- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- نوحه خوانی سنّتی 7
- بودجه عزاداری 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- دین و عزاداری 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- سابقه گریه 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- توضیح 98
- مرثیهسرایی 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مقدمه 177
- مشخصات كتاب 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- توضیح 295
- اشاره 295
- وجوب محبّت 295
- اشاره 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- ب) صفا و مروه 298
- د) رمی جمرات 299
- ج) فدیه 299
- پاسخ 307
- پاسخ 307
- اشاره 307
- اشكال اوّل 307
- اشكال دوم 307
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- پاسخ 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- توضیح 327
- الف - روایات شیعه 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- مقدمه 338
- پیشگفتار 338
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- عزاداری چیست 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- فلسفه عزاداری 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- پیشنهادات عملی 342
- چكیده 343
- مشخصات كتاب 343
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- عزاداری در ادب فارسی 344
- نتایج عزاداری 344
- مقدمه 344
- تاریخچه عزاداری 344
- مشخصات كتاب 345
- پاورقی 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- زیارت عاشورا 354
- قرآن كریم 354
- اشاره 355
- جامعه كبیره 355
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- اشاره 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- مصیبت اعظم 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- اشاره 356
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- متخصص كیست؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- اصل اصالت تخصص 357
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
معاویة بن وهب میگوید: «استأذنت علی ابی عبداللَّهعلیه السلام فقیل لی: ادخل فدخلت فوجدته فی مصلاه فی بیته، فجلست حتی قضی صلاته، فسمعته و هو یناجی ربّه و هو یقول: اللّهمّ یا من خصّنا بالكرامة...»؛(259) «از ابوعبداللَّه اجازه گرفتم تا بر او وارد شوم، اجازه ورود داده شد. من وارد شدم و حضرت را در حجره در محرابش مشاهده كردم. نشستم تا نمازشان تمام شود از او شنیدم كه در مناجات با پروردگارش عرضه میداشت: بارخدایا! ای كسی كه ما را به كرامت اختصاص دادی... بر آن چشمهایی كه به جهت رحمت بر ما اشكشان جاری شده رحم كن. و نیز بر آن قلبهایی كه جزع كرده و برای ما سوخته است رحمت فرست و آن فریادها و شیونهایی را كه برای ما زده شده مشمول رحمت خود فرما.»
امام سجادعلیه السلام به «زائده» میفرماید: «... فانّه لمّا اصابنا بالطفّ ما اصابنا و قتل ابیعلیه السلام و قتل من كان معه من ولده و اخوته و سائر اهله و حملت حرمه و نساؤه علی الأقتاب، یراد بنا الكوفة، فجعلتُ انظر الیهم صرعی و لم یواروا، فعظم ذلك فی صدری و اشتدّ لما اری منهم قلقی، فكادت نفسی تخرج، و تبیّنت ذلك منّی عمّتی زینب الكبری بنت علیّعلیها السلام فقالت: مالی اراك تجود بنفسك یا بقیة جدّی و ابی و اخوتی؟ فقلت: و كیف لا اجزع و اهلع و قد اری سیّدی و اخوتی و عمومتی و ولد عمّی و اهلی مصرّعین بدمائهم، مرمّلین بالعری، مسلّبین، لا یكفنون و لایوارون...»؛(260) «... چون آن مصیبت بزرگ بر ما در كربلا وارد شد و پدرم و كسانی كه از اولاد و برادران و سایر اهل بیتش به شهادت رسیدند و اهل حرم و زنانش بر شتران به اسارت برده شدند تا آنها را به كوفه وارد كنند، من به جنازهها نظر میكردم كه بر روی زمین افتاده و دفن نشده بودند. این موضوع بر سینهام سنگینی كرد و چون آنان را این گونه دیدم امر برایم گران آمد و نزدیك بود كه جان از تنم خارج شود. عمهام زینب دختر علیعلیهما السلام چون این حالت را از من مشاهده كرد عرضه داشت: تو را چه شده كه با جان خود بازی میكنی ای باقیمانده جد و پدر و برادرانم؟ من گفتم: چگونه جزع و فزع نكنم در حالی كه آقا و برادران و عموها و پسرعموها و اهل بیتم را میبینم كه به خون غلطیده و در سرزمین كربلا به خاك افتادهاند و لباسهای آنها را به غارت برده و كسی نیست كه آنها را كفن كند و دفن نماید...».
معنای عدم كراهت جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام
شیخ یوسف بحرانی در شرح روایت معاویة بن وهب از امام صادقعلیه السلام كه فرمود: همه انواع جزع و گریه مكروه است مگر جزع و گریه در شهادت امام حسینعلیه السلام میفرماید: «فالظاهر انّ المراد بالكراهة هنا عدم ترتب الصواب و الأجر علیه مجازاً، لا الكراهة الموجبة للذمّ، و ذلك فانّه لیس فی شیء من افراد البكاء مایوجب الثواب الجزیل و الأجر الجمیل مثل البكاء علیه و البكاء علی آبائه و ابنائه: و قصاری البكاء علی غیرهم انّ سبیله سبیل المباحات»؛(261) «پس ظاهر آن است كه مراد به كراهت در آنجا مجازاً عدم ترتّب ثواب و اجر بر گریه باشد، نه كراهتی كه موجب مذمت گردد و جهت آن این است كه در هیچ نوع گریه چیزی كه موجب ثواب ارزشمند و اجر زیبا شود نیست، همانند گریه بر امام حسینعلیه السلام و گریه بر پدر و اجداد و فرزندان اوعلیهم السلام كه چنین ثواب و اجری دارد. و نهایت حكمی كه مترتب بر گریه بر دیگران میشود آن است كه مباح باشد.»
تباكی در سوگ اولیای الهی
برخی به خاطر وضعیّت خاصی كه قلبشان دارد كمتر میتوانند گریه كنند. اینان اگر تباكی هم كنند به ثواب و ارزش گریه خواهند رسید.
در حدیثی از پیامبرصلی الله علیه وآله روایت شده كه آن حضرت آخر سوره زمر «فَسیقَ الَّذینَ كَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً» را بر جماعتی از انصار تلاوت كرد. همگی به جز جوانی از آنان گریستند. جوان عرض كرد: از چشم من قطرهای بیرون نیامد، ولی تباكی كردم. حضرت فرمود: «من تباكی فله الجنّة»؛(262) «هر كس تباكی كند برای او بهشت است.»
جریر از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل كرده كه فرمود: «انّی قارئ علیكم «ألْهكُمُ التَّكَاثُرْ» من بكی فله الجنّة و من تباكی فله الجنّة»؛(263) «همانا من بر شما سوره «أَلْهكُمُ التَّكَاثُرْ» را میخوانم، هر كس گریست بهشت بر او واجب میشود و هر كس تباكی هم كرد نیز بر او بهشت واجب است.»
شیخ محمّد عبده میگوید: «تباكی آن است كه انسان خود را با زحمت به گریه وادارد، ولی بدون ریا».(264)
میر سید شریف جرجانی میگوید: «اصل در تباكی قول پیامبرصلی الله علیه وآله است كه فرمود: «ان لم تبكوا فتباكوا»؛ «اگر گریه نمیكنید پس تباكی كنید.» مقصود از این جمله تباكی از كسی است كه مستعدّ گریه است، نه تباكی غافل و كسی كه از روی لهو این چنین میكند».(265)