- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- نوحه خوانی سنّتی 7
- بودجه عزاداری 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- واژگان كلیدی: 37
- چكیده 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- دین و عزاداری 62
- سابقه گریه 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه پیامبر 63
- گریه آدم 63
- گریه امام علی 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- توضیح 98
- مرثیهسرایی 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مشخصات كتاب 177
- مقدمه 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- اشاره 295
- وجوب محبّت 295
- توضیح 295
- اشاره 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- ب) صفا و مروه 298
- د) رمی جمرات 299
- ج) فدیه 299
- پاسخ 307
- پاسخ 307
- اشاره 307
- اشكال اوّل 307
- اشكال دوم 307
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- توضیح 327
- الف - روایات شیعه 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- پاسخ 332
- لباس مشكی پوشیدن 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- پیشگفتار 338
- مقدمه 338
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- عزاداری چیست 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- پیشنهادات عملی 342
- مشخصات كتاب 343
- چكیده 343
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- عزاداری در ادب فارسی 344
- نتایج عزاداری 344
- مقدمه 344
- تاریخچه عزاداری 344
- پاورقی 345
- مشخصات كتاب 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- زیارت عاشورا 354
- قرآن كریم 354
- اشاره 355
- جامعه كبیره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- اشاره 355
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- مصیبت اعظم 356
- اشاره 356
- اشاره 356
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- متخصص كیست؟ 357
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- اصل اصالت تخصص 357
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
فلسفه عزاداری
اشاره
منظور از عزاداری و مرثیهسرایی و ایجاد توجه به مصیبت اهل بیت چیست؟ اینكه در روایات آمده است كه گریه بر اباعبداللَّه ثواب دارد، به چه معناست؟ آیا منظور از آن امر مخفی است و چون در روایات آمده است باید گریه كرد و گریاند بدون چون و چرا و كاری به فایده و حكمت و هدف از عزاداری نداشت و در جستجوی ثواب بود و یا آن دستورات بدین دلیل آمده است كه جلب توجه به عزاداری نداشت و در جستجوی ثواب بود و یا آن دستورات بدین دلیل آمده است كه جلب توجه به اهداف بلند آن حماسهسازان و راه آنان بشود و ثوابش در سایه چنین توجهی حاصل میگردد؟به عبارت دیگر، ما در نماز دو مرحله داریم، مرحله «صحّت» و مرحله «قبول»، در مرحله صحت اگر كسی اركان و واجبات نماز را انجام داد نمازش صحیح است، اگرچه با حضور قلب و توجه به معبود نباشد، اما مرحله قبول و تأثیر و جلوگیری از گناه در آنجایی است كه افزون بر رعایت شرایط باید نماز با حضور قلب باشد، تا «تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» باشد. «الصَّلوةُ مِعْراجُ كُلِّ تَقِّیٍ» در جایی است كه مقدمات و مقارنات با صفای دل انجام بگیرد و انسان با توجه به فلسفه نماز در پیشگاه خدا قرار گیرد، در این مرحله است كه هم نماز صحیح است و هم مقبول. آیا گریستن و عزاداری بر اباعبداللَّه چنین است كه هر كسی قطرهای اشك ریخت، هر كس كه بود و به هر شكل كه ریخت ثواب دارد و گناهانش بخشیده میشود، یا چنین نیست و عزاداری مشروط به شرایطی است و عزاداری دارای حكمت و علتی است و غرض از این دستور ثواب بردن نیست، گرچه كسی كه آگاهانه و با توجه این محافل را ترتیب میدهد و در این مجالس شركت میكند و از این مجالس بهرهگیری میكند ثواب دارد و لذا باید برای خدا انجام دهد و قصد قربت شرط است؟برای پاسخ به این سؤال، لازم است ما كنكاشی در فلسفه عزاداری داشته باشیم و در این جهت به روح تعالیم اسلام توجه كنیم و دستگاه امام حسین را در راستای دستگاه خدا و سنّتهای او بدانیم. در آن صورت است كه پاسخ یاد شده روشن میگردد.بدون شك، فلسفه عزاداری حسین از فلسفه قیام حسینی جدا نیست، چنان كه شناخت سیر تطور و تحول عزاداری و ریشهها و علل عزاداری در دوران ائمّه به ما چنین چیزی را میآموزد. دقیقاً همان عاملی كه باعث شد حسین بن علی قیام كند و شهادت را با افتخار بپذیرد، دلیل و فلسفهای است برای اقامه عزاداری او. اگر حسین به علیعلیه السلام برای احیای اسلام و دفاع از قرآن و اقامه امر به معروف و نهی از منكر قیام كرد، عزاداری وی باید وسیلهای باشد برای ترویج اسلام و دفاع از قرآن واقامه عدل و ترویج امر به معروف و نهی از منكر. عزاداری كه روح و بطن آن، این اهداف را به دنبال نداشته باشد و از محتوا و جهتگیری صحیح خالی باشد، نمیتواند با اهداف حسینی منطبق باشد.در جایی كه امام صادقعلیه السلام در زیارتی كه خطاب به آن حضرت است، میفرماید: «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَی وَ الشَّكِّ؛ [13] او كسی است كه با قیام خود سنّت بندگان خدا را از گمراهی و نادانی و كوری و شك نجات داد».باید عزاداری او هم چنین اثری داشته باشد و مرثیه او ما را از گمراهی و نادانی به هدایت رهنمون كند. امام باقرعلیه السلام در بیانی در توصیف این اجتماعات دقیقاً همین مسئله را بیان میكند و فلسفه عزاداری را در راستای احیای دین و اهل بیت و دستورات آنان میداند: «فَاِنَّ فِی اجْتِمَاعِكُمْ وَ مُذَاكَرَتِكُمْ إِحْیَاؤُنا، وَ خَیْرُ النَّاسِ مِنْ بَعْدِنَا مَنْ ذاكَرَ بِأَمْرِنَا وَ عَادَ اِلَی ذِكْرِنَا». [14] .به درستی كه در گرد آمدن شما و سخن گفتن شما احیای ما است و بهترین مردم پس از ما كسی است كه ما را در یادها قرار دهد و امر ما را در آن محافل مطرح كند و مردم را به سوی اهل بیت بخواند.بنابراین، محافل و مجالس عزاداری حسین احیای اندیشه اهل بیت و یادكرد فرهنگ آنان است. بزرگداشت ارزشهای آنها و ترویج فكر و راه آنهاست. ثواب مرثیهداری و تحقق عزاداری با چنین فلسفه و مقصدی قابل حصول است.در جملهای دیگر امام صادق نیز به فضیل بن یسار میفرماید:«اَ تَجْلِسُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ. فَقَالَعلیه السلام: اَما اِنّی اُحبُّ تِلْكَ الْمَجَالِسَ فَأَحْیُوا أَمْرَنَا، فَاِنَّ مَنْ جَلَسَ مَجْلِسًا یُحْیی فیهِ اَمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ یَمُوتُ الْقُلُوبُ». [15] .آیا شما در این مجالس مرثیهسرایی مینشینید و حدیث میكنید؟ گفتم: بلی. حضرت فرمود: بدانید كه من البته این مجالس را دوست دارم. پس امر ما را زنده كنید، زیرا كسی كه در این مجالس مینشیند [و فرهنگ و شعار و ارزشها] و امر ما را در آن زنده میكند، هرگز قلب او نخواهد مرد در روزی كه قلبها میمیرند.بنابراین، این دو حدیث - و دیگر احادیثی كه در بیان ترویج این مجالس و محافل است - به ما یاد میدهد كه احیای امر اهل بیت و زنده كردن نام آنها كه طبعاً ارزشها و دستورات و سیره و روش زندگی آنهاست به عنوان فلسفه برگزاری مجالس خواهد بود.در جملهای دیگر كه منسوب به خود سالار شهیدان و مشهور است: «أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ»؛ [16] من كشته عبرت هستم و در دعای حضرت هم از قول معصومین وارد شده است و جمله در جایی این طور نقل شده است: «أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لا یَذْكُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ؛ [17] من كشته عبرت هستم، مؤمنی من را یاد نمیكند مگر آنكه از این حادثه پند میگیرد». از این جمله به خوبی استفاده میشود كه ذكر مصیبت و یاد آن حضرت و مرثیهسرایی و گریه كردن و راه انداختن دستههای عزاداری باید با این هدف باشد و چنین ثمرهای داشته باشد، و یادكرد وی در صورتی ارزشمند و ستودنی است و در شأن مؤمن است كه مایه عبرت و درس گرفتن باشد.مرحوم شهید هاشمینژاد در این باره مینویسد:خون حسین ریخته شد و نهضت مقدس او انجام گردید تا آن عباد گمراه، آن اجتماع سرگردان، آن ملت نادان و بیخبر از آن وضع دردناك خلاصی یابد، تا امت بصیرت پیدا كند و دانا شود، از گمراهی و ضلالت نجات یابد تا بداند چه میكند و به كجا میرود، به چه كسی بار میدهد و نیروی انسانی خود را در اختیار چه قدرتی میگذارد. آری اینهاست آن هدفهایی كه امام صادق میگوید خون حسینعلیه السلام به خاطر این هدفها ریخته شد: «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرةِ الضَّلالَةِ» و باید دوستان آن حضرت به این هدفها آشنا گردند و برای رسیدن به آنها كوشش كنند. [18] .البته همین شیوه پس از دوران غیبت سیره علما و دانشمندان بوده است و مجالس و محافلی را كه برگزار میكردهاند با چنین اهدافی دنبال میشده است و عزاداری را برای عزاداری نمیخواستهاند، عزاداری را برای كسب فضیلت، احیای فرهنگ حسینی میخواستهاند، اما در دورانهای اخیر اندیشههای انحرافی در میان برخی از عوام و شبه عوام رسوخ كرده و این فكر خواه ناخواه مرتبط به عزاداری و گریستن شده است. این گروه گمان كردهاند كه امام حسینعلیه السلام قیام كرد و كشته شد تا گناهان ما به وسیله گریه بخشوده شود و یا در مجموع چنین وانمود میكنند كه هدف از كشته شدن اباعبداللَّه شفیع شدن امامعلیه السلام برای ما انسانهای بیچاره و معصیتكار است و ما با عزاداری زمینه این شفاعت را فراهم میسازیم. و یا گریستن برای خوشحال كردن دل حضرت زهراعلیها السلام است و چیزهایی از این قبیل كه توسط عدهای بیسواد و كاسبكار و برای رونق تصنعی مجالس ترویج میشود. در حقیقت این اندیشه، بیراهه بردن فلسفه عزاداری و فلسفه نهضت عاشورا است و چیزی است كه نه با عقل جور درمیآید و نه با شرع، و نه هیچ یك از علما تفوه به این كلمات كردهاند و دقیقاً بر خلاف آن چیزی است كه از معصومان رسیده است. مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری در این باره مینویسد:ما با این سؤال مواجه هستیم كه چرا ائمّه دین دستور دادند كه عزای امام حسینعلیه السلام همیشه اقامه شود و در نتیجه ما وقتها و عمرها و پولها و نیروها و انرژیها هر سال در دو ماه محرم و صفر و بلكه در غیر این دو ماه صرف كنیم؟... دوستان نادان گفتهاند كشته شد كه گناهان امت بخشیده شود. جنبه آسمانی و خیالی به قضیه دادند، آن را گفتند كه نصاری درباره مسیح گفته بودند. حقیقت همان است كه خود امام حسینعلیه السلام فرمود... باید گفت تكالیف شرعی بدون حكمت نیست. منظور این نبوده كه همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیغمبر، به قول روضهخوانها زهرا را خوشحال بكنیم. خیال میكنیم هر اندازه ما گریه بكنیم، تسلی خاطر بیشتری برای حضرت رسول و حضرت زهرا هست. چقدر در این صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امیر را كه همیشه آرزوی شهادت میكشیدند و فخر خود میدانستد كوچك كردیم و خیال میكنیم هنوز بعد از هزار و سیصد و بیست سال در حال جزع و فزع میباشند، بلكه مقصود این است كه داستان كربلا به صورت یك مكتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند. [19] .پس این انحراف است كه ما هدف حسین را آنچنان كوچك كنیم كه او برای شفاعت افراد آلوده و گناهكار در قیامت قیام كرده است. این تحریف نهضت حسینی است كه حسین را «فدایی امت گنهكار» معرفی كنیم و مقصد اصلی آن بزرگوار را در این درجه تنزل دهیم كه مجالس سوگواری برای بخشیده شدن گنهكاران برگزار شده است. این بیراهه بردن مقصد بزرگ حسین است كه جمعی از بوالهوسان و بندگان هوی و شهوت هر كاری خواستند انجام دهند و هر گناهی را كه اراده كردند مرتكب شوند و با این حال آسوده خاطر باشند كه با چند قطره اشك تمام گناهان آنان بخشیده شود، و تمام آن اعمال ننگین برطرف میگردد. اگر كسانی در صراط حسین قرار گیرند و حسینی شوند، امید است كه خداوند گناهان آنها را ببخشد، اما نه اینكه حسین برای این امر به شهادت رسیده است و مجالس عزا برای چنین مقصدی به پا میشود، و هدف از اقامه عزا برای چنین چیزهایی است.
استوانههای تعظیم و تجلیل
اشاره
در پیش گفتیم كه چگونه عزاداریها به پا شد و دلیل و فلسفه آن عزاداریها چه بود. در اینجا بحث دیگری را مطرح میكنیم كه پایهها و اركان اصلی این مجالس چیستند، و از چه استوانهای تشكیل میگردند. اگر این بحث به خوبی تبیین شود، هم تا اندازهای فلسفه عزاداری و گریستن بر اباعبداللَّه روشن میشود، و هم جهتگیری آن مشخص میشود، و موضوع بحث ما را كه اصلاح وضعیت محافل و مجالس و هیئتهای مرثیهخوانی باشد آشكار میكند.واقع آن است كه عزاداری حسینعلیه السلام بر دو پایه اساسی استوار است. استوانه بعد عاطفی، و استوانه جهتگیری عقلانی. آنچه موجب حیات و دوام نهضت میگردد و موجب فراموش نشدن عاشورا میشود و جنبه حماسه و پیام حسینعلیه السلام را تضمین میكند، روضهخوانی و عزاداری و ذكر مصیبت و بعد عاطفی است و آنچه هویت نهضت را تشكیل میدهد و روح و حقیقت قیام حسینی است و در فلسفه قیام اباعبداللَّه آمده است و اصل و اساس آن است، حفظ دین و عدالت و آزادگی و مبارزه با ستم و تنفر از آشتیپذیری و هجوم به دشمن است كه در مجموع در بعد عقلی و جهتگیری عقلانی عزاداری خلاصه میگردد.این دو مكمل یكدیگرند و هیچكدام بدون یكدیگر این هدف را به مقصد نمیرساند. برای اینكه بتوانیم این موضوع را بهتر بازگو كنیم به توضیح یكایك آنها میپردازیم:
ابعاد عاطفی
اشاره
از آنجا كه دستور رسیده است كه اقامه عزا شود، گریه بر مظلومیت حسین بشود، مرثیهسرایی و نوحهخوانی بشود، حتی اگر كسی نمیتواند گریه كند، خود را به گریه درآورد، فهمیده میشود كه باید نسبت به قضیه كربلا احساسات و عواطف متوجه گردد. برای تعظیم، آگاهی و توجه به حماسه كافی نیست، تأثر و دل سوختن و تصویر كردن آن حوادث در دل لازم است.اكنون این سؤال مطرح است، چرا چنین دستور داده شده است و چرا از عاطفه بهرهگیری شده است، و لازم شمرده شده و اصولاً چه نقش و اثری در این كار است؟برای روشن شدن این موضوع ناچاریم با مقدمهای نقش عاطفه در زندگی انسان و اجتماع و رابطه عاطفه و انفعالات انسان از عاطفه را بیان كنیم، و نشان دهیم چگونه عاطفه راه را برای یك حركت عقلانی هدفمند فراهم میسازد، در آن صورت نقش گریه و تأثیر آن روشن میگردد.عاطفه از مهمترین عناصر شخصیت آدمی است. عاطفه است كه راه و روش و رفتار انسان را تعیین میكند، از این رو عواطف دارای نقش اساسی در طرز زندگی است.به عبارت دیگر، عواطف چاشنی زندگی و نیروی محرك فعالیتهای روانی انسان به شمار میرود. اگر فرمان عاطفه و مهر و محبت نبود كمتر مادری شبها را در جوار گاهواره فرزند تا صبح بیدار مینشست. كمتر قهرمانی برای سرافرازی و نجات ملت خویش به فداكاری و جانبازی مبادرت میورزید. نیروی شدید و عظیم عواطف است كه كاشفین بزرگ را به قعر اقیانوسها و فراز آسمانها میكشاند. انسان دوستان بزرگ و منجیان ناستوده بشریت، همه نیروی استقامت و بردباری و فداكاری خویش را مدیون نیروی شگرف «حیات عاطفی» و احساسات ارجمند خویشتناند.عاطفه طبق تعریف روانشناسی جدید، عبارت از یك استعداد روانی است كه از تمركز یافتن گروهی از انفعالات پیرامون موضوع مشخصی در نتیجه تكرار برخورد و ارتباط فرد با موضوع پدید میآید. زیرا در گنجور آگاهیهای فرد انگیزهای برای تمایلات مختلف وجود دارد و فرد از رهگذر و تكرار این انگیزش برای نشان دادن نوعی از واكنش و انفعال آمادگی مییابد، كه این واكنشها بر حسب اوضاع و شرایطی كه فرد در آن شرایط متولد میشود، متفاوت میباشد. [20] .عاطفه با چنین برداشتی عبارت است از روی آوردن وجدان به طرف موضوع معینی، كه این روی آوردن از طریق آگاهیها و یادگیری صورت میگیرد. عاطفه یك توده به هم پیوسته روانی است كه انفعالات گوناگونی در آن تجمع مییابند. مثلاً علاقه به دین یا كشور و یا قهرمان، یك توده پیوند یافته روانی است كه شماری از حالات وجدانی در آن فراهم میآیند و پیآمد تجمع این حالات كه ما به دین و میهن و یا قهرمان دینی و ملی خود مباهی هستیم و به خاطر آن میجنگیم و خود را به كشتن میدهیم، در خود نسبت به آن احساس دلبستگی مینماییم و نسبت به آن در نگرانی به سر میبریم، و در ایفای وظایف مربوط به آن میكوشیم. پس هسته مركزی عاطفه دین، میهن یا قهرمان و یا هر چیزی كه مورد توجه ماست قرار میگیرد، و بر اساس آن فعل و انفعالات به وجود میآورد. همین طور در باب نوع دوستی و انسانیت كه عاطفه انسان نسبت به برادر انسانی و یا دینی خود به هم میرسد. عاطفه انسانی، نوعی از علاقه انسان نسبت به انسانهای دیگر است، كه در سطح مختلف به ثمر میرسد و انسان در سایه آن به مشاركت و همیاری خود نسبت به وی در خوشی و ناخوشی و در مسائل و حوادث آنی و آتی استمرار میبخشد.چنین حالتی نسبت به «حب خدا» ایجاد میشود و توابعی همچون مطیع و منقاد شدن، تحمل سختیها را كردن، ایثار و فداكاری نمودن و یكسری لوازم را به دنبال خواهد داشت.پس این تمایلات است كه پایه و اساس عاطفه را پیریزی میكند، زیرا عواطف آدمی را تحت تأثیر تفكر و دقت و تجربههای مختلف انفعالی رو به رشد میگذارد. بدینسان علاقه و دلبستگی به افراد جامعه یا عشق به خدا و انس به او به عنوان اساس تمایلات قرار میگیرد.از جمله عواملی كه به تكوین عاطفه مدد میرساند، تكرار و تلقین است، كه این خود محرك فعالیتهای عاطفی انسان میگردد.با توجه به این مقدمه، اهمیت عزاداری و فلسفه آن و جایگاهی كه میتواند در زندگی انسان داشته باشد روشن میشود. زیرا برگزاری عزاداری و استماع حوادث غمانگیز عاشورا و حماسه فداكاری حسین بن علیعلیه السلام و یاران او چنین نقشی ایفا میكند، و محرك فعالیتهای شگرف و احساسات ستایشآمیز میشود، بویژه اگر این داستان بارها و بارها تكرار و تلقین شود، در آن صورت در عاطفه انسان رسوخ میكند و تمایلات و سرافرازی و شادمانی در گرایش به آن ارزشها در او ایجاد میگردد و شجاعتها و شهامتهای بازگو شده در او شهود عینی پیدا میكند.البته و صد البته این تأثیرها بسته به این است كه در بازگویی آن حوادث چه گفته شود، اگر از حماسه عاشورا و فداكاری و عزت نفس و ایثار و مناعت طبع وعدالتخواهی و ظلمستیزی گفته شود، عاطفه شنونده به همان سمت تمایل پیدا خواهد كرد و شنیدن و تصویر كردن آن حوادث، تمایلات آن ارزشها را در دل انسان به بار خواهد آورد، و اگر چیز دیگر گفته شود، مثل آنچه برخی نوحهسرایان ما از خود میسازند و خواهش و تمنای حسین برای نوشیدن جرعهای آب ذكر میكنند و یا ذلت زینب و عجز و لابه وی را در برابر لشگریان دشمن ذكر میكنند، همان در دل رسوخ میكند.اكنون كاری به این بحث نداریم، فقط اشاره كردیم و آنچه مورد نظر ماست، تأثیر شگرف عاطفه و شور و هیجانی است كه این شكل از برخورد در زندگی انسان بجای میگذارد، چیزی كه از درك عقلی برنمیآید و كارسازی ندارد، و امامان معصوم خواستهاند با تشكیل مجالس و محافل عزا این حركت حسینی را بیمه كنند و برای همیشه در خاطرهها جاودان سازند.در تأیید این روش و به همین دلیل علمای اخلاق اهتمام عظیمی دارند كه با بهرهگیری از حیات عاطفی درس اخلاق و تزكیه نفس را در دلها جای دهند و محیطی را فراهم میآوردند كه در آن عواطف عالی و شایسته به وجود آید، و خودسازی به ثمر رسد. در این كانونها و مجالس وعظ، افزون بر ذكر تجربه خودسازی، یاد سالكان و عارفان گرمیبخش آن محافل است. سالكان و عارفان بزرگی كه در كار خود موفق بودهاند و با تصرفات غیر طبیعی و كرامتها قدرت فوقالعاده خود را به منصه ظهور رساندهاند.بنابراین، هر قدر شناخت و معرفت انسان نسبت به موضوعی افزایش یابد، و ذهنها به آن سمت تمركز داده شود، عواطف كه محور و هسته مركزی برای آن موضوع است، رو به شدت و فزونی میگذارد، و نیرو بخش درك انسان میگردد و گرمی و شادابی در كار به وجود میآورد كه از توان عقل و استدلال چوبین برنمیآید.از نكات قابل توجه در حیات عاطفی، انتقال و جابجایی از یك موضوع به موضوع دیگر و از یك مرحله به مرحله دیگر در زندگی انسان است. مثلاً علاقه به قهرمانی، موجب محبت به متعلقات آن قهرمان میگردد و این انتقال و جابجایی را به همه جوانب آن به وجود میآورد و عاطفه و دوستی را قوت میبخشد و به عشق و دلباختگی مبدل میشود. از این رو كسی كه خدای متعال را دوست میدارد، هر امری را كه متعلق به اوست دوست میدارد، و كسی كه قهرمانی را دوست میدارد، تمام متعلقات او را دوست میدارد.