- اشاره 1
- حادثه کربلا از منظر تربیت فرزندان 1
- نیازهای مادی 1
- توجه به نیازهای فرزندان 1
- اشاره 1
- نیازهای عاطفی و روانی 2
- رفتار حضرت با فرزندان و نوجوانان در میدان جنگ 2
- رفتار حضرت نسبت به فرزند بیمارش زین العابدین 2
- سفارش به فرزندان یتیم و بازماندگان 3
- پاسخگویی به پرسشهای فرزندان 3
- رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع 3
- پاورقی 4
- اشاره 4
- نقش آزادی و انتخاب در تربیت فرزندان 4
زینب خود را تکیه گاه او قرار داد.امام حسین علیه السلام از وضعیت بیماری فرزندش سئوال کرد و زین العابدین علیه السلام حمد و سپاس خداوند رابه جا آورد و از پدر پرسید در این روز با این قوم منافق چگونه رفتاری کردی؟پدر فرمود: «فرزندم شیطان بر آنان مستولی گشت و آنان را از یاد خدا غافل کرد...» [7] .
رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع
امام علیه السلام در واپسین لحظه های زندگی خویش شرایط ناگواری خانواده و فرزندان غصه یتیمی و از دست دادن نزدیکترین عزیزان از یک طرف، طی مسیر کربلا تا شام و از شام به مدینه، همراهی دشمنان سنگدل، از طرف دیگر را مجسم کرد. در چنین شرایطی امام علیه السلام شیوه دعوت به صبر و برد باری و توجه دادن به نصرت الهی را برگزید تا با دم حسینی خود روح خسته آنان را توان دوباره ببخشد و عزمشان برای دست یابی به همه اهداف، تقویت نمایند. در مقاتل آمده است: «هنگامی که امام علیه السلام همه یارانش را دید که شهید شده اند، برای وداع به خیمه ها آمد و ندا داد: «ای سکینه، ای فاطمه، ای زینب، ای ام کلثوم، درود و سلام من بر شما باد» سکینه صدا زد: ای پدر آیا تن به مرگ داده ای؟فرمود: کسی که یاور ندارد، چگونه تن به مرگ ندهد. [8] .طبق نقل دیگر فرمود: «ای نور چشم من کسی که یاوری ندارد، چگونه تسلیم مرگ نشود، (فرزندم) رحمت و نصرت خداوند در دنیا و آخرت به همراه شما است، پس بر قضاء الهی، صبر پیشه کن و زبان به شکوه مگشای، زیرا دنیا از بین رفتنی و آخرت ماندگار است.» [9] .طبق نقل سوم آن
حضرت به فرزندان و خواهران چنین توصیه نمود: «خودتان را برای گرفتاری آماده کنید و بدانید خداوند نگهدار و یاور شما است و شما را از شرّ دشمنان نجات می بخشد و عاقبت امرتان را به خیر خواهد کرد، دشمنانتان را با انواع بلاها عذاب خواهد نمود و به شما، در برابر این گرفتاری، انواع نعمت و کرامت عطاء خواهد کرد. پس زبان به شکوه مگشایید و سخنی مگویید که از منزلت و ارزش شما بکاهد.» [10] .فرزندان و همراهان آن حضرت در میدان مبارزه، در سخت ترین حالات، امام علیه السلام را صدا می زدند و در واپسین لحظات، اوج نیاز عاطفی خویش را به نمایش می گذارند.کودکان در مقطعی از سن، چنان والدین را «سؤال باران» می کنند و آنها را به ستوه می آورند و هرچه رشد عقلانی بیشتری می یابند، سئوالات جدّی تری خواهند داشت.
سفارش به فرزندان یتیم و بازماندگان
بی شک از تلخترین لحظات برای فرزندان خرد سال، لحظه ی از دست دادن والدین است. چنین وضعیتی بر فرزندان بسیار ناگوار و طاقت فرسا می نماید. در چنین شریطی آنان نیازمند توجه و عاطفه اند، نیازمند محبت و تسلّی خاطراند.فرزندان و بازماندگان کاروان کربلا هم نظاره گر دل خراشترین صحنه ها بوده اند. لذا به توجهی عمیق نیاز داشتند. از این رو امام حسین علیه السلام با همه گرفتاریهایی که داشت، وضعیت روحی و روانی فرزندان را پس از شهادت خود پیش بینی کرد و در واپسین لحظات، تنها فرزند بازمانده از خود زین العابدین علیه السلام را به توجه و مراقبت و درک وضعیت روحی آنها سفارش کرد و آنچنان شرایط روانی و روحی آنها را ترسیم کرد و مشاوره های لازم تربیتی را به ایشان ارائه نمود که شخصی آشنا
به مسائل روانشناسی و تربیتی را به شگفتی وا می دارد. امام علیه السلام فرمود: «... یا ولدی انت اطیب ذریّتی و افضل عترتی و انت خلیفتی علی هؤلاء العیال و الاطفال فانهم غرباءٌ مخذولون قد شملتهم الذلّه و الیتم و شماته الاعداء و نوائب الزمان، سکتّهم اذا صرخوا و آنِسهُم اذا استوحشوا و سلّ خواطرهم بلین السلام فانهم مابقی من رجالهم من یستأنسون به غیرک و لا احدٌ عندهم یشکون الیه حزنهم سواک دعهم یشمّوک و تشمّهم، و یبکوا علیک و تبکی علیهم.» [11] .فرزندم تو پاکیزه ترین ذریه و با فضیلت ترین خاندان من هستی، بعد از من تو سر پرست کودکان و اهل بیت هستی، آنان غریب هستند. خواری و یتیمی و شماتت دشمنان و مصیبتهای زمان آنها را در بر گرفته است. هرگاه ناله و گریه شان بلند شد، آرامشان گردان، در هنگام ترس همراهشان باش، با سخنان نرم تسلی خاطرشان بده. از مردان آنها، جز تو کسی که مایه انس و آرامششان باشد، زنده نمانده است و جز تو کسی را که شنوای شکوه ها و درد دلهایشان باشد، ندارند....» [12] .
پاسخگویی به پرسشهای فرزندان
فرزندان وقتی دوران نوزادی و کودکی را پشت سر می گذارند، بر اثر ارتباط بیشتر با اشیاء پیرامون و برخورد با موقعیتهای جدید، سئوالاتی در ذهنشان به وجود می آید در مقطعی از سن، چنان والدین را «سئوال باران» می کنند که آنها را به ستوه می آورند. کودکان هرچه رشد عقلانی بیشتری می یابند، سئوالات جدّی تری خواهند داشت، بویژه در دوره نوجوانی و آغاز جوانی، شرایط جدید، تغییر و تحولات، تصمیمات بزرگ در زندگی والدین سئوالات بیشتری را در ذهن آنان ایجاد می کند، در چنین وضعیتی
بر والدین بصیر و آگاه است که زمینه پرسشگری را برای فرزندانشان فراهم کنند و پای صحبتهای آنان بنشینند و با صبر و حوصله به پرسشهای آنان پاسخ مناسب دهند و ابهامات را مرتفع سازند. حادثه کربلا، که موقعیت جدیدی در زندگی امام حسین علیه السلام محسوب می شد، پرسشهایی را در ذهن فرزندان و دیگر همراهان حضرت ایجاد کرد و ذهن کنجکاو آنان را به پرسشگری وا داشت. حسین بن علی علیه السلام با درک موقعیت آنها، به سئوالاتشان پاسخهای مناسب و در خور شأنشان می داد. به دو نمونه از پاسخگویی حضرت اشاره می کنیم:1 _ هنگامی که حضرت به همراه اصحابش، هنگام ظهر در ثعلبیه فرود آمد، خواب کوتاهی بر آن حضرت مستولی شد. پس از اندکی حضرت با چشم گریان از خواب بیدار شد. فرزندش «علی» که متوجه این صحنه بود، پرسید: ای پدر! چرا گریه می کنی؟ خداوند چشم تو را نگریاند.حضرت فرمود: «فرزندم این لحظه، وقتی است که رؤیا در آن دروغ نمی باشد. من در خواب سواره ای را دیدم که کنارم ایستاد و گفت: «ای حسین شما به سرعت حرکت می کنید و مرگ به سرعت شما را به بهشت می رساند و آگاهی یافتم که مرگ ما فرا رسیده است.»علی پرسید: ای پدر! آیا ما بر حق نیستیم؟فرمود: «فرزندم به خداوندی که همه بندگان به سوی او بر می گردند، ما بر حق هستیم»علی عرض کرد: در این صورت ترسی از مرگ نداریم.امام فرمود: خداوند بهترین پاداش پدر به فرزند را به تو عطا فرماید.» [13] .2 _ بعد از آنکه حضرت، در شب عاشورا، حوادث روز عاشورا و شهادت یاران را ترسیم کرد، قاسم بن حسن علیه السلام