محبت خداوند و علاقه به مردم دو الگوی تربیتی امام حسین علیه السلام صفحه 2

صفحه 2

به صراحت تاریخ و احادیث، امام حسین (ع) بیشترین محبت و شیفتگی را نسبت بهخداوند داشت. وجودش سرشار از محبت خدا بود. از میان آن همه حالات، داستانها و روایات و اخبار، همین یک جمله بعنوان نمونه برای ما کافی است. جمله ای که از مهمترین فرازهای مناجات او در عصر عرفه در صحرای

عرفات با خدای خویش است: متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الاثار هی التی توصل الیک، عمیت عین لا تراک علیها رقیبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل من حبک نصیبا [2] .کی رفته ای ز دل که تمنا کنم ترا کی رفته ای ز دیده که پیدا کنم تو راامام (ع) واقعاً دلش برای خدا پر میزد. اما نه چون دوستی ها و دوستان ما که می پنداریم دو دوست در عالم دوستی باید همه آداب و اخلاق و رسوم را کنار گذاشته و دم از (بین الاحباب تسقط الاداب) زنند. دیل کارنگی نویسنده و سخنران شهیر انگلیسی می گوید: بر خلاف آنچه که می گویند میان دو نفر دوست قید و شرطی نیست، من می گویم هر چه محبت و دوستی میان دو نفر بیشتر باشد به رعایت احترام، آداب و اخلاقیات انسانی باید بیشتر ملتزم و عامل باشند. [3] .سخن این نویسنده غربی را اسلام عزیز، قرن ها پیش از این گفته و دستور داده است. عمل و روش بزرگان علم و عرفان هم بر این استوار بوده است. امام حسین، همچون دیگر پیشوایان اسلام، با آن همه عشق و محبت به ذات اقدس ربوبی، بیشترین احساس ابهت و جلال و جمال و عظمت نسبت به پروردگار متعال را در وجود خود همراه داشت که در موارد گونه گون تجلی و بروز می کرد. باید این ها را در حالات حضرت اباعبداللَّه الحسین (ع) هنگام آغاز عبادت و نماز، در اقامه نماز، هنگام اداء تکبیره الحرام، در قنوت و قیام و رکوع و سجود و جای جای نماز، باید مطالعه کرد. امام حسین (ع) تا پایان عمر، تا روز شهادتش،

بلکه تا ساعت و حتی لحظه شهادت این ارتباط ناگسستنی و آن عشق سوزان به محبوب واقعی خود را به همراه داشت. در روز شهادت هر چه به زوال ظهر نزدیک می گردید و ساعات بحرانی جبهه کربلا نزدیک تر می شد آن عاشق دلباخته با سپری شدن ساعات فراق و نزدیک شدن وعده وصل قیافه اش مصمم تر، رنگ او برافروخته تر، سیمایش گلگون تر و چهره اش شکفته تر می گردید و وجد و شور مخصوصی در امام مشاهده می شد. [4] .برخی از مقتل نگاران آورده اند که در ساعت آخر برای یک لحظه اشراقی بر دل نورانی امام تابیدن گرفت، و در آن احساس نمود که وی از سوی خداوند مجاز است زنده بماند و یا به وصل دوست بار یابد. «خیر بین النصر علی اعدائه و بین لقاء اللَّه تعالی»، این ارتباطی است ناگفتنی و پیامی است برون از شرح و وصف. امام حسین (ع) که در حال و هوای دیگری بود و جز به معبود و معشوق نهایی خود نمی اندیشید (لقاء اللَّه تعالی) دیدار خداوند را بر بقاء در این دنیای ناسوتی برگزید [5] و آن خدای دوستی، وی را به سوی دوست فرا خواند. حتی امام حسین در لحظه شهادت تبسم بر لبان خود داشت و خندان و شاداب بود. او آرام و شاد و بشاش و متبسم و خندان است. شمر از او سر می برید اما وی چون گل شکفته است [6] .چرا که وظیفه خود را به انجام رسانیده و اینک در آستانه وصال با معبود و معشوق ومحبوب خویش است. آری این است نتیجه عشق و معرفت به پروردگار، و این است نتیجه اداء تکلیف و انجام

مسؤولیت و وظیفه. آرامش خاطر و سکون و طمأنینه حاصل ارزشمند خروج از عهده تکلیف است. و چه موهبتی از این ارزشمندتر. قصور و تقصیر در اداء وظیفه، تشویش و اضطراب را در فرد (و سپس در جامعه) به همراه دارد و هر چه ناتوانایی و کوتاهی در این باره بیشتر، تزلزل و ترس و هراس نیز بیشتر است. چنانکه هر چه سعی در اداء تکلیف و کوشش در انجام وظیفه بیشتر و هر چه مقصد و مقصود مهمتر و خطیرتر، آسایش روح، سکون خاطر، شادی ضمیر و آرامش وجدان نیز فراهم تر و تأثیر عظیم آن در فرد و اجتماع ملموس تر و محسوس تر می باشد. چیزی که بسیاری از آن غافل و بی خبر و از دست آوردهای آن ناآگاه مانده و رابطه و پیوند علی و معلولی را گم کرده اند. پیامبر اسلام (ص) از زمان پیشین پیرامون اصحاب امام حسین (ع)، آن عاشقان کوی دوست و شیفتگان وصال یار چنین فرموده بود: لا یجدون الم مس الحدید [7] آنان درد و رنج و اصابت اسلحه آهن را نمی یابند. چگونه می شود نیزه و خنجر به بدنی فرو رود و بیرون کشیده شود و خون جاری گردد لکن احساس سوزش و درد در میان نباشد؟ پاسخ این است که اینان چنان شیفته و دلباخته کوی دوست و راهی به سوی آن دیار بودند که سر از پا نمی شناخته و برخورد با سلاح های گوناگون را به چیزی نمی گرفتند و کوچک ترین اعتنائی به آن نداشتند و چنان در راه ادای تکلیف و انجام وظیفه اسلامی و انسانی خود سرمست موفقیت و کامیابی بودند که به هیچ چیز دیگر نمی اندیشیدند. جائی که

یاران و اصحاب امام (ع) چنین بودند آیا خود آن وجود سرشار و آن مصداق بارز «والذین آمنوا اشد حبا للّه» [8] .چگونه بود؟

آثار توجه به خدا

این حقیقت (توجه به خداوند و فقط او را به عنوان ملجأ نهائی دوست داشتن) برای سبک کردن بار مشکلات و بالا رفتن توان و تحمل و بردباری همه کس، به ویژه دست اندرکاران محترم نظام مقدس اسلامی بسیار سودمند و مفید است. نظامی که از هر سوی تحت فشارهای گوناگون دشمنان اسلام است. حصر اقتصادی، نظامی، تهاجم فرهنگی، تهمت های واهی، نقض حقوق بشر، اتهام شوم تروریسم و دیگر حملات و هجمه های وارده از سوی دشمنان خارجی و داخلی که هر لحظه موجی از اینگونه افتراها و دشمنی ها به سوی این نظام مقدس سرازیر می گردد تا بلکه آن را به دست انهدام و یا تزلزل و تذبذب بسپرند، برای مقابله و مواجهه با این گونه حملات و تهمت ها ناجوانمردانه، هیچ چیز سودمندتر و کارگشاتر از تقویت رابطه با خداوند نیست و بیش از پیش به سوی او توجه داشتن، افزایش معرفت و محبت به معبود حقیقی، به جنبه های معنوی اهمیت دادن، در همه حال، به او پناه بردن و رابطه مستمر داشتن، با عرفان و درک صحیح به سوی او شتافتن، به نماز جمعه و جماعت، مجالس دعا و نیایش و ذکر و توسل و دیگر مظاهر تقوا و تقویت روح روی آوردن، باید برنامه و شعار همیشگی همگان خصوصاً دست اندر کاران نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد، که هر چه بار معنوی انسان و هر چه اخلاص و توجه و خداشناسی وی افزایش یابد خداوند بهتر و بیشتر به سوی و سمت بنده اش روی

می آورد که به گفته قران کریم: و من یتق اللَّه یجعل له مخرجا. [9] .و به گفته خداوند بزرگ در حدیث قدسی: «من تقرب الیّ شبرا تقربت الیه ذراعا و من تقرب الی ذراعا تقربت الیه باعا و من تقربت الی ماشیا تقرب الیه هروله»؛ [10] .هر که یک شبر به سوی من نزدیک شود من یک ذراع (دو شبر) به او نزدیک خواهم شد و آن کس که یک زراع به من روی آورد من یک باع (یک بغل) به او روی خواهم آورد و برای او آغوش خواهم گشود و آن کس که به سوی من گام بردارد من به سوی او خواهم دوید. انسان هر چند به سوی خداوند گامهای بیشتر و بلندتری بردارد، خدای بزرگ بهتر از آن و بیشتر از آن به سوی وی اقبال می کند و بنده اش را مورد لطف و عنایت خود قرار می دهد: «قل ان کنتم تحبون اللَّه فاتبعونی یحببکم اللَّه». [11] .

محبت و علاقه به مردم

یکی از مظاهر بارز تجلی شخصیت والای امام حسین (ع) دوستی و علاقه او به مردم و عاطفه ای است که به مردم ابراز می نمود. در حالات او می خوانیم: زمانی از کنار مستمندان می گذشت. آنان نانهای خود را یک جا گرد آورده و محفل انس کوچکی برای خود ترتیب داده و آماده خوردن بودند که امام را سواره دیدند آنان سلام کرده و به حضرتش تعارف نمودند. امام متواضعانه از اسب پیاده شد و در کنارشان نشست، دعوتشان را اجابت نمود و آنان را مورد ملاطفت و محبت ویژه خود قرار داد و به آنان فرمود: اگر نه این بود که نان های شما صدقاتی است که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه