مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 44

صفحه 44

این بود که پیامبرش را با همه ی این معجزه ها، گاه پیروز و گاهی دیگر شکسته خورده قرار دهد، که اگر خدا در همه حال آنان را چیره و پیروز می ساخت و آنان را گرفتار نمی کرد و نمی آزمود، بی گمان، مردمان به جای خدا، آنان را خدایان خویش می گرفتند و برتری آنان در بردباری بر بلا و رنج، و جایگاه آنان در آزمون و انتخاب، شناخته نمی شد. اما خدای عزیز و جلیل، حال و روز آن ها را در این جهان مانند حال و روز دیگران [ صفحه 304] قرار داد، تا در هنگام اندوه و گرفتاری شکیبا، و در حال عافیت و پیروزی بر دشمنان، شاکر باشند. و در حال، فروتن باشند و گردنکش یا زورگو نباشند. و مردم بدانند که آنان را خدایی است که آفریننده و گرداننده آن ها فقط او است؛ تا او را بپرستند و از پیامبرانش فرمان برند.و نیز به خاطر این که، هر که درباره ی آنان از اندازه فراتر رود و بر آن ها ادعای پروردگاری بکند یا با کجروی مخالفت ورزد و سرکشی نماید و آن چه را که پیام آوران و فرستادگان خدا آورده اند، انکار کند، دلیل و برهان آشکار الهی، ثابت بوده باشد، و تا هر کس که هلاک می شود، با دلیلی روشن هلاک گردد و هر کس که زنده می شود، با دلیلی واضح زنده بماند.»محمد بن ابراهیم طالقاتنی گوید: «فردای آن روز به پیش حسین بن روح - قدس سره - بازگشتم، در حالی که با خود می گفتم، آیا فکر می کنی آن چه را که دیروز گفت: از پیش خود بود، یا از جانب امام زمان (عج) گفت. اما او

پیش از من سخن آغاز کرد و گفت: ای محمد بن ابراهیم، اگر از آسمان فروافتم و مرغان شکاری بربایندم، یا تندباد به پرتگاهی دور فروافکندم، برای من بهتر از این است که در دین خداوند متعال، سخنی به رأی خود و از پیش خود بگویم. آن چه گفتم، از سرچشمه گرفته شده بود و آن را از امام زمان - صلوات و سلام خدا بر او باد - شنیده ام.5. عن أبی بصیر، قال: قال أبوجعفر علیه السلام: یخرج القائم (عج) یوم السبت، یوم عاشورا یوم الذی قتل فیه الحسین علیه السلام. [331] . [ صفحه 305] از ابوبصیر نقل است که امام محمد باقر علیه السلام گفت: «امام قائم علیه السلام در روز شنبه، روز عاشورا، روزی که امام حسین علیه السلام در آن روز کشته شد، خروج می کند.»6. عن أبان بن تغلب قال: قال أبو عبدالله علیه السلام: کأنی أنظر إلی القائم علیه السلام علی ظهر النجف، فاذا استوی علی ظهر النجف رکب فرسا أدهم أبلق بین عینیه شمراخ ثم ینتفض به فرسه فلا یبقی أهل بلده إلا و هم یظنون أنه معهم فی بلادهم، فإذا نشر رأیه رسول الله صلی الله علیه و آله انحط إلیه ثلاثه عشر ألف ملک و ثلاثه عشر ملکا کلهم ینتظر القائم علیه السلام و هم الذین کانوا مع نوح علیه السلام فی السفینه و الذین کانوا مع إبراهیم الخلیل علیه السلام حیث ألقی فی النار و کانوا مع عیسی علیه السلام حیث رفع. و أربعه آلاف مسومین و مردفین و ثلاثمائه و ثلاثه عشر ملکا ]الذین کانوا مع رسول الله صلی الله علیه و آله[ فی یوم بدر. و أربعه آلاف ملک الذین هبطوا یریدون القتال مع الحسین بن علی

علیه السلام فلم یؤذن لهم فصعدوا فی الإستیذان و هبطوا و قد قتل الحسین علیه السلام فهم شعث غبر یبکون عند قبر الحسین علیه السلام إلی یوم القیامه و ما بین قبر الحسین علیه السلام إلی السماء مختلف الملائکه. [332] .از ابان بن تغلب نقل است که امام صادق علیه السلام گفت: «گویی امام قائم (عج) را در پشت نجف می بینم، آن گاه که بر نجف استیلا یابد، بر اسبی به رنگ سفید و خاکستری تیره که در میان دو چشمش سپیدی هست سوار، می شود، سپس اسبش با او به حرکت و جنب و جوش می آید، آن گونه که مردمان هر دیاری می پندارند، او در دیار آنان و با آن ها است. زمانی که درفش رسول خدا صلی الله علیه و آله را فراگسترد، سیزده هزار فرشته که همگی در انتظار امام قائم (عج) به سر [ صفحه 306] می برند به سوی او فرود می آیند همان فرشتگانی که همراه نوح نبی، در کشتی بودند و همانان که هنگامی که ابراهیم خلیل را در آتش انداختند، با او بودند و همچنین وقتی عیسی علیه السلام را به آسمان فرابردند، با او بودند. نیز چهار هزار فرشته با اسبانی نشاندار و منظم، و سیصد و سیزده فرشته ای که در جنگ بدر با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، برای یاری او فرود می آیند، همین طور، آن چهار هزار فرشته ای که از آسمان فرود آمده بودند و می خواستند در کنار امام حسین علیه السلام بجنگند که به آن ها رخصت داده نشد، به آسمان پرواز کردند تا از خدا رخصت گیرند و زمانی بازگشتند که امام حسین علیه السلام کشته شده بود، و اینک آشفته و خاک آلود، در کنار قبر

امام حسین علیه السلام تا قیامت می گریند. و فاصله قبر امام حسین علیه السلام تا آسمان پیوسته محل فرود و صعود فرشتگان است.» [333] .

آخر و عاقبت ستمگران در دنیا


1. عن محمد بن علی الحلبی قال: قال أبو عبدالله علیه السلام: إن آل أبی سفیان قتلوا الحسین بن علی علیه السلام فنزع الله ملکهم و قتل هشام، زید بن علی فنزع الله ملکه و قتل الولید، یحیی بن زید فنزع الله ملکه علی قتله ذریه رسول الله. [334] .محمد بن علی حلبی گوید که امام صادق علیه السلام گفت: «خانواده ی ابوسفیان، امام حسین علیه السلام را کشتند، خدا حکومتشان را گرفت، و هشام، زید بن علی را کشت، خدا حکومتش را گرفت، و ولید، یحیی بن زید را کشت، خدا حکومتش را به علت کشتن نواده ی پیامبر صلی الله علیه و آله گرفت.» [ صفحه 307] 2. اعمش از عمار بن عمیر تیمی نقل می کند که: «وقتی سر عبیدالله بن زیاد - که خدا لعنتش کند - و سرهای یارانش - که خشم خدا بر آن ها باد - را آوردند، من پیش رفتم تا به سرها رسیدم و دیدم که مردم می گویند: آمد، آمد؛ نگاه کردم و دیدم که ماری به میان سرها وارد شد و پیش خزید، تا به سوراخ بینی عبیدالله بن زیاد - که نفرین خدا بر او باد - داخل شد، سپس بیرون آمد و به سوراخ دیگر بینی وی داخل شد. [335] .3. از یعقوب بن سلیمان نقل است که: «شبی با چند نفر بودیم که از کشته شدن امام حسین علیه السلام سخن به میان آمد. مردی از همنشینان گفت: کسی به کشتن او دست نیالود، مگر این که بلایی در خانواده

و دارایی و جانش به او رسید. پیرمردی از آن میان گفت: که به خدا، خود او از کسانی است که در کشتن او حاضر بوده و به دشمنان او یاری کرده است، اما تاکنون وی را چنین ناپسندی نرسیده است.حاضران از این سخن او خشمگین شدند. در همان حال، چراغ که روغنش از نفت بود، دگرگون شد و پیرمرد برخاست تا آن را درست کند، آتش را با انگشتانش برداشت و در آن دمید، اما ریشش آتش گرفت. بیرون رفت تا آبی بیابد؛ خود را در رودخانه انداخت. در این حال، آتش شروع به شعله کشیدن در سر و صورتش کرد و به گونه ای شد که هرگاه سر از آب بیرون می کرد، آتش، شعله می کشید؛ تا این که مرد - نفرین خدا بر او باد - [336] . [ صفحه 308] 4. از قاسم، پسر أصبغ بن نباته، نقل است که: «مردی از قبیله ی بنی دارم که در کشتن امام حسین علیه السلام حضور داشت، با صورتی سیاه پیش ما آمد، در حالی که پیش از آن، مردی خوش سیما و بسیار سپیدرو بود. به وی گفتم: نزدیک بود تو را به خاطر دگرگونی رنگت نشناسم. گفت: من، مرد سپیدرویی از یاران حسین را که میان دو چشمش جای سجده بود، کشتم و سرش را به کوفه آوردم.قاسم گوید: من خود او را دیدم که با خوشحالی، سوار بر اسبش می آمد و سری را از سینه ی اسبش آویخته بود که پیوسته به زانوان اسب می خورد. به پدرم گفتم: ای کاش سر را اندکی فرامی کشید، می بینی دستان اسب به او چه می کند؟ پدرم به من گفت: پسرم آن

چه بر سر خود او خواهد آمد، سخت تر خواهد بود،مرد به سخنش ادامه داد و به من گفت: از وقتی که او را کشته ام، هر شب به خوابم می آید و شانه ام را می گیرد و می کشد و می برد و می گوید «با من بیا!» و مرا به سوی دوزخ می برد و در آن می اندازد و من فریاد برمی آورم.راوی گوید: همین از زن همسایه ی وی نیز شنیدم. او می گفت: داد و فریاد وی، شب ها ما را رها نمی کند تا اندکی بخوابیم.راوی گوید: در میان جوانانی از قبیله ی وی ایستاده بودیم که زن وی به نزد ما آمد از او آن قضیه را پرسیدیم. گفت: او خود پرده ی آبروی خویش را دریده و به شما راست گفته است. [337] .» [ صفحه 309]

خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید

عن أبی الحسن علی بن موس الرضا علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن موسی بن عمران سأل ربه عزوجل فقال: یا رب، إن أخی هارون مات فاغفر له، فأوحی الله تعالی إلیه: یا موسی لو سألتنی فی الأولین و لآخرین لأجبتک ما خلا قاتل الحسین بن علی أبی طالب فإنی أنتقم من قاتله. [338] .امام رضا علیه السلام گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «حضرت موسی از خدا درخواست کرد و گفت: بار پروردگارا، برادرم هارون مرد، بر او ببخشا. خداوند متعال به او وحی کرد: اگر درباره ی همه ی پیشینیان و پسینیان از من درخواست می کردی، می پذیرفتم جز کشنده ی حسین بن علی علیه السلام، که من، البته انتقام او را از قاتلش خواهم گرفت.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه