- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- بودجه عزاداری 7
- نوحه خوانی سنّتی 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- دین و عزاداری 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- سابقه گریه 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- مرثیهسرایی 98
- توضیح 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مقدمه 177
- مشخصات كتاب 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- اشاره 295
- وجوب محبّت 295
- توضیح 295
- اشاره 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- ب) صفا و مروه 298
- د) رمی جمرات 299
- ج) فدیه 299
- پاسخ 307
- پاسخ 307
- اشكال اوّل 307
- اشكال دوم 307
- اشاره 307
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- توضیح 322
- روان شناسی عزاداری 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- توضیح 327
- الف - روایات شیعه 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- مقدمه 338
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- عزاداری چیست 338
- پیشگفتار 338
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- پیشنهادات عملی 342
- چكیده 343
- مشخصات كتاب 343
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- نتایج عزاداری 344
- عزاداری در ادب فارسی 344
- تاریخچه عزاداری 344
- مقدمه 344
- مشخصات كتاب 345
- پاورقی 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- زیارت عاشورا 354
- قرآن كریم 354
- اشاره 355
- جامعه كبیره 355
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- اشاره 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- مصیبت اعظم 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- اشاره 356
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- متخصص كیست؟ 357
- اصل اصالت تخصص 357
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون
افزایش ایمان و معنویت
عبادت در مكتب عاشورا سر لوحه آموزههای دینی و معنویت روح جامعه اسلامی است.عزت مسلمانان در گرو ایمان و معنویت آنان است. امام حسین(ع) در كربلا آمد تا اعلام كند، مهمترین خطری كه جامعه اسلامی را تهدید میكند كم رنگ شدن ایمان و معنویت و جابهجایی ارزشهاست. عاشورا پیامد «قداست زدایی» و «حریم شكنی»است. مسلمانان میدانند یزیدیان امام حسین را خارجی خواندند تا یزید را امام مسلمانان معرفی كنند. احكام خدا را منزوی كردند تا اهداف شوم خود را پیاده كنند. این همان شبیخون فرهنگی است كه به صورت جریان مستمر در فعالیت بوده و هست. امروزنیز ادعا دارند تقدس خلاف علم و عقل است، عقل و علم را آن میدانند كه خودشان دارندتا عبادت و معنویت را به قربانگاه ببرند. عزاداری را زیر سؤال میبرند تا پرتو عظمت قیامحسینی را از مسلمانان بگیرند، غافل از آن كه عاشورا تجلی عبادت، توحید، معنویت،عزت، عدالت، ایثار و تبلور ایمان و ارزشهاست. عزاداری بزرگداشت عاشوراست.در فرهنگ شیعه برپایی مراسم سوگواری پیشوایان دین و به ویژه امام حسین و یارانش عبادت است.نماز گلواژه شب عاشورا و سبب افزایش ایمان و معنویت آثار فردای آن است. عزاداری باعث شكوفایی معنویت است،چرا كه عزادار امام حسین همنشین با حضرت است. عزاداری راه كربلاست، كربلا كعبه عاشقان و شیفتگاناست.عزادار باشركت در این مراسم با امامت اتصال پیدا میكند، این پیوند انسانها را حسینی میكند،كسی كه با او بیعت كند از صف یزیدیان جدا میشود، این كار خود عبادت است، چنان كه نماز ارتباط با خدا و بریدن از غیر خداست.امام صادق(ع) فرمود:نفس المهموم لحزننا اهل البیت تسبیح... یجب أن تكتب هذا الحدیث بماءِ الذهب؛ «سوگواران بر مظلومیت ما خاندان نفس كشیدنشان عبادت است... شایسته است این حدیث با آب طلا نوشته شود.» اشكی كه برای امام حسین میریزیم اگر در جهت هماهنگی روح ما باشد، پرواز كوچكی است كه روح ما با روح حسینی میكند.اگر ذرّهای از همت و غیرت، حرّیت و ایمان، تقوا و عبادت حسینی در انسان بتابد و اشكی از دیدگانش جاری شود، آن اشك بی نهایت ارزش دارد. اشكی كه برای عظمت حسین باشد، اشكی كه نشانهای از هماهنگی با اهداف امام حسین باشد عامل نجات است و در مواقف حساس چون هنگامه مرگ و فشار قبر، برزخ و قیامت و در موقع حسابرسی دست انسان را میگیرد. عاشورا دست نوازش حق است بر جویندگانآن؛ عزاداری واسطه فیض الهی و عامل كمال انسانی است. عزاداری تبلور عاشورا و یادآورخاطرههای ماندگار كربلاست، خاطرههایی كه در اعماق قلب خونسردترین افراد جوش و خروش ایجاد میكند، و احساسات را تحریك میسازد. عزاداری یاد خداست، بزرگداشت عاشورا انسان را به سوی خدا پرواز میدهد. از منظر قرآن كریم، مراسم سوگواری از شعائر الهی است،تعظیم آن نشانه تقواست. (و من یعظّم شعائر الله فأنّها من تقوی القلوب) و هركس شعائر الهی را بزرگ دارد این كار نشانه تقوای دلهاست. شرط ورود در صف عزاداران حسینی آمادگی قلبی است، دلی كه تقوا دارد در این مصیبت عزادار میشود، از طرف دیگر عزاداری باعث افزایش تقواست، چرا كه برپایی این مراسم، نشانه ایمان و عمل صالح است. (كسانی كه ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام میدهند، خداوند مهربان آنان را محبوب قرار میدهد).بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارشجامعهای كه عاشورا دارد عزت دارد، چرا كه ایمان و معنویت دارد.در چنین جامعهای دشمنان نمیتوانند توطئه كنند. شیاطین میتوانند انسانها را گمراه كنند، اما مخلصان را هرگز. میتوان گفت عزاداری واقعی بیمه ایمان و معنویت است.
اقتدا به پیشوایان دین
عزاداری وسوگواری بر كسان از دست رفته امری طبیعی است. انسان با عاطفه زنده است، گاه احساسات جریحه دار میشود و دل میسوزد، آثار آن به صورت اشك تبلور مییابد. پیشوایان دین نیز در مصائب عزیزانشان سوگوار شدند، مراسم عزاداری به پاكردند. در فرهنگ ما عزاداری انبیا و اولیای الهی پسندیده است چنان كه عزاداری در مصیبت عزیز از دست رفته بشرطی مشكل ندارد كه مخالف دستورات شریعت نباشد.رفتار و كردار پیامبر اسلام (ص) در همه زمینهها الگوی ماست. حضرت در شهادت حمزه سیدالشهدا با تعبیر تحریكآمیزی میفرماید: «لكن حمزة لا بواكی له؛اما حمزه گریه كنندهای ندارد». مسلمانان با شنیدن این سخن برای حمزه مراسم عزاداری به پاكردند. ایشان در شهادت جعفر بن ابیطالب فرمود:«علی مثله فلتبكالبواكی» «گریه كنندگان باید برای امثال جعفر گریه كنند». در سوگ خدیجهامالمؤمنین و ابوطالب عموی گرامیاش یك سال را در غم و اندوه گذراند (عام الحزن).گریههای حضرت فاطمه3 در بیت الاحزان یادگار تاریخ اسلام است. امام علی (ع) درباره شهادت مالك اشتر همان تعبیری را به كار برد كه پیامبر اسلام درباره جعفر فرمود.ایشان پس از توصیف آن فرمانده دلاور اسلام میفرماید: «علی مثل مالك فلتبك البواكی؛ گریه كنندگان باید بر امثال مالك گریه كنند».حادثه عاشورا یك اتفاق عادی و زودگذر نبوده، بلكه طراحی الهی است. حادثهای نیست كه فقط ما بر آن گریه و عزاداری كنیم، زمین و آسمان و رسولالله و بسیاری از انبیای الهی پیش از وقوع حادثه عزادار شدند و گریستند. به دور از انصاف است درحادثهای كه انبیا و اولیای الهی گریه كردند و اشك ریختند عدهای در سوگواری برآن امام همام دچار شك و تردید شوند.پیشوایان دین از زمان پیامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) توصیه كردهاند كه مصیبت امام حسین (ع) باید زنده بماند و همه ساله تجدید گردد. چرا ائمه دین به این حادثه اهتمام داشتند، چرا برپایی مراسم عزاداری امام حسین را این همه مورد تأكید قرار دادهاند.فلسفه این مسئله كاملاً روشن است. هدف این بود كه مكتب عاشورا زنده بماند.زنده ماندن عاشورا تجلی حیات مجدد اسلام است. خدا میداند اگر نبود این گریهها و عزاداریها چه مصیبتهایی بر اسلام وارد میآورند.امویان پس از شهادت امامحسین (ع) تلاش كردند تا خودشان را بر حق، امام حسین و یارانش را مهاجم و طغیانگر معرفی كنند، حتی احادیثی جعل كردند مبنی بر این كه عاشورا روز عید و بركت است وتوسط علمای درباری فتوای جشن و شادمانی صادر كردند. طبیعی است وقتی روز عاشورااز زبان شخص رسولالله (ص) به عنوان روز عید معرفی شود، با گذشت یكی دو نسل،مسلمانان بر اثر غفلت و تقلید از گذشتگان، این روز را جشن میگیرند و آن را از اعیاددینی به حساب میآورند.كمترین اثر این تلاشها آن بود كه مردم باور كنند امام حسین (ع) از دین بیگانه بوده است. امام حسین(ع) با آیندهنگری، پدید آمدن چنین فضای آلوده و مسموم را به خوبی پیشبینی كرده بود؛ لذا در وصیتنامه سیاسی ـ الهیاش پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد بر این مسئله تاكید میكند:«و أنی لم اخرج اشراً و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالماً انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی (ص) ارید أن آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی بن ابی طالب؛ من نه از روی خودخواهی یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میگردم، بلكه هدف من امر به معروف و نهی از منكر است و خواستهام از این حركت، اصلاح مفاسد امت و زنده كردن سنت پیامبر(ص) و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است».پیشوایان دین بعد از شهادت امام حسین (ع) فعالیت وسیعی به راه انداختند وحكیمانهترین چاره اندیشیها را به كار بستند تا توطئه خطرناك دشمن را خنثی كنند.این رسالت با سنت روضه خوانی عزاداری و زیارت كربلا دنبال شد. وصیت امام محمد باقر (ع) به اقامه عزاداری در منی در ایام حج و سفارش امامان دین به رفتن زیارت امام حسین (ع) و از نظر پاداش آن را با حج برابر دانستن یا برتر فرض كردن آن بر حج،انشای زیارتنامهها در ماندگاری و اسوهسازی قیام عاشورا نقش داشتهاند.ابوهارون مكفوف میگوید: من روزی به محضر امام جعفر صادق (ع) شرفیاب شدم. حضرت به من فرمود: شعری در رثای حسین (ع) بخوانم. من شروع كردم به خواندن. امام فرمود: این طور نه، همان گونه كه در بین خود و در كنار قبر امام مرثیه سرایی میكنید بخوان، یعنی با سوز و گداز بخوان. من خواندم و امام گریست. در آخر حضرت مطالبی درباره ثواب و پاداش روضه خوانی و سوگواری فرمودند، از جمله این كه هر كس در رثای حسین شعری بخواند و ده نفر را بگریاند بهشت جای اوست.در حدیثی از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمود: همانا روز شهادت امام حسین قلبما را مجروح و اشك ما را روان ساخت، عزیز ما را در سرزمین «كرب و بلا» خوار كرد و تا قیامت برای ما اندوه و بلا بر جای گذاشت، پس باید گریه كنندگان بر انسان مظلومی چون حسین بگریند... فرمود «چون ماه محرّم فرا میرسید، دیگر پدرم خندان دیده نمیشد و از روز اول محرم تا دهم مرتب غم و اندوهش بیشتر میشد. روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه او بود و پیوسته میفرمود روزی است كه حسین كشته شد...»حضرت فرمود: «گریه كنندگان بر امثال حسین باید گریه كنند و گفت پدرم از زمان حلولمحرّم مرتب گریه میكرد تا روز دهم و این روز اوج مصیبت و غم و اندوه او بود، روزی كه حسین(ع) كشته شد». امام زمان (عج) در سوگنامه مفصلی منسوب به حضرت در فرازی از آن میفرماید:«جد بزرگوارم، هر چند روزگار مرا از تو دور كرده و در كربلا نبودم كه با دشمنانت نبرد كنم، اما هر صبح و شام در سوگ تو عزادارم و به جای اشك بر مصیبت تو خون میگریم».تمام این مقدمات، زمینه سازی برای جاودانه كردن حادثه كربلا و همراه ساختن شیعه با اهداف قیام عاشورا بوده است. در زیارت عاشورا كه بیانگر اهداف امام حسین و بهترین وسیله ارتباط امت به امامشان است به خوبی فلسفه سیاسی این قیام را مییابیم:«بأبی انت و امّی لقد عظم مصابی بك فاسئل الله الذی اكرم مقامك و اكرمنی بكَ ان یرزقنی طلب ثارك مع امامٍ منصور من اهل بیت محمّدٍ؛ «پدر و مادرم فدای تو باد، تحمل حزن و مصیبت تو بر من (و تمام شیعیان) به سبب ظلم و ستمی كه بر شما رفت، دشوار است پس از خدایی كه مقام تو را گرامی داشت، و مرا هم به سبب تو عزتبخشید درخواست میكنم كه روزی من گرداند تا با امام منصور از اهل بیت محمد (ص) -امام عصر (عج) - خون خواه تو باشم».در این نگاه، نهضت حسینی به صورت یك ثار دایم مطرح است ثاری كه یك شیعه باید در هر زمان و در هر مكان در گرفتن آن اهتمام ورزد یعنی در مبارزه پیگیر حق و باطل، قیام عاشورا یك قیام اسوه است و چنان تصویر شده كه گویی همه اهل باطل دراین خون ریزی نقش داشتهاند و باید از آنان انتقام گرفت. پس عزاداری تبعیت از سیرهپیشوایان دین است. شیعیان امام حسین و هر كسی كه برای انسان شرافتی و عظمتی قایلند همه ساله قیام عاشورا و شهادت سالار شهیدان را با برپایی عزاداری گرامی، و خلوص خویش را با گریه و سوگواری بر مصیبت جانگداز كربلائیان ابراز میدارند.امام صادق (ع) این مجالس را دوست میدارد، فرمود: «انّ تلك المجالس احبّها فاحیوا امرنا فرحم الله من احیا امرنا؛ من این مجالس را دوست میدارم، پس امر ما رازنده نگه دارید، خداوند رحمت كند كسی را كه امر ما را زنده میكند». اگر امام (ع) این مجالس را دوست میدارد شركت كنندگان در آن را نیز مورد محبت قرار میدهد. محبت امام صادق (ع) اكسیر زندگانی است.
احیای شخصیت و اهداف امام
امام حسین(ع) در نزد آگاهان از آرمانهای والای او، نمادِ هدایت و الگوی انسانیت و سرلوحه شریعت رمز و قهرمانی و اسوه ایثار و فداكاری در راه دین است، چنان كه كلمه «یزید» مظهر فساد و تباهی و فسق و فجور و تهاجم فرهنگی و نشر بدیهاست.عزاداری و روضه خوانی، باز سازی خاطره فداكاری و جانبازی امام حسین و یارانش در راه پاسداری از حق و عدالت است. عزاداری باعث زنده كردن اهداف امامحسین (ع) است. چرا كه «من ورّخ مومنأ فقد احیاه؛ بازگو نمودن تاریخ زندگانی مؤمنی درحقیقت زنده كردن اوست» و زندگی مؤمن در گرو زنده ماندن اهداف والای اوست.كسی كه فردی را زنده كند گویا همه مردم را زنده كرده است.یاد حسین و اهداف والای او، ملتها را زنده میكند، ترویج اندیشه حسینی توسعه حیات و زندگانی است. این نام و این قیام همیشه فریادی پر طنین در برابر هر ستمگری است. توسل به عاشورا طریق هدایت و عامل نجات است. اسلام بیمه عاشورا است،عاشورا بیمه عزاداریها. امام باقر(ع) وصیت میكند در «مِنی» مراسم عزاداری به پاكنند، كه چرا. سفارش حضرت، مشتمل بر نكته مهم سیاسی - روانی است. مردم را به مظلومیت اهل بیت متوجه میكند. توجه مردم به این امر مهم، زمینه احیای اهداف امام (ع) است. این عزاداری هاست كه افكار حسینی را در اعماق جان و اندیشه مردم نفوذ میدهد، عواطف و احساسات را به شور میآورد، و حركت میآفریند. «روضه سیدالشهدا برای حفظ مكتب سیدالشهداست. آن كسانی كه میگویند روضه سیدالشهدا را نخوانید،اصلا نمیفهمند مكتب سیدالشهدا چه بوده و نمیدانند یعنی چه. این گریهها و این روضهها این مكتب را حفظ كرده است... اینها خیال میكنند حالا ما باید (به جای روضه) حرف روز بزنیم. حرف سیدالشهدا همیشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سیدالشهدا آورده، دست ما داده... این مجالس و عزاداری اباعبدالله الحسین یك متینگ و فریادی است برای احیای مكتب سیدالشهدا...».تاریخ بعد از عاشورا را مطالعه كنید. متوكل عباسی و دیگر زمامداران آن روز چه تعداد از شیعیان امام حسین(ع) را به جرم بر پا نمودن مواكب و عزاداری و زیارت مرقد مطهر آن حضرت به صورت فجیع و ظالمانهای به شهادت رساندند. دیدهبان هایی را درمسیر كربلا قرار داده بودند تا زواران امام را دستگیر و به قتل برسانند، چرا این گونه عمل میكردند. این كارها دلیلی نداشت جز این كه آنها از احیای مكتب امام حسین احساس خطر میكردند.در برابر حركت ویرانگر دشمنان اسلام، پیشوایان دین بر عزاداری و روضه خوانی و زنده نگه داشتن عاشورا اهتمام ورزیدند. فلسفه آن روشن است. حسین یك سمبل است باید به صورت الگو زنده بماند. هر سال كه محرم طلوع میكند، امام حسین(ع) با آن افكار والا و فریادهای شورانگیزش ظهور میكند و ندا در میدهد:«الا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاءِ الله محقاً» آگاه باشید، ای مردم نمیبینید كه به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری نمیگردد و نتیجه آن این است كه مؤمن به شهادت در راه حق تشویق شود و با تمام وجودش به امام حسین اقتدا كند: لااری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما؛ «زندگی [در چنین وضعی] باستمكاران برای من ننگآور است، مرگ در نظر من جز سعادت چیزی نیست».عزادارن بر بلندای محافلشان این شعار را نوشتهاند:«الموت خیر من ركوبالعار؛ مرگ از زندگی ذلت بار بهتر است».آنچه در مراسم عزاداری بازخوانی میشود، شعارهای زندگانی است. سوگواری تداوم راه و اهداف عاشورا است. در فرهنگ شیعه، عالم همان گونه كه محضر خداست تجلی اندیشه عاشورا و عزت عاشورائیان نیز هست. همه محراب و منبرها از امام حسین (ع) است. پس اگر از ما بپرسند چرا در روز عاشورا عزاداری میكنید،حسین حسین میگویید و بر سر و سینه میزنید درپاسخ میگوییم میخواهیم با امام خود تجدید بیعت كنیم، فریاد او را كه در جهان طنینانداز است بشنویم، ما هر سال میخواهیم تجدید حیات بكنیم.روز عاشورا روز تجدید حیات ماست. عاشورا روح اسلام است میخواهیم آن را از نو به جامعه تزریق كنیم، عاشورا تجلی احساس جهاد و شهادت و فداكاری در راه حق و امر به معروف و نهی از منكر است، میخواهیم با عزاداری این احساس را در خود زنده نگهداریم. عزاداری لبیك به امام حسین(ع) است و این سفارش قرآن كریم است كه (یا ایهاالّذین آمنوا استجیبوا لله و للرّسول اذا دعاكم لما یحییكم) ای كسانی كه ایمان آوردهاید دعوت خدا و پیغمبر را اجابت كنید، هنگامی كه شما را به سوی چیزی میخواند كه شما را حیات میبخشد». عاشورا زنده نگه داشتن روحیه فداكاری در اجتماع است. شعار عاشورا،شعار احیای اسلام است گویا ندای امام حسین بلند است: چرا بیت المال مسلمانانحیف و میل میشود، چرا حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام میكنند، چرا در برابرتوهین كنندگان به مقدسات سكوت میكنید، چرا فقر و تبعیض در جامعه اسلامی رو به افزایش است، عاشورا و عزاداری از یك سو زنده نگه داشتن روحیه امر به معروف و نهی از منكر و از سوی دیگر پاسخ به این چراهاست.به عقیده امام راحل (ره) این یك دستور است به این كه هر روز و در هر جا باید همان نهضت و همان برنامه را ادامه بدهید. امام حسین(ع) با عده كم همه چیزش را فدای اسلام كرد و مقابل یك امپراطوری بزرگ ایستاد و «نه» گفت... و این مجالس به دنبال همین است كه این «نه» محفوظ بماند. كسانی كه میگویند روضه نخوانید نمیدانند كه گریه كردن بر عزای حسین زنده نگهداشتن نهضت است. آنهایی كه به شماملت بیهودگی گریه را میقبولانند. بزرگهایشان و اربابانشان از این گریهها میترسند.در جای دیگر تأكید میكنند كه «... آن روضههای سنّتی و آن مصیبتها را زنده نگه داریدكه بركاتی كه به ما میرسد از آنهاست، این بركات از كربلاست. كربلا و نام مبارك سیدالشهدا را زنده نگه دارید كه با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته میشود».با این تبیین روشن میشود كه عاشورا نه پایان است و نه آغاز، واقعهای است محصول علتهای تاریخی خود و حادثهای است مشحون از عبرت برای بعد از آن.
نجات اسلام
عاشورا كامل كننده رسالت است. آن گاه كه رسول خدا (ص) ندای توحید سر داد و بهاذنِ الهی مردم را به اسلام دعوت كرد، صورت آن در تاریخ اسلام شكل گرفت و در كربلاكامل شد. تعبیر پیامبر اكرم (ص) «حسین از من و من از حسینم» تجلّی نقش قیامحسینی در این زمینه است. امام حسین با قیام الهیاش اسلام را از انحصار توطئههای بنی امیه نجات داد. برای پی بردن به عظمت این قیام كافی است به خطراتی كه در آن زمان اسلام را تهدید میكرد توجه شود. سرنوشت امت اسلام به گونهای رقم خورد كه یزید فرماندار جهان اسلام شد، یزیدی كه فسق و فجورش شهره جهان بود. امام حسین در پاسخ به مروان بن حكم والی مدینه كه او را به بیعت با یزید فرا میخواند فرمود«سمعت جدّی رسول الله(ص) یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان فاذا رأیتم معاویةعلی منبری فابقروا بطنه و لقد راه اهل المدینة علی منبر رسول الله فلم یفعلوا به ما امروا فابتلا هم بابنه یزید؛ شنیدم از جدم رسول خدا كه فرمود خلافت بر خانواده ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را بر بالای منبر من دیدید او را بكشید، ولی مردم مدینه او را در منبر رسول دیدند و نكشتند و اینك خداوند آنان را به فرزندش یزید فاسق مبتلا كرده است». یزید كسی بود كه علناً تمامی مقدسات را هتك كرد.به نمونهای از گفتار كفرآمیز او توجه كنید:«محمد با ملك و حكومت بازی كرد، نهوحی بر او نازل شده بود، نه از آسمان خبری داشت، من از قبیله خود نیستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم... اگر پدران من میدیدند آنچه كه من با فرزندان احمد در كربلا انجام دادم هر آینه از كثرت شادی و سرور فریاد بر میآوردند و میگفتند دست مریزاد اییزید». شرایط به گونهای بود كه:«علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الأمة براعٍ مثل یزید؛فاتحه اسلام را باید خواند آن گاه كه امت به فرمانروایی چون یزید گرفتار آید».اگر قیام امام حسین نبود «نه از تاك، نشان بود و نه از تاك نشان». این نهضتِ الهی اسلام را نجات داد. امام حسین تصمیم گرفت از انحرافات فكری و دینی امت جلوگیری كند و معنای دین و خلافت و حكومت اسلامی و هدف رسالت رسول خدا را به جهانیان معرفی كند، اقبال لاهوری با اشعار زیبای خودش نقشِ قیام امام حسین (ع) را این گونه به تصویر میكشد:چون خلافت رشته از قرآن گسیخت حریت را زهر اندر كام ریختخاست آن سرجلوه خیر الامم چون سحاب قبله باران در قدمبر زمین كربلا بارید و رفت لاله در ویرانها كارید و رفتتا قیامت قطع استبداد كرد موج خون او چمن ایجاد كردبهر حق در خاك و خون گردیده است پس بنای «لا اله» گردیده استامام حسین (ع) چهره یزید و یزیدیان را به مردم شناساند و حساب آنان را از حساب دین و قرآن جدا كرد.امام راحل (ره) دراین رابطه میفرماید «یكی از رمزهای بزرگ كه بالاترین رمز است قضیه سیدالشهداست. سیدالشهدا (ع) مذهب را بیمه كرد، با عملخودش اسلام را بیمه كرد و نگه داشت... آن نهضت باید حفظ شود، اگر ما بخواهیم مملكتمان مستقل و آزاد باشد باید این رمز را حفظ كنیم». از دیدگاه شهید مطهری بزرگترین اثر حادثه كربلا این است كه پرده نفاق را درید و حساب سلطنت عملاً از حساب دین جدا شد، اگر نهضت عاشورا نبود، امویان به نام دین بر مردم حكومت میكردند، البته چسبیدن آنها به دین در نظر عدهای آنها را تبرئه میكرد و در نظر عدهایدین را ملوث میكرد.امام حسین (ع) در كربلا آمد تا برای ابد بر پیشانی باطل، اگر چه رنگ حق خورده باشد مهر بطلان بزند و خون خود و یارانش و اسارت اهل بیتش را مایه رسوایی آنان سازد و تصمیم گرفت راه را به حق جویان بنمایاند كه مثلی لا یبایع مثله: حسینیان هرگز با یزیدیان بیعت نمیكند.عزاداری امام حسین (ع) یعنی تعقیب گام به گام رفتار آن حضرت در راستای احیای اسلام. عزاداری مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان دین از یك سو و پاسداری از ارزشهای دینی از سوی دیگر است.آموزههای مجالس عزاداری امامحسین (ع) دو سویه است،شركت كنندگان و شاگردان این مكتب میآموزند كه حریم دین را باید پاس دارند و در برابر توطئههای بیگانگان و دیگر اندیشان به مقابله برخیزند تاعزت و سعادتشان كه در دین متجلّی است حفظ گردد و یاد میگیرند كه در دنیای غوغاسالارِ امروز تنها راه موفقیت آن است كه به امام حسین اقتدا و روحیه حسینی پیدا كنند.چون «حسین بن علی یك سوژه بزرگ اجتماعی است. حسین بن علی در آن زمان یك سوژه بزرگ بود.هر كس میخواست در برابر ظلم قیام بكند شعارش یالثارت الحسین بود،امروز هم حسین بن علی یك سوژه بزرگ است،سوژهای برای امر به معروف و نهی از منكر، برای اقامه نماز، برای زنده كردن اسلام، برای این كه احساسات و عواطف اسلامی در وجود ما احیا بشود».خلاصه آن كه اگر قیام عاشورا نبود اسلام و امویت آنچنان به هم پیوند میخورد كه تفكیك آنها ناممكن میشد و با زوال امویان اسلام نیز سقوط میكرد. عزاداری درس «دیانت عین سیاست» است. خوف دشمنان اسلام از مجالس سوگواری دقیقاً به این علت است، كه این مراسم ضامن بقای اسلام است. عاشورا تداوم اسلام است و اسلام زنده عاشورا. عزداری دژ نگهبانی آموزههای وحی است در گستره زمان. عزاداری تجسم اعلای اندیشه حسینی و تفكر ناب اسلامی است و این گونه مراسم عزاداری باعث عزت مسلمانان و تجلی اقتدار ایمان است.