مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 44
- مقدمه 1
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- هدف پژوهش 1
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- مقتل شیخ صدوق 2
- شیوه ی پژوهش 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- مولود پاکیزه 4
- قصه ی فطرس 4
- داستان دردائیل 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- در حدیث دیگران 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- در مسیر شهادت 15
- امتناع از بیعت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- در منزل قطقطانه 17
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- ورود به کربلا 18
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- شب عاشورا 18
- در صبح عاشورا 19
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- شهادت زهیر بن قین 20
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- وصف الحال شهیدان 23
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- شمار زخم ها 24
- انگشتر امام حسین 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- وصیت امام حسین 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- به خدا حسین کشته شد 27
- پس از شهادت 27
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- گریه ی آسمان 28
- فرایند فاجعه 28
- سوگواری پریان 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- در زندان شام 30
- سرگذشت پسران مسلم 30
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- گریه بر ذبیح الله 31
- انا قتیل العبره 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- محبان امام حسین 33
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- فرشتگان کربلا 35
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- زیارت وداع 40
- زیارت شهدای کربلا 40
- حریم مرقد مطهر 41
- در قداست حرم مقدس 41
- تربت کربلا 41
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشوار و موعود منتقم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- توضیح 46
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- دعای باران 47
- در باب خداشناسی 47
- خصومت بنی امیه 48
- خیر دنیا و آخرت 48
- امامت و مردم داری 48
- نفرین منافقان 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
این بود که پیامبرش را با همه ی این معجزه ها، گاه پیروز و گاهی دیگر شکسته خورده قرار دهد، که اگر خدا در همه حال آنان را چیره و پیروز می ساخت و آنان را گرفتار نمی کرد و نمی آزمود، بی گمان، مردمان به جای خدا، آنان را خدایان خویش می گرفتند و برتری آنان در بردباری بر بلا و رنج، و جایگاه آنان در آزمون و انتخاب، شناخته نمی شد. اما خدای عزیز و جلیل، حال و روز آن ها را در این جهان مانند حال و روز دیگران [ صفحه 304] قرار داد، تا در هنگام اندوه و گرفتاری شکیبا، و در حال عافیت و پیروزی بر دشمنان، شاکر باشند. و در حال، فروتن باشند و گردنکش یا زورگو نباشند. و مردم بدانند که آنان را خدایی است که آفریننده و گرداننده آن ها فقط او است؛ تا او را بپرستند و از پیامبرانش فرمان برند.و نیز به خاطر این که، هر که درباره ی آنان از اندازه فراتر رود و بر آن ها ادعای پروردگاری بکند یا با کجروی مخالفت ورزد و سرکشی نماید و آن چه را که پیام آوران و فرستادگان خدا آورده اند، انکار کند، دلیل و برهان آشکار الهی، ثابت بوده باشد، و تا هر کس که هلاک می شود، با دلیلی روشن هلاک گردد و هر کس که زنده می شود، با دلیلی واضح زنده بماند.»محمد بن ابراهیم طالقاتنی گوید: «فردای آن روز به پیش حسین بن روح - قدس سره - بازگشتم، در حالی که با خود می گفتم، آیا فکر می کنی آن چه را که دیروز گفت: از پیش خود بود، یا از جانب امام زمان (عج) گفت. اما او
پیش از من سخن آغاز کرد و گفت: ای محمد بن ابراهیم، اگر از آسمان فروافتم و مرغان شکاری بربایندم، یا تندباد به پرتگاهی دور فروافکندم، برای من بهتر از این است که در دین خداوند متعال، سخنی به رأی خود و از پیش خود بگویم. آن چه گفتم، از سرچشمه گرفته شده بود و آن را از امام زمان - صلوات و سلام خدا بر او باد - شنیده ام.5. عن أبی بصیر، قال: قال أبوجعفر علیه السلام: یخرج القائم (عج) یوم السبت، یوم عاشورا یوم الذی قتل فیه الحسین علیه السلام. [331] . [ صفحه 305] از ابوبصیر نقل است که امام محمد باقر علیه السلام گفت: «امام قائم علیه السلام در روز شنبه، روز عاشورا، روزی که امام حسین علیه السلام در آن روز کشته شد، خروج می کند.»6. عن أبان بن تغلب قال: قال أبو عبدالله علیه السلام: کأنی أنظر إلی القائم علیه السلام علی ظهر النجف، فاذا استوی علی ظهر النجف رکب فرسا أدهم أبلق بین عینیه شمراخ ثم ینتفض به فرسه فلا یبقی أهل بلده إلا و هم یظنون أنه معهم فی بلادهم، فإذا نشر رأیه رسول الله صلی الله علیه و آله انحط إلیه ثلاثه عشر ألف ملک و ثلاثه عشر ملکا کلهم ینتظر القائم علیه السلام و هم الذین کانوا مع نوح علیه السلام فی السفینه و الذین کانوا مع إبراهیم الخلیل علیه السلام حیث ألقی فی النار و کانوا مع عیسی علیه السلام حیث رفع. و أربعه آلاف مسومین و مردفین و ثلاثمائه و ثلاثه عشر ملکا ]الذین کانوا مع رسول الله صلی الله علیه و آله[ فی یوم بدر. و أربعه آلاف ملک الذین هبطوا یریدون القتال مع الحسین بن علی
علیه السلام فلم یؤذن لهم فصعدوا فی الإستیذان و هبطوا و قد قتل الحسین علیه السلام فهم شعث غبر یبکون عند قبر الحسین علیه السلام إلی یوم القیامه و ما بین قبر الحسین علیه السلام إلی السماء مختلف الملائکه. [332] .از ابان بن تغلب نقل است که امام صادق علیه السلام گفت: «گویی امام قائم (عج) را در پشت نجف می بینم، آن گاه که بر نجف استیلا یابد، بر اسبی به رنگ سفید و خاکستری تیره که در میان دو چشمش سپیدی هست سوار، می شود، سپس اسبش با او به حرکت و جنب و جوش می آید، آن گونه که مردمان هر دیاری می پندارند، او در دیار آنان و با آن ها است. زمانی که درفش رسول خدا صلی الله علیه و آله را فراگسترد، سیزده هزار فرشته که همگی در انتظار امام قائم (عج) به سر [ صفحه 306] می برند به سوی او فرود می آیند همان فرشتگانی که همراه نوح نبی، در کشتی بودند و همانان که هنگامی که ابراهیم خلیل را در آتش انداختند، با او بودند و همچنین وقتی عیسی علیه السلام را به آسمان فرابردند، با او بودند. نیز چهار هزار فرشته با اسبانی نشاندار و منظم، و سیصد و سیزده فرشته ای که در جنگ بدر با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، برای یاری او فرود می آیند، همین طور، آن چهار هزار فرشته ای که از آسمان فرود آمده بودند و می خواستند در کنار امام حسین علیه السلام بجنگند که به آن ها رخصت داده نشد، به آسمان پرواز کردند تا از خدا رخصت گیرند و زمانی بازگشتند که امام حسین علیه السلام کشته شده بود، و اینک آشفته و خاک آلود، در کنار قبر
امام حسین علیه السلام تا قیامت می گریند. و فاصله قبر امام حسین علیه السلام تا آسمان پیوسته محل فرود و صعود فرشتگان است.» [333] .
آخر و عاقبت ستمگران در دنیا
1. عن محمد بن علی الحلبی قال: قال أبو عبدالله علیه السلام: إن آل أبی سفیان قتلوا الحسین بن علی علیه السلام فنزع الله ملکهم و قتل هشام، زید بن علی فنزع الله ملکه و قتل الولید، یحیی بن زید فنزع الله ملکه علی قتله ذریه رسول الله. [334] .محمد بن علی حلبی گوید که امام صادق علیه السلام گفت: «خانواده ی ابوسفیان، امام حسین علیه السلام را کشتند، خدا حکومتشان را گرفت، و هشام، زید بن علی را کشت، خدا حکومتش را گرفت، و ولید، یحیی بن زید را کشت، خدا حکومتش را به علت کشتن نواده ی پیامبر صلی الله علیه و آله گرفت.» [ صفحه 307] 2. اعمش از عمار بن عمیر تیمی نقل می کند که: «وقتی سر عبیدالله بن زیاد - که خدا لعنتش کند - و سرهای یارانش - که خشم خدا بر آن ها باد - را آوردند، من پیش رفتم تا به سرها رسیدم و دیدم که مردم می گویند: آمد، آمد؛ نگاه کردم و دیدم که ماری به میان سرها وارد شد و پیش خزید، تا به سوراخ بینی عبیدالله بن زیاد - که نفرین خدا بر او باد - داخل شد، سپس بیرون آمد و به سوراخ دیگر بینی وی داخل شد. [335] .3. از یعقوب بن سلیمان نقل است که: «شبی با چند نفر بودیم که از کشته شدن امام حسین علیه السلام سخن به میان آمد. مردی از همنشینان گفت: کسی به کشتن او دست نیالود، مگر این که بلایی در خانواده
و دارایی و جانش به او رسید. پیرمردی از آن میان گفت: که به خدا، خود او از کسانی است که در کشتن او حاضر بوده و به دشمنان او یاری کرده است، اما تاکنون وی را چنین ناپسندی نرسیده است.حاضران از این سخن او خشمگین شدند. در همان حال، چراغ که روغنش از نفت بود، دگرگون شد و پیرمرد برخاست تا آن را درست کند، آتش را با انگشتانش برداشت و در آن دمید، اما ریشش آتش گرفت. بیرون رفت تا آبی بیابد؛ خود را در رودخانه انداخت. در این حال، آتش شروع به شعله کشیدن در سر و صورتش کرد و به گونه ای شد که هرگاه سر از آب بیرون می کرد، آتش، شعله می کشید؛ تا این که مرد - نفرین خدا بر او باد - [336] . [ صفحه 308] 4. از قاسم، پسر أصبغ بن نباته، نقل است که: «مردی از قبیله ی بنی دارم که در کشتن امام حسین علیه السلام حضور داشت، با صورتی سیاه پیش ما آمد، در حالی که پیش از آن، مردی خوش سیما و بسیار سپیدرو بود. به وی گفتم: نزدیک بود تو را به خاطر دگرگونی رنگت نشناسم. گفت: من، مرد سپیدرویی از یاران حسین را که میان دو چشمش جای سجده بود، کشتم و سرش را به کوفه آوردم.قاسم گوید: من خود او را دیدم که با خوشحالی، سوار بر اسبش می آمد و سری را از سینه ی اسبش آویخته بود که پیوسته به زانوان اسب می خورد. به پدرم گفتم: ای کاش سر را اندکی فرامی کشید، می بینی دستان اسب به او چه می کند؟ پدرم به من گفت: پسرم آن
چه بر سر خود او خواهد آمد، سخت تر خواهد بود،مرد به سخنش ادامه داد و به من گفت: از وقتی که او را کشته ام، هر شب به خوابم می آید و شانه ام را می گیرد و می کشد و می برد و می گوید «با من بیا!» و مرا به سوی دوزخ می برد و در آن می اندازد و من فریاد برمی آورم.راوی گوید: همین از زن همسایه ی وی نیز شنیدم. او می گفت: داد و فریاد وی، شب ها ما را رها نمی کند تا اندکی بخوابیم.راوی گوید: در میان جوانانی از قبیله ی وی ایستاده بودیم که زن وی به نزد ما آمد از او آن قضیه را پرسیدیم. گفت: او خود پرده ی آبروی خویش را دریده و به شما راست گفته است. [337] .» [ صفحه 309]
خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید
عن أبی الحسن علی بن موس الرضا علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن موسی بن عمران سأل ربه عزوجل فقال: یا رب، إن أخی هارون مات فاغفر له، فأوحی الله تعالی إلیه: یا موسی لو سألتنی فی الأولین و لآخرین لأجبتک ما خلا قاتل الحسین بن علی أبی طالب فإنی أنتقم من قاتله. [338] .امام رضا علیه السلام گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «حضرت موسی از خدا درخواست کرد و گفت: بار پروردگارا، برادرم هارون مرد، بر او ببخشا. خداوند متعال به او وحی کرد: اگر درباره ی همه ی پیشینیان و پسینیان از من درخواست می کردی، می پذیرفتم جز کشنده ی حسین بن علی علیه السلام، که من، البته انتقام او را از قاتلش خواهم گرفت.»