پیام های عاشورا صفحه 240

صفحه 240

سیراب کرد و فرمود حتّی به اسبان آنان نیز آب دهند.(1)

روز عاشورا، وقتی شمر متعرّض خیمه گاه امام شده بود، مسلم بن عوسجه از امام اجازه می خواست که شمر را که از سرکشان جبّار بود، با تیر هدف قرار دهد. امّا امام نهی کرد و فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ باشم «لا تَرْمِهِ، فَإِنّیٖ اکْرَهُ انْ ابْدَأَهُمْ»(2)

امام حسین علیه السلام بر بالین همۀ یاران شهیدش، حتّی غلام خود و غلام ابوذر هم آمد و دعایشان کرد. وقتی «جون»، غلام ابوذر که سیاهپوست بود بر خون خویش غلتید، امام به بالین او آمد و دعا کرد که: خدایا چهره اش را سفید و بویش را خوش گردان و او را با نیکان محشور کن و میان او و محمد و آل محمد، شناسایی برقرار ساز.(3) این احترامی بود که به بردگان و سیاهپوستان نیز، به خاطر «انسان» بودنشان می گذاشت. همین برخورد را با غلام ترکی که به میدان رفت و بر زمین افتاد انجام داد، به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره اش نهاد. غلام، چشمانش را گشود و لبخندی زد. آنگاه مرغ جانش به سوی خدا پرکشید.(4)

برخلاف رفتار جبهۀ باطل که برای انسان ها هیچ حقّی قائل نبودند، نهضت عاشورا مظهر ارزشگذاری به حقوق انسانی و حرّیت و آزادگی آنان در انتخاب راه و برخورد شایسته از سوی پیشوا با مجموعۀ زیردستان و یارانش بود.

امام حسین علیه السلام، حتی کسانی همچون «حرّ» را نیز که کاروان حضرت را


1- (1) - بحارالأنوار، ج 44، ص 375، وقعه الطف، ص 168.
2- (2) - موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 415.
3- (3) - اعیان الشیعه، ج 1، ص 605.
4- (4) - همان، ص 607، بحارالانوار، ج 45، ص 30.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه