- اشاره 1
- حادثه کربلا از منظر تربیت فرزندان 1
- نیازهای مادی 1
- توجه به نیازهای فرزندان 1
- اشاره 1
- نیازهای عاطفی و روانی 2
- رفتار حضرت نسبت به فرزند بیمارش زین العابدین 2
- رفتار حضرت با فرزندان و نوجوانان در میدان جنگ 2
- پاسخگویی به پرسشهای فرزندان 3
- سفارش به فرزندان یتیم و بازماندگان 3
- رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع 3
- پاورقی 4
- اشاره 4
- نقش آزادی و انتخاب در تربیت فرزندان 4
در باره شهادت خود پرسید. امام علیه السلام به او مهربانی کرد و پرسید:فرزندم مرگ نزد تو چگونه است؟پاسخ داد: عمو(جان) مرگ نزد من از عسل شیرین تر است.حضرت بعد از آنکه ظرفیت و توان درک قاسم را نمایان ساخت و پاسخ زیبای او را شنید، فرمود: عمویت به فدایت گردد! به خدا قسم! تو از کسانی هستی که بعد از آزمایش بزرگ به همراه من شهید می شوند.
نقش آزادی و انتخاب در تربیت فرزندان
اشاره
خداوند انسان را آزاد آفرید و قدرت اراده و انتخاب به او بخشید تا پرتو آن از میان راههای مختلف مسیر صحیح را برگزیند. آنچه انسان در پرتو شناخت و بدون اکراه و اجبار برگزید، در راه تحقق و دستیابی به آن تا پای جان می ایستد، عنصر آزادی به جا و انتخاب درست در تربیت، عنصری گرانبها و کار آمد است، در تربیت فرزندان اجبار ثمری نمی بخشد، والدین و مربیان باید چنان زمینه را آماده کنند که فرزندان خود راه صحیح را بر گزینند تا بر آنچه به حق برگزیده اند، پایبند و استوار باشند، از جلوه های تربیتی حادثه عاشورا، صحنه آزادی و انتخاب راه بود. امام حسین علیه السلام با اینکه در کربلا به شدت نیازمند داشتن یاور بودند، با کمال صداقت و راستی فرزندان و دیگر یاوران خود را در ادامه مسیر آزاد می گذارد و با اینکه بر فرزندان خود حق بزرگ دارد اما هیچگاه راه مبارزه و همراهی خود را بر آنان تحمیل نمی کند و از اینروست که می بینیم آنان نیز که آگاهانه همراهی پدر و امام خویش را برگزیدند در راهش تا آخرین نفس ایستاده و جان خویش را فدای راهش نموده اند. ابی حمزه ثمالی از علی بن الحسین
علیه السلام نقل می کند که در شب عاشورا پدرم اهل و فرزندان خود و اصحاب را جمع نمودند و خطاب به آنان فرمود: «ای اهل و فرزندان و ای شیعیان من، از فرصت شب استفاده کنید و جانهای خود را نجات دهید... شما در بیعتی که با من بسته اید آزاد هستید....»نیز آن حضرت هنگامی که عبداللّه فرزند مسلم نزد ایشان آمد و اجازه میدان طلبید فرمود: «شما در بیعت با من آزاد هستی، شهادت پدرت کافی است. تو دست مادرت را بگیر و از این معرکه خارج شو» عبد اللّه عرض کرد: «بخدا سوگند من از کسانی نیستم که دنیا را بر آخرت مقدم دارم.» [14] .
پاورقی
[1] بحار الانوار، ج 45، ص 41؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 3-472، به نقل از الدمعه الساکبه، ج 4، ص 322 و العوالم، ج 2، ص 284.
[2] مقتل ابی مخنف، ص 130، (منشورات الرضی)؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 9-478.
[3] بحار الانوار، ج 45، ص 34؛ ترجمه نفس المهموم، ص 147؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 464، به نقل از العوالم، ح 17، ص 278 و الدمعه الساکبه، ج 4، ص 317.
[4] مقتل ابی مخنف، ص 126؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 469، به نقل از ینابیع الموده، ص 415، الدمعه الساکبه، ج 4، ص 318؛ معالی السبطین، ج 1، ص 455؛ ناسخ التواریخ، ج 2، ص 331.
[5] بحار الانوار، ج 45، ص 43؛ ترجمه نفس المهموم، ص 141؛ منتهی الآمال، ج 1، ص 691؛ مقتل المقرم، ص 325؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 461؛ به نقل از مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 30، العوالم، ج 17،