآخره من الجنه، قال: فقلت یابن رسول الله فلستم کلکم قائمین بالحق؟ قال: بلی. قلت فلم سمی القائم قائما؟قال: لما قتل جدی الحسین علیه السلام ضجت الملائکه الی

الله تعالی بالبکاء و النجیب و قالوا: إلهنا و سیدنا أتغفل عمن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ فأوحی الله عزوجل إلیهم: قروا ملائکتی فوعزتی و جلالی لأنتقمن منهم و لو بعد حین، ثم کشف الله عزوجل عن الأئمه من ولد الحسین علیه السلام للملائکه فسرت الملائکه بذلک فاذا احدهم قائم یصلی فقال الله عزوجل: بذلک القائم أنتقم منهم. [318] . [ صفحه 299] ابوحمزه ثمالی گوید از امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم: «یابن رسول الله، چرا علی علیه السلام، «امیرالمؤمنین» نامیده شد؛ نامی که پیش از او کسی با آن نامیده نشده بود و پس از او نیز برای کسی حلال نیست که با آن نامیده شود؟ گفت: زیرا، او معدن [319] دانش است، دانش از او یافت می شود و از کسی جز او یافت نشود. راوی گوید، گفتم: یابن رسول الله شمشیرش چرا ذوالفقار (برنده و شکافنده) نامیده شده است؟ گفت: زیرا، هر که از آفریدگان خدا، با آن زده شد، او را در این دنیا از خانواده و فرزندانش و در آن دنیا از بهشت برید و دور ساخت.راوی گوید، گفتم: یابن رسول الله، مگر همه ی شما به حق قیام کننده نیستید؟ گفت: آری، هستیم. گفتم:پس چرا فقط امام قائم (عج)، قیام کننده نامیده شده است؟ گفت هنگامی که جدم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان رو به سوی خداوند متعال، با گریه و فریاد، بر او ضجه زدند و گفتند، پروردگارا، سرورا، آیا آنان را که برگزیده و فرزند برگزیده ی تو و بهترین آفریده ات را کشتند، رها می کنی؟ خدای عزیز و جلیل بر آن ها وحی کرد: آرام باشید، ای فرشتگان من، به عزت و

جلالم سوگند که خود، از آنان انتقام می گیرم، اگرچه پس از گذشت زمانی باشد. سپس خداوند عزیز و جلیل، پرده از چهره ی پیشوایان، از نسل حسین علیه السلام برداشت، و فرشتگان شادمان شدند و دیدند که یکی از آنان در حال قیام، نماز می خواند؛ که خدای عزوجل گفت: با همین قیام کننده از آن ها انتقام می گیرم.»4. حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق الطالقانی رضی الله عنه قال کنت عند [ صفحه 300] الشیخ أبی القاسم الحسین بن روح قدس الله روحه مع جماعه فیهم علی بن عیسی القصری فقام إلیه رجل فقال له: أرید أسألک عن شی ء فقال له: سل عما بدا لک. فقال الرجل: أخبرنی عن الحسین بن علی علیه السلام أهو ولی الله؟ قال: نعم. قال: أخبرنی عن قاتله لعنه الله أهو عدو الله؟ قال، نعم. قال الرجل: فهل یجوز أن یسلط الله عدوه علی ولیه؟فقال له أبوالقاسم قدس الله روحه: إفهم عنی ما أقول لک، إعلم أن الله تعالی لایخاطب الناس بشهاده العیان و لایشافههم بالکلام و لکنه عزوجل بعث إلیهم رسولا من أجناسهم و أصنافهم بشرا مثلهم، فلو بعث إلیهم رسلا من غیر صنفهم و صورهم لنفروا عنهم و لم یقبلوا منهم، فلما جاؤوهم و کانوا من جنسهم یأکلون الطعام و یمشون فی الأسواق قالوا لهم، أنتم مثلنا فلا نقبل منکم حتی تأتون بشی ء نعجز أن نأتی بمثله فنعلم أنکم مخصوصون دوننا بما لانقدر علیه، فجعل الله تعالی لهم المعجزات التی یعجز الخلق عنها، من جاء بالطوفان بعد الإنذار و الإعذار فغرق جمیع من طغی و تمرد. [320] .و منهم من ألقی فی النار فکانت علیه بردا و سلاما [321] . و منهم

من اخرج من الحجر الصلد ناقه و أجری فی ضرعها لبنا. [322] و منهم من فلق له البحر و فجر له من الحجر العیون و جعل له العصا الیابسه ثعبانا فتلقف ما یأفکون. [323] و منهم من أبرء [ صفحه 301] الأکمه و الأبرص و أحیی الموتی بإذن الله تعالی و أنبأهم بم یأکلون و ما یدخرون فی بیوتهم. [324] و منهم من انشق له القمر و کلمته البهائم مثل البعیر و الذئب و غیر ذلک، [325] فلما أتوا بمثل ذلک و عجز الخلق من أممهم عن أن یأتوا بمثله کان من تقدیر الله تعالی و لطفه بعباده و حکمته أن جعل أنبیائه مع هذا المعجزات فی حال غالبین و فی أخری مغلوبین، و فی حال قاهرین و فی حال مقهورین و لو جعلهم الله فی جمیع أحوالهم غالبین و قاهرین و لم یبتلهم و لم یمتحنهم لأتخذهم الناس آلهه دون الله تعالی و لما عرف فضل صبرهم علی البلاء و المحن و الإختبار [326] و لکنه عزوجل جعل أحوالهم فی ذلک کأحوال غیرهم لیکونوا فی حال المحنه و البلوی صابرین و فی حال العافیه و الظهور علی الأعداء شاکرین و یکونوا فی جمیع أحوالهم متواضعین غیر شامخین و لامتجبرین، و لیعلم العباد أن لهم علیه السلام إلها هو خالقهم و مدبرهم فیعبدوه و یطیعوا رسله و تکون حجه الله تعالی ثابته علی من تجاوز الحد فیهم و ادعی لهم الربوبیه أو عاند و خالف و عصی و جحد بما أتت به الأنبیاء و الرسل، (ولیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه). [327] .قال محمد بن ابراهیم بن اسحاق رضی الله عنه:

فعدت إلی الشیخ أبی القاسم الحسین بن روح قدس الله روحه من الغد و أنا أقول فی نفسی أتراه ذکر ما ذکر لنا یوم أمس من عند نفسه فابتد أنی فقال لی: یا محمد بن ابراهیم لأن أخر من السماء [ صفحه 302] فتخطفی الطیر أو تهوی بی الریح فی مکان سحیق [328] أحب إلی من أن أقول فی دین الله تعالی ذکره برأتی و من عند نفسی بل ذلک عن الأصل و مسموع عن الحجه صلوات الله علیه. [329] .محمد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی گوید با گروهی که علی بن عیسای قصری نیز در میان آنها بود، پیش ابوالقاسم، حسین بن روح - قدس الله روح [330] - بودیم که مردی به پا خاست و به او گفت: می خواهم از تو چیزی بپرسم. گفت: از آن که برایت پیش آمده است، بپرس. آن مرد گفت: از امام حسین علیه السلام برایم بگو که آیا او ولی خدا بود؟ گفت: آری. مرد گفت آیا خدا را روا است که دشمنش را به دوست خویش چیره سازد؟ حسین بن روح - قدس الله روحه - به وی گفت: آن چه را که به تو می گویم بفهم و بدان که خداوند متعال، با مردم، خود به صورتی که چشمها او را ببینند گفتگو نکند و با آنان رو در رو سخن نگوید، بلکه از جنس و نوع آن ها بشری مثل خودشان را به پیامبری برانگیزد، که اگر پیامبرانی به غیر از جنس و شکلشان، به سوی آن ها می فرستاد، بی گمان از آن ها می گریختند و از آنان نمی پذیرفتند. اما آن گاه که این پیامبران که از جنس خود آن ها بودند

و مانند آنان غذا می خورند و در کوی و برزن راه می رفتند، به سوی آن ها آمدند، مردم به آن ها گفتند شما مانند مایید، ما سخن شما را نمی پذیریم مگر این که چیزی [ صفحه 303] بیاورید که ما از آوردن مانندش ناتوان باشیم و بدانیم که شما بر خلاف ما، افراد خاصی هستید که توانایی انجام کارهایی را دارید که ما از آن ها ناتوانیم. خداوند متعال نیز برای آنان معجزه هایی قرار داد که مردم از آن ها ناتوان بودند. در میان آن ها، پیامبری، پس از بیم دادن و عذر آوردن و معجزه ی طوفان را به راه انداخت تا همه ی سرکشان و طغیان گران، غرق شدند (حضرت نوح). پیامبری در آتش انداخته شد، اما آتش بر سر او سرد و سالم گردید (حضرت ابراهیم). پیامبری دیگر، از سنگ سفت و سخت، ماده شتری درآورد و شیر را در پستان های آن به جریان انداخت (حضرت صالح). بر پیامبری دیگر، دریا شکافته شد و از سنگ، برایش چشمه هایی جوشید؛ عصا و چوبدستی خشکش اژدها گردید و آن چه را که ساحران، به دروغ ساخته بودند، فروبلعید (حضرت موسی). پیامبری بود که با رخصت خدا، کور مادرزاد و گرفتار پیسی را بهبود می بخشید و مردگان را زنده می کرد و از آن چه می خوردند و در خانه هایشان ذخیره می کردند، خبر می داد (حضرت عیسی). و بر پیامبری، ماه شکافته شد و حیوان هایی چون شتر و گرگ و غیره، با او سخن گفتند (حضرت محمد صلی الله علیه و آله). هنگامی که پیامبران، معجزه هایی، چنین آوردند و مردمان امتشان، از آوردن مانند آن ها، ناتوان شدند، اقتضای تقدیر و لطف الهی بر بندگان خویش و حکمت او،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه