- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- نوحه خوانی سنّتی 7
- بودجه عزاداری 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- مقدمه 60
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- سابقه گریه 62
- دین و عزاداری 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- گریه امام علی 63
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه پیامبر 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- مرثیهسرایی 98
- توضیح 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مقدمه 177
- مشخصات كتاب 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- اشاره 230
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- توضیح 285
- الف - آیات شعائر 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- اشاره 295
- وجوب محبّت 295
- توضیح 295
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- اشاره 298
- ب) صفا و مروه 298
- ج) فدیه 299
- د) رمی جمرات 299
- اشاره 307
- پاسخ 307
- اشكال اوّل 307
- پاسخ 307
- اشكال دوم 307
- پاسخ 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- توضیح 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- الف - روایات شیعه 327
- توضیح 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- عزاداری چیست 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- پیشگفتار 338
- مقدمه 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- ابعاد عاطفی 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- پیشنهادات عملی 342
- پاورقی 342
- چكیده 343
- مشخصات كتاب 343
- عزاداری در ادب فارسی 344
- مقدمه 344
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- تاریخچه عزاداری 344
- نتایج عزاداری 344
- پاورقی 345
- مشخصات كتاب 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- قرآن كریم 354
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- زیارت عاشورا 354
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- جامعه كبیره 355
- اشاره 355
- اشاره 356
- اشاره 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- مصیبت اعظم 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- اصل اصالت تخصص 357
- متخصص كیست؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
گروهی از مخالفان گریه و عزاداری برای امام حسین علیه السلام، مخالفت خود را بر اقتضائات و احكام و عقاید شرعی بنا نمیكنند؛ بلكه برای ذكر مصائب آن حضرت علیه السلام، پیامدهای سوئی بر میشمارند (!) كه احتراز از آن را برای حفظ وحدت كیان اسلامی واجب میدانند. این گروه معتقدند برگزاری مجالس عزا، به ایراد سخنرانی میانجامد كه در آنها طعن و لعن برخی اصحاب وجود دارد و همین مایه اختلاف و نزاع بین مسلمین میشود. ابن حجر در الصواعق المحرقه از غزالی نقل میكند كه گفته است: «بر واعظ، و غیر واعظ، نقل كشته شدن حسین و حكایات مربوط به آن و نیز نقل مشاجرات و مخاصمات میان صحابه پیامبر، حرام است؛ چرا كه این كار موجب گستاخ شدن بر برخی صحابه و طعن بر ایشان میشود، در حالی كه آنان از بزرگان دیناند...». [20] .بدین ترتیب نباید از مصائب اهل بیت علیهم السلام و قصه پر آبِ چشم عاشورا سخن گفت؛ چرا كه در این سخن، قدح اصحاب هست و ذمّ بسیاری از راویان و مشاهیر صدر اسلام!در روزگار ما نیز این سخن به گونههایی گفته میشود. كسانی از سَرِ دلسوزی یا غفلت، بر این باورند كه برای حفظ وحدت مسلمین و یكپارچگی جهان اسلام، باید از ذكر و نقل پارهای از حوادث صدر اسلام، چشم پوشید و اصلِ «تبرّا» را یكسره به كناری نهاد. این سخن، اگر چه یكسره باطل نیست و گاه باید به اقتضای زمان و مكان، شیعیان به عزاداریهای خود، شكلِ معتدلتری دهند؛ امّا نمیتوان آن را تا آنجا پذیرفت كه حقایق تاریخی و گوهر دین و مسلّمات شرعی را از یاد برد. امامان علیهم السلام و بزرگان شیعه، در حسّاسترین سالها و قرون تاریخ، ذكر مصائب ابا عبداللَّه علیه السلام را متوقف نكردند و هماره به تناسب و اقتضای زمانه و زمینه، به وظیفه عزاداری خود برای امام حسین علیه السلام عمل كردند. البته باید پذیرفت كه شكلهایی از عزاداری و تعزیهخوانی برای حضرت سیّدالشهدا نه منفعت، كه زیانهای بسیاری در پی داشته است؛ امّا همه این زیانها، ناشی از شكل خاصّ عزاداری بوده است، نه اصل آن.امّا درباره سخن غزالی، كه روایت مقتل حسین علیه السلام را بر اهل خطابه تحریم كرده و فتوای خود را به حفظ حرمت صحابه و قوام دین مستند نموده است، سخن بسیار میتوان گفت؛ از جمله اینكه اگر این استدلال را بپذیریم، آنگاه باید در هر مسئلهای كه میان مسلمین پدیدار میگردد و نزاعی بر میانگیزد، سكوت كرد و از بیم اختلاف و منازعه، حق را تنها گذاشت. قصه دردناك كربلا، ثمره همین سكوتها و مجاملههاست. اگر مسلمانان میایستادند و جبهه حق را از حضور و سلحشوری خود میآكندند، هرگز كار به عاشورا نمیكشید و اگر شیعه نیز از عاشورا به بعد، همانگونه رفتار میكرد كه مسلمانان نخستین در سقیفه و جمل صفّین عمل كردند، تاریخ پر از جنایات و خباثت باطل گرایان میشد.دیگر آنكه شیعیان به اختیار و اجتهاد خود به این موضع و عملكرد نیفتادند كه به اختیار و اجتهاد خود از آن دست كشند. بلكه روایتها و اخبار بسیار در تأكید و توصیه به ذكر مصائب امام حسین علیه السلام مستند آنان بوده است.از همه اینها گذشته، مجالس عزای حسینی، در طول تاریخ، به مثابه كلاسهای درس برای تودههای مردم بوده و آنان را با احكام و عقاید دینی، تاریخ، رجال، سیاست و صدها موضوع دینی و غیر دینی دیگر آشنا میكرده است. این مجالس، مهد پرورش انسانهای تقوا پیشه، خداترس و حق طلب است و تعطیل كردن آنها، به معنای حذف بخش مهمّی از دستگاهآموزش دینی است. در عین حال نباید به گونهای عمل كرد كه دشمنان اسلام و انسانیت، سوء استفاده كنند و همین مقدار همدلی و وحدتی كه میان مسلمانها است، منهدم گردد. باید پذیرفت كه برخی انواع عزاداری، در نهایت به سود دشمنان اسلام تمام میشود و آب در جوی كسانی میریزد كه نه به ادامه حیات شیعه راضیاند و نه از وجود دیگر شاخههای مسلمین، دلِ خوش دارند.از سویی، كسانی مانند غزالی، كه چنین نصیحتهای عامه پسندی را در آثار خود بسیار دارند، آنجا كه به نزاع با فرقههای مخالف خود بر میخیزد، هیچ یك از این دست ملاحظات و آسانگیریها را روا نمیدارند. آگاهان به مباحث كلامی و آشنایان با تاریخ تمدّن اسلامی، نیك میدانند كه غزالی و هم فكرانش، در مبارزه با عقاید شیعی - بویژه فرقه اسماعیلیه - از هیچ تلاش و ترفندی دریغ نكردند. اگر نسخه تسامح و مداهنه سود بخش است، او نباید این همه در ردّ روافض و قائلان به امامت، كتاب مینوشت و آنها را به خلیفه عبّاسی یا سلطان سلجوقی تقدیم میكرد.به هر روی، نگارنده نیز بر این عقیده است كه در حال حاضر هیچ اصل و فرعی، به اندازه حفظ وحدت مسلمین، اهمیّت و رواج ندارد؛ امّا بر این گمان نیست كه ذكر مصائب امام حسین علیه السلام و برپایی مجالس عزاداری در برخی از شكلهای آن، موجب هدم وحدت و از همگسیختگی شیرازه امّت اسلام است.
مخالفت از موضع عرفان
گروهی گریه و اقامه مجلس عزا را برای مرده - هر قدر كه بزرگ باشد - انحراف در عقیده میدانند و استدلال میكنند كه چنانچه انسانی از بند تن رست و به جوار حق پیوست، جا دارد كه برای او شادمانی برپا كرد و وصال او را جشن گرفت؛ زیرا مرگ یا شهادت، او را به آرزوی دیرینهاش، كه همانا اتّصال به عالم معنا و آرمیدن در جوار حق است، رسانده است؛ چنانكه مسیحیان روز شهادت عیسی علیه السلام را جشن میگیرند و شادمانی میكنند. این عمل مسیحیان، نشان میدهد كه شهادت را برای عیسی علیه السلام خیر و موفقیت میدانند، نه شكست و نا فرجامی.سخنگوی این دیدگاه، در میان علمایِ اسلامی، مولوی است. وی در دفتر ششم مثنوی، حكایت شاعری را نقل میكند كه روز عاشورا وارد شهر حلب شد و چون از آداب و رسوم مردم آن شهر بیخبر بود، از نوحه و عزای آنان در ماتم امام حسین علیه السلام در شگفت ماند. تا اینكه از مردم پرسید و خواست كه این بزرگی را كه برای او چنین ماتم گرفتهاند، به او بشناسانند. قصد شاعر، آن بود كه برای آن عزیز از دست رفته، مرثیهای بسازد. مردم به شاعر غریب گفتند كه امروز، سال روز شهادت حسین بن علی علیهما السلام است. مرد شاعر گفت: او كه قرنها است مرده است؛ گذشته از آن، اگر ماتم میگیرید و عزاداری میكنید، برای خود كنید كه او در چنین روزی، شادمانهترین واقعه زندگی خود را تجربه كرده است:پس عزا بر خود كنید ای خفتگان ز آنكه بد مرگی است این خواب گرانروح سلطانی ز زندانی بجَست جامه چه دْرانیم و چون خاییم دستچون كه ایشان خسرو دین بودهاند وقت شادی شد چو بشكستند بندسوی شادُروانِ دولت تاختند كُنده و زنجیر را انداختند [21] .به اقتضای این عقیده شگفت و شاذ، باید برای همه كسانی كه دنیا را پشت سر گذاشتهاند، شادمانی كرد.در برابر این عقیده باید گفت كه اوّلاً «دنیای مسیحی كه این شهادت را جشن میگیرد، روی همان اعتقاد خرافی است كه میگوید عیسی كشته شد تا بار گناه ما را بر دوش كشد؛ بنابر این، مرگ او موجب سعادت و متضمّنِ خوشبختی ما در آخرت است؛ ثانیاً این همان فرق اسلام و مسیحیتِ تحریف شده است. اسلام دینِ اجتماعی است و مسیحیت، دینی است كه همه آن چیزی كه دارد، اندرز اخلاقی است. از طرف دیگر، گاه به یك حادثهای از نظر فردی نگاه میكنیم و گاه از نظر اجتماعی. از نظر اسلام، شهادت حسین بن علی علیه السلام از دیدگاه فردی، برای شخص امام علیه السلام یك موفقیت بود و خود حضرت میفرمود: "خُطّ الموت علی وُلد آدم، مخطّ القلادةِ علی جید الفتاة وما أولهنی إلی أسلافی اشتیاق یعقوبَ إلی یوسف". [22] از نظر شهید، شهادت، موفقیت است. امام علی علیه السلام آنگاه كه تیغ خوارج بر فرق مباركش فرود آمد، فرمود: "واللَّه ما فجأنی من الموت واردٌ كرهْته أو طالعٌ أنكرتُه وما كنتُ إلّا كقاربِ وردٍ وطالب وجدٍ". [23] امّا اسلام، طرف دیگر را هم لحاظ میكند و قضایا را همیشه از منظر شخصی نمینگرد. آیا جنبه اجتماعی عاشورا از جنبه شخصی آن تفاوت نمیكند؟ حادثه عاشورا از جنبه اجتماعی و نسبت به كسانی كه مرتكب آن شدند، مظهر یك انحطاط در جامعه اسلامی بود. لذا هماره باید زنده بماند و یادآوری شود تا دیگر تكرار نگردد». [24] .افزون بر همه اینها، مسلمانان چگونه و به چه بهانهای میتوانند در شهادت فرزند پیامبرشان به عزا ننشینند و آن را زنده نگه ندارند، در حالی كه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله حتّی هنگام ولادت حسین علیه السلام و سالها پیش از وقوع حادثه عاشورا، بر او گریست و بنا بر اخبار بسیاری كه در كتب فریقین جمع است، بارها حالت حزن و اندوه از خود نشان داده است: ابن سعد از شعبی چنین روایت كرده است: علی در راه صفّین از كربلا میگذشت و چنان گریست كه خاك از اشكش نمناك شد. فرمود: به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله رفتم در حالی كه میگریست. گفتم: پدر و مادرم قربانت ای رسول خدا، چرا میگریی؟ پیامبر فرمود: جبرئیل هم اینك نزد من بود و مرا خبر داد كه فرزندم حسین بر كناره فرات و در سرزمینی به نام "كربلا" كشته میشود. آنگاه جبرئیل، مشتی از خاك كربلا را فرا آورد و به من بویاند». [25] .بنابر این، شیعه برای گریه بر حسین و عزاداری و اقامه مجالس نوحه برای آن سیّد و سالار شهیدان، نه تنها مستظهر به روح و اندیشههای دینی است، بلكه برای توجیه و تصحیح عمل خود، نصوص بسیاری را میتواند از سنّت و سیره نبوی نشان دهد.سخن آخر در این باره آن است كه ماجرای گریه و عزاداری شیعه برای امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنكه ثبوتاً، حق و مطابق با سمت و سوی اسلام است، اثباتاً نیز فواید بسیاری را نصیب دین و دینداری كرده است. این موضوع، یعنی فلسفه و فواید عزاداری برای امام حسین علیه السلام، خود مقوله دیگری است كه نیاز به فحص و مجال فراختری دارد. آنچه تاكنون گفته آمد، نشان دادن ریشههای این مسئله در متون روایی و نصوص دینی و پاسخ به انواع مخالفان آن بود.
پاورقی
[1] سوره حج، آیه 32.
[2] سوره بقره، آیه 158.
[3] سوره حج، آیه 36.
[4] سوره شوری، آیه 23.
[5] صحیح بخاری، ج 2، ص 80.
[6] سنن نسایی، ج 4، ص 16.
[7] شرح صحیح مسلم المطبوع فی هامش شرحی القسطانی وزكریا الانصاری، مجلد الخامس، ص 318، به نقل ازعبد الحسین شرف الدین، المجالس الفاخرة، ص 17؛ و منتهی الآمال، تاریخ حضرت سیّدالشهدا، خاتمه.
[8] المجالس الفاخره، ص 17.
[9] همان. [
[10] ر. ك: سیره حلبی، باب ابی طالب و خدیجه، ص 462، به نقل از المجالس الفاخره، ص 13. مؤلف المحاسن، منابع بسیاری برای این خبر و خبرهای پس از آن نقل میكند.
[11] سیره حلبی، جزء 2، ص 323، به نقل از همان.
[12] همان.
[13] همان.
[14] همان.
[15] همان.
[16] صحیح بخاری، الجزء الاول، ابواب الجنائز، ص 155. تشبیه گریه چشم به حزن قلب، برای آن است كه معلوم شود آن دو در حكم (جواز) یكسانند و چنانكه بر یكی (حزن قلب) حرجی نیست، دیگری نیز همین حكم را دارد.
[17] حاكم نیشابوری، المستدرك علی الصحیحین، ج 1، ص 377؛ سمهودی، وفاء الوفاء، ج 2، ص 112.
[18] وفاء الوفاء، تج 4، ص 1361.
[19] مرحوم علامه امینی در الغدیر، سیّد شرف الدین در المجالس الفاخره و آیت اللَّه سیّد جعفر سبحانی در آیین وهّابیت، به پارهای از این روایات اشاره كرده و پاسخ گفتهاند.
[20] الصواعق المحرقه، ص 223.
[21] مثنوی معنوی، نسخه نیكلسون، دفتر ششم، ابیات 796 - 799.
[22] بحارالأنوار، ج 44، ص 366؛ اللهوف، ص 25؛ مقتل الحسین الخوارزمی، ج 22، ص 5؛ كشف الغمه، ج 2، ص 29.
[23] بحارالأنوار، ج 42، ص 254؛ فیض الاسلام، نهج البلاغه، ص 875.
[24] شهید مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص 128، با تلخیص و تصرّف.
[25] قندوزی، ینابیع المودّه، باب 60، احادیث وارده در شهادت امام حسین علیه السلام.
7. شیوههای نوین عزاداری بدعت یا سنت؟