مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 46

صفحه 46

شیعتها علی الصراط کالبرق الخاطف، قال النبی صلی الله علیه و آله: و تلقی أعداؤها و أعداء ذریتها فی جهنم. [349] .ابوجبیر [350] از امام علی علیه السلام نقل می کند که گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت: در روز رستاخیز، سر آغشته به خون حسین، برای فاطمه علیهاالسلام ظاهر گردد و او فریاد کشد: ای وای فرزندم، ای وای میوه ی دلم. و فرشتگان از ناله و فریاد فاطمه علیهاالسلام بی هوش شوند و اهل قیامت همگی فریاد زنند: یا فاطمه! خدا، کشنده ی فرزندت را بکشد. و خدای عزیز و جلیل می گوید: با قاتل او و همراهان و دوستداران و پیروانش، همان کنم که خواستید.فاطمه علیهاالسلام در آن روز (روز رستاخیز) بر شتری از اشتران بهشتی سوار می شود که پیشانی اش مزین، گونه هایش درخشان، چشمانش شهلا، سرش چون طلای ناب، گردنش عطرآگین مانند مشک و عنبر، لگامش از زبرجد سبز، و زین پالانش از در نقره کاری شده و با گوهر باشد؛ و بر روی شتر کجاوه ای باشد که روپوشش از نور خدا و زیراندازش از رحمت خدا و طناب و ریسمانش به درازی یک فرسنگ از فرسنگ های دنیا باشد. آن کجاوه را هفتاد هزار فرشته با تسبیح و تمجید و تهلیل و تکبیر و با ستایش پروردگار جهانیان در میان گیرند. سپس [ صفحه 317] ندا کننده ای از میان عرش ندا کند: ای أهل قیامت، چشم هایتان را ببندید که اینک، فاطمه دختر رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله، از صراط می گذرد. فاطمه با پیروانش، چون برقی جهنده، از صراط می گذرند.پیامبر در پایان سخنش گفت: و دشمنان او (حضرت فاطمه) و دشمنان فرزندان به دوزخ افکنده

می شوند.»4. عن أبی عبدالله علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله إذا کان یوم القیامه نصب لفاطمه علیهاالسلام قبه من نور و أقبل الحسین علیه السلام رأسه علی یده فإذا رأته شهقت شهقه لایبقی فی الجمع ملک ملک مقرب و لانبی مرسل و لاعبد مؤمن إلا بکی لها فیمثل الله عزوجل رجلا لها فی أحسن صوره و هو یخاصم قتلته بلا رأس، فیجمع الله قتلته و المجهزین علیه و من شرک فی قتله فیقتلهم حتی أتی علی آخرهم، ثم ینشرون فیقتلهم أمیرالمؤمنین علیه السلام، ثم ینشرون فیقتلهم الحسن علیه السلام ثم ینشرون فیقتلهم الحسین علیه السلام ثم ینشرون فلا یبقی من ذریتنا أحد إلا قتلهم قتله، فعند ذلک یکشف الغیظ و ینسی الحزن. ثم قال أبو عبدالله علیه السلام: رحم الله شیعتنا، شیعتنا و الله هم المؤمنون فقد والله شرکونا فی المصیبه بطول الحزن و الحسره. [351] .امام صادق علیه السلام گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «آن گاه که روز رستاخیز فرارسد، برای فاطمه علیهاالسلام گنبدی از نور بر پا کنند و حسین علیه السلام در حالی که سرش در دستش باشد، پیش آید. هنگامی که فاطمه او را چنین بیند، چنان فریادی کشد که همه ی فرشتگان نزدیک خدا و پیامبران فرستاده شده و بندگان مؤمن، بر حال او بگریند. [ صفحه 318] خداوند متعال حسین علیه السلام را در شکل مردی با زیباترین صورت، ظاهر سازد تا با تنی بی سر، با کشندگانش مخاصمه کند. و خدا کشندگان حسین و کسانی که آن ها را تجهیز کردند و هر که در کشتن او شرکت داشت، همه را گرد آورد و تا آخرین نفرشان می کشد. آنها سپس زنده شوند تا امیرالمؤمنین

آن ها را بکشد، باز زنده گردند تا امام حسن علیه السلام آن ها را بکشد، باز از نو زنده شوند تا امام حسین علیه السلام، خود آن ها را بکشد. سپس آن قدر مرده و زنده گردند تا همه ی نوادگان ما یک بار آن ها را بکشند. آن وقت است که خشم و غضب، برطرف می شود و اندوه و غم فراموش می گردد.امام صادق علیه السلام در پایان سخنش گفت: خدا پیروان ما را بیامرزد، به خدا پیروان ما هستند که اهل ایمانند، سوگند به خدا که آنان در این مصیبت با این درازنای زمان اندوه و حسرت، شریک و غمخوار ما شدند.»5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إذا کان یوم القیامه جاءت فاطمه فی لمه من نسائها فیقال لها: أدخلی الجنه: فتقول: لا أدخل حتی أعلم ما صنع بولدی من بعدی فیقال لها: أنظری فی قلب القیامه فتنظر إلی الحسین قائما و لیس علیه رأس فتصرخ صرخه و أصرخ لصراخها و تصرخ الملائکه لصراخنا فیغصب الله عزوجل لنا عند ذلک فیأمر نارا یقال لها: هبهب، قد أوقد علیها ألف عام حتی اسودت لایدخلها روح ابدا و لایخرج منها غم أبدا فیقال: إلتقطی قتله الحسین و حمله القرآن فتلتقطهم، فإذا صاروا فی حوصلتها صهلت و صهلوا بها و شهقت و شهقوا بها و زفرت و زفروا بها فینطقون بألسنه ذلقه طلقه: یا ربنا فبما أوجبت لنا النار قبل [ صفحه 319] عبده الأوثان؟ فیأتیهم الجواب عن الله تعالی: إن من علم لیس کمن لایعلم. [352] .از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که گفت: «هنگامی که روز رستاخیز فرارسد، فاطمه در میان گروه از زنان همراهش می آید. به او

گفته می شود: داخل بهشت شو. می گوید، تا زمانی که ندانم پس از من با فرزندانم چه کردند، داخل نمی شوم. به او گفته می شود: به مرکز محشر نگاه کن. نگاه می کند و امام حسین علیه السلام را که می بیند با تنی بی سر ایستاده است، ناگهان فریاد می زند و من نیز به فریاد او، فریاد می کشم و فرشتگان نیز از ناله و فریاد ما فریاد می کنند. آن گاه خدای عزیز و جلیل به خاطر ما، به خشم آید و به آتشی از آتش های دوزخ که به آن «هبهب» گویند و هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گردیده و هرگز آسایش و راحتی در آن راه نیافته و هیچ غم و اندوهی از آن کاسته نشده؛ فرمان می دهد: کشندگان حسین و کشندگان یاران او را که حاملان و حافظان قرآن بودند از میان مردم بچین و بربای. آتش، آن ها را از میان مردم می چیند و به کام خود می کشد. وقتی که در کام آتش فرورفتند آتش نعره ای بکشد و آن ها را به شیهه وادار، و غرش و غریوی کند که از آن ها چون اسب و خر، شیهه و زفیر بلند شود و با زبانی گویا و صدایی رسا بگویند: خدایا، چرا پیش از بت پرستان بر ما آتش را لازم کردی؟ از جانب خداوند متعال جواب آید: زیرا آن که می داند، مانند کسی نیست که نمی داند. [353] .در این حدیث، ما عبارت «التقطی قتله الحسین و حمله القرآن» را چنین [ صفحه 320] ترجمه کردیم: «کشندگان حسین و کشندگان یاران او را که حافظان و حاملان قرآن بودند و از میان مردم بردار!» تو گویی، عبارت، در متن چنین

است: «التقطی قتله الحسین و ]اصحابه الذین هم[ حمله القران». اما اگر «حمله القرآن» را به «قتله الحسین» عطف کنیم، معنای دیگری به دست می آید که به این ترتیب است: «به آتش دوزخ دستور می رسد، کشندگان امام حسین، آن حافظان و مدعیان دروغین قرآن را از میان مردم بردار و در کام خود فروبرد.» همچنین می توان این عطف را، عطف تفسیری دانست و گفت: کشندگان امام حسین علیه السلام همانان بودند که در ظاهر و به صورت رسمی و حکومتی، حاملان و حافظان قران به شمار می رفتند و بنابر ادعای خود، برای دفاع از قرآن و اسلام، امام حسین علیه السلام را واجب القتل و مهدور الدم می دانستند، زیرا ادعا می کردند، امام حسین علیه السلام شق عصای مسلمین کرده و در میان مسلمانان، دودستگی انداخته است. در مقاتل مفصل و تواریخ معتبر، دلائل و شواهد فراوانی بر این تزویر بزرگ و ریای بنیان کن دیده می شود. بر اساس این اسناد، کشندگان امام حسین علیه السلام، آن حضرت را قربه الی الله کشتند. در همین قتل، روایت هایی از امام حسن علیه السلام و امام سجاد علیه السلام [354] و... گذشت که در آن ها آمده بود: سی هزار نفر در کربلا گرد آمدند و امام حسین علیه السلام را در حالی کشتند که - به خیال خودشان - به خدا نزدیک می شدند: [ صفحه 321] «یقربون الی الله» و یا «کل یتقربون الی الله بدمه» [355] از تابعی معروف، «خالد بن معدان طائی» نقل است که او وقتی، سر امام حسین علیه السلام را بر نیزه دید و مشاهده کرد که مسلمانان آن را با تکبیر و تهلیل می آورند، از میان مردم گریخت. پس از

یک ماه که او را یافتند و از سبب عزلتش پرسیدند، خطاب به امام حسین علیه السلام چنین گفت:جاؤوا برأسک یابن بنت محمد مترملا بدمائه ترمیلاو یکبرون بأن قتلت و انما قتلوا بک التکبیر و التهلیلا [356] .پر پیدا است که جمله های پایانی همین حدیث مورد بحث نیز همین معنا را تأیید می کند که می گوید: کشندگان امام حسین، به خدا اعتراض می کنند که چرا ما را حتی پیش از بت پرستان به آتش دوزخ گرفتار کردی؟ و از خدا جواب آید: زیرا آن که می داند مانند کسی نیست که نمی داند. [ صفحه 327]

سخنان امام حسین علیه السلام

توضیح

یکی از بهترین و صحیح ترین راه ها، بلکه بهترین و صحیح ترین راه، برای شناخت امام حسین علیه السلام و درک درست و فهم صحیح مقتل و مشهد و مقصد او، درک و فهم سخنان او است - چنان که درباره ی هر انسان دیگر نیز چنین است - به همین دلیل، لازم و بسیار ضروری است که بخشی از این مقتل را به سخنان ایشان، اختصاص دهیم.سخنانی که شیخ صدوق، در آثارش، از امام حسین علیه السلام آورده، به چند دسته تقسیم می شوند: برخی از آن ها را امام حسین علیه السلام از جدش، رسول خدا صلی الله علیه و آله و پدرش، امام علی علیه السلام و برادرش، امام حسن علیه السلام و یا از دیگران نقل کرده است که ما در این جا آن ها را نقل نخواهیم کرد، زیرا گوینده ی اصلی آن ها، امام حسین علیه السلام نیست. مگر این که در ضمن نقل، خود، نیز سخنی گفته باشد. دسته ی دیگر، سخنانی هستند که یا در ضمن وقایع و حوادث عاشورا گفته شده و یا حاکی از تاریخ زندگانی امام حسین علیه السلام

است. این سخنان نیز در این فصل، نقل نمی شود، زیرا در فصل های پیشین، در جای مناسب خود، آمده اند. دسته ی سوم، سخنانی هستند، که گوینده ی آن ها امام [ صفحه 328] حسین علیه السلام می باشد و گزارشی از زندگانی و تاریخ امام حسین علیه السلام، بویژه مقتل او، در ضمن آن نیامده است. سوگمندانه، در میان آثار به جا مانده از شیخ صدوق، این گونه سخنان از امام حسین علیه السلام، فراوان نقل نشده است؛ با این همه همین اندک نیز در جای خود، بسیار مغتنم و مفید است. از این رو، نیز از باب حسن مقطع و برای کامل بودن این مقتل، این آخرین فصل است که فصل الخطاب و فصل آخرین است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه