- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- بودجه عزاداری 7
- نوحه خوانی سنّتی 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- مشخصات كتاب 33
- پی نوشتها 33
- مقدمه 34
- واژگان كلیدی: 37
- چكیده 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- سابقه گریه 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- دین و عزاداری 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- مرثیهسرایی 98
- توضیح 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مشخصات كتاب 177
- مقدمه 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- وجوب محبّت 295
- اشاره 295
- توضیح 295
- اشاره 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- ب) صفا و مروه 298
- د) رمی جمرات 299
- ج) فدیه 299
- پاسخ 307
- پاسخ 307
- اشكال اوّل 307
- اشكال دوم 307
- اشاره 307
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- الف - روایات شیعه 327
- توضیح 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- مقدمه 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- عزاداری چیست 338
- پیشگفتار 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- پیشنهادات عملی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- چكیده 343
- مشخصات كتاب 343
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- عزاداری در ادب فارسی 344
- نتایج عزاداری 344
- تاریخچه عزاداری 344
- مقدمه 344
- مشخصات كتاب 345
- پاورقی 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- قرآن كریم 354
- زیارت عاشورا 354
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- جامعه كبیره 355
- اشاره 355
- مصیبت اعظم 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- اشاره 356
- اشاره 356
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- اصل اصالت تخصص 357
- متخصص كیست؟ 357
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
با توجه به آنچه در باب حیات عاطفی گفته شد، و جایگاه حیات روانی وجدانی و عاطفی بیان شد، تأثیر و نقش گریه در تحرك و زنده ماندن خاطره حماسهسازان عاشورا روشن میگردد، زیرا تأكید بر گریه (گریستن و گریاندن) و اقامه مجالس و مرثیهخوانی چنین نقشی ایفا میكند، و حیات عاطفی را در چنین جامعهای نهادینه میكند و انتقال و جابجایی از موضوع به موضوعات وابسته به قیام اباعبداللَّهعلیه السلام را فراهم میسازد و علاقه و عشق به حسین، عشق به عزت، فداكاری، ستمستیزی، احیای دین و همه ارزشهای منشور نهضت حسینی را به ارمغان میآورد.در اینجا مناسب است كه به اشكالی كه در باب گریه شده پرداخته شود:برخی از مخالفان گریه، چنین گفتهاند: شیعه شده مذهب گریه، هر جا كه میروی و هر محفل كه برگزار میگردد، به گریه ختم میشود! اگر حسین پیروز شد و یزید مغلوب، باید شادمانی و خوشحالی كرد، چنانچه مسیحیان پس از مرگ و صلیب كشیدن عیسی (طبق عقیده خود) شادی و خوشحالی میكنند و مرگ او را وسیله سعادت و شفاعت خود میدانند. بنابراین، شهادت حسین وسیله سعادت و موجب خوشحالی ماست نه گریه و عزا.از طرف دیگر میگویند: گریه و زاری ما آرامبخش رنجها و مصیبتهای آنها نخواهد شد، و سودی به آنان و ما نخواهد رسانید و اگر در زمان خود آنان، گریه نوعی همدلی و همراهی با اهل بیت تلقی میشده، در این عصر دیگر این معنا نتیجهای ندارد و اعتراض بجایی ندارد.در پاسخ باید بگوییم: همانطوری كه در آغاز در بحث حیات عاطفی اشاره كردیم، زندگی عقلانی بدون عاطفه انسان را گرفتار جمود میكند و از حالت پویندگی و حیات و نشاط و شادابی تبدیل به جمود و افسردگی میسازد، عاطفه بدون عقل و منطق انسان را دچار تعصب و خودسری و چموشی و عصیان و حركتهای كور و بیهدف و دچار كارهای بیمحتوا و بیخاصیت میكند. شیعه اگر بر حسین بن علیعلیه السلام میگرید، نشانه تأثر نسبت به مظلومیت حسین و خاندان نبوت و اعتراض به ستمی است كه به آنان روا شده است و این اعتراض نه تنها بر یزید است، بلكه بر یزیدیان تاریخ است، و در حقیقت گریه بر حسین، اظهار محبت بر آرمان والا و ایده عالی حسین است، نوعی عشق و علاقه و پیوستگی با راه و هدف مقام ولایت و عصمت است.اما اینكه گفته میشود گریه روح ملتهای مسلمان را خمود و شكسته بار میآورد و آنها را افسردهخاطر و سرافكنده میكند و زمینه تحمل ستم را فراهم میسازد، چون اعصاب آنها با گریه و زاری تخدیر شده؛ درست نیست، زیرا همه گریهها برخاسته از عجز و ذلت نیست. اشكها برخی نشانه محبت و جذبه و عشق و موالات و برخی نشانه شوق و خوشحالی است و در عزاداری امام حسینعلیه السلام، نشانه همدلی و همراهی است نه سرافكندگی و افسردگی؛ اشكها و نالهها بیانگر محبت قلبی و عشق و جذبه و ارتباط قلبی با خاندان پیامبر است.اما اینكه گفته شد زمینه تحمل ستم حكومتهای ستمگر را فراهم میكند، این كلام به شهادت تاریخ خلاف واقعیت است. اگر عزاداریها درسی برای شهامت و فداكاری باشد، اگر دعوت برای رهایی از ستم ستمگران باشد، نه تنها زمینه پذیرش زورگویان را از بین میبرد، بلكه كانون وحدت و هماهنگی برای مبارزه و قیام و معهد آموزش و هدایت دین است.قبول داریم كه همیشه گریهها چنین نیستند و گریه میتواند جهت خوب و بد داشته باشد، اما اتفاقاً آنچه در فلسفه قیام حسین و عزاداری حسین آمده است گریه لذتبخش و درسآموز و روشنگر دلهاست. فرق است بین مكتبی كه گمان میكند عیسی برای بخشیدن گناهان مسیحیان به دار آویخته شده است، و عقیده بخشایش گناه با آن تراژدی توصیف شده را عنوان میكند با مكتبی كه اهداف و فلسفه قیام حسینی را درس مبارزه و قیام میداند و معتقد است با گریه همیشه شعله نهضت فروزانتر میشود.در باب گریه و جایگاه آن سخنان و اشعار بسیاری است، حافظ میگوید:دل سنگین تو را اشك من آورد به راه سنگ را سیل تواند به لب دریا بردبیارای شمع اشك از چشم خونین كه شد سوز دلت بر خلق روشنیا شاعری دیگر میگوید:گریه بر هر درد بیدرمان دواست چشم گریان چشمه فیض خداستبنابراین، گرچه ما مسائل اصلی محافل عزاداری را گریه نمیدانیم و معتقدیم باید این انجمنها كانون فكر و اندیشه و بیان احكام و هدایت جامعه و ذكر فلسفه قیام حسین باشد، اما محفل حسینی هم نمیتواند بدون گریه و اشك ریختن بر حسین باشد و گرنه قابل تداوم نخواهد بود، آن اثرات و نتایج هدایتی را به وجود نخواهد آورد. بدون شك، مظاهر و مناسك و اعمال دینی و روح معنوی در سایه مرثیهسرایی و حضور حیات عاطفی تداومبخش است، زیرا اگر علم و عقل نقشه میكشند، و راهنمایی میكنند، اما حركت و جوشش و خروش نخواهند داشت و درس ایستادگی و مقاومت نخواهند داد، آنچه حركت و جنبش میدهد، عاطفه و احساس است و گریه انعكاسی از عاطفه انسان و بیانگر علاقه و تماس روحی فرد با حادثه غمانگیز و یا شورانگیز است. با نگاهی به این مجامع و محافل و حجم انبوه حركتهای انقلابی این نكته كاملاً مشهود و نیازی به پیش از این بیان نیست.
ابعاد عقلانی
آنچه تاكنون گفته شد در ابعاد عاطفی حماسه عاشورا بود، و گفتیم تعظیم و گرامیداشت عاشورا نوعی بهرهگیری از عاطفه است و عاطفه از مهمترین عناصر شخصیت آدمی است، و عاطفه در طرز رفتار و ادراك و تفكر و یادآوری و تداعی افكار و ایجاد معتقدات و تعدیل آنها ظاهر میشود، حتی عواطف اثر خود را روی حكمی كه انسان صادر میكند و روی داوریهای او بجای میگذارد، به همین دلیل عاطفه به تنهایی كافی نیست و این عقل و شرع است كه همچون چراغ باید راه را برای عاطفه روشن كند و او را با منطق سازگار كند.به عبارت دیگر، سخن از برگزاری مجالس عزاداری حسینی و سخن از تعادل عواطف است. بحث از عقلانی كردن عزاداریها و جهت صحیح دادن و شرعپسند كردن نوع عزاداریها است. عواطف با همه فوائد و لزومی كه دارند، اگر از قاعده طلایی «حد وسط» خارج شوند و اعتدال خود را از دست بدهند و به سلاح عقل و شرح مسلح نشوند، دچار افراط و تفریط میگردند و سخت زیانبخش و خطرناك خواهند شد. یا از آن طرف آنچنان میشود كه منكر لزوم عزاداری میشود، و یا برای تحقق عزاداری دست زدن به هر كاری را جایز میشمارد. برای گریاندن خلق اللَّه هردروغی را جایز میشمارد. آسیب رساندن به خود را نوعی عزاداری و تعظیم شعائر میشمارد، پیروی كردن از سنّتهای غلط فرهنگهای دیگر برای نمایش عزاداری را نوعی ابراز عواطف میداند.در اینجا چه بكنیم كه از تسلط و حكومت مطلق عواطف به دور شویم و دچار عقاید و افكار آشفته و توأم با تعصب نشویم، دچار عقاید و رفتاری نشویم كه دلیلی منطقی و شرعی بر آن نداریم كه هیچ، موجب سخریه و استهزاء دیگران میگردد و سلاح برندهای بر علیه شیعه و علاقهمندان به اهل بیت پیغمبر میشود. آیا واقعاً چه میشود كه گمان میشود قمه زدن و خود را سراپا خونآلود كردن جزء عزاداری حسین است و از مظاهر شعائر دینی و اسلامی است. این چه نوع احساساتی است كه نه با منطق جور درمیآید و نه با شرع.به گمان میرسد، مشكل اصلی این انحرافات و بها دادن بیش از اندازه به عواطف به هر قیمتی كه شده، تابع عوام شدن است. دور شدن از اهداف نهضت حسینی و ناآگاهی از روح این حركت و بیتوجهی به پیامهای حضرت اباعبداللَّهعلیه السلام و ندانستن فلسفه عزاداری سلحشوران كربلاست.آری بیتوجهی به ابعاد عقلانی حماسه عاشورا است كه موجب دور افتادن از فلسفه قیام میگردد و ما را گرفتار عواطف كور و بیمنطق و كردارهای بیمحتوا و زیانآور میسازد. و وسیلهای برای تهاجم دشمنان علیه تشیع و عقاید راستین آن میگردد.از همینجا روشن میشود كه گرچه بعد عاطفی در مسئله عزاداری بسیار مهم است، اما استوانه عقلانی كردن جهت عزاداریها اصل و اساس است، و اگر اعمال و كارهای ما در عزاداری مجموعاً منطبق با روح نهضت نباشد و با هدف و مقصد عزاداری سازگار نباشد، بعد عاطفی ارزش و فایدهای ندارد، به همین دلیل حضرت امام خمینیرحمه الله با آن همه تأكیداتی كه روی عزاداری حسینی دارند و برای گریه نقش فوقالعادهای قایلند، اما تأكید دارند كه ما باید جهت گریه را روشن كنیم و برای عزاداری حسین هدف و مقصدی داشته باشیم، و گریه هدف نیست:شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نكنید كه فقط این است كه ما گریه كنیم برای سیدالشهدا، نه سید الشهدا احتیاج به این گریهها دارد، و نه این گریه خودش فینفسه یك كاری از آن برمیآید. لكن این مجلسها مردم را همچون مجتمع میكنند و یك وجهه میدهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرم و صفر و خصوصاً دهه عاشورا یك وجهه، طرف یك راه میروند. بیخود بعضی از ائمّه ما نمیفرمایند كه برای من در منابر روضه بخوانند. بیخود نمیگویند ائمّه ما به اینكه هر كس كه بگرید، بگریاند یا صورت گریه و گریه كردن به خودش بگیرد اجرش فلان و فلان است. مسئله، مسئله گریه نیست، مسئله، مسئله تباكی نیست، مسئله، مسئله سیاسی است كه ائمّه ما با همان دید الهی كه داشتند، میخواستند كه این ملتها را با هم بسیج كنند و یكپارچه كنند، از راههای مختلف، اینها را یكپارچه كنند تا آسیبپذیر نباشد. [21] .البته حضرت امام در این سخنرانی به یكی از فواید عزاداری اشاره كردهاند و گرنه جنبههای دیگر عزاداری مانند بیان احكام، آگاهی سیاسی، كسب فضیلتها و احیای اسلام از اموری هستند كه در فلسفه و فواید عزاداری نهفته است. در هر صورت، آنچه مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد، این است كه گریه هدف نیست، گریه اصل و اساس نیست، اصل و اساس اهدافی است كه حسین به خاطر آن قیام كرد و شهید شد و معیار و ملاك برای انطباق دادن عزاداری بر قواعد شرعی و عقلی است و به تعبیر استاد محمّدرضا حكیمی:روضهخوانی و عزاداری، مظهر بعد سوم عاشورا است، یعنی مصیبت جنبه احساسی و عاطفی دارد، و برای فراموش نشدن عاشوراست، تا جنبه حماسه و پیامش زنده بماند. پس این بعد هنگامی ارزش دارد كه با منشأ اصلی آن، از هر حیث مطابق باشد، بنابراین، همانگونه كه مصیبت عاشورا در خدمت حماسه دین و عدالت بوده است، باید مجالس ذكر مصیبت نیز در خدمت همان حقیقت والا باشد تا معنا دهد، و به مسخ ماهیت عاشورا نینجامد، و مورد رضای خدا و قبول امام باشد. [22] .استاد شهید مطهری نیز به همین معنا اشاره میكند و اصل و اساس را در عزاداری بهرهگیری از حماسه حسینی میداند:اینكه من تأكید میكنم كه حماسه حسینی و حادثه كربلا و عاشورا باید بیشتر از این جنبه مورد استفاده قرار گیرد، به خاطر درسهای بزرگی است كه این قیام میتواند به ما بیاموزد. من مخالف رثا و مرثیه نیستم، ولی میگویم این رثا و مرثیه باید به شكلی باشد كه در عین حال آن حس قهرمانی حسینی را در وجود ما تحریك و احیا بكند. حسین بن علی یك سوژه بزرگ اجتماعی است. حسین بن علی در آن زمان یك سوژه بزرگ بود. هر كسی كه میخواست در مقابل ظلم قیام بكند، شعارش «یا لثارات الحسین» بود. امروز هم حسین بن علیعلیه السلام یك سوژه بزرگ است، سوژهای برای امر به معروف و نهی از منكر، برای اقامه نماز، برای زنده كردن اسلام، برای اینكه احساسات و عواطف عالیه اسلامی در وجود ما احیا بشود. [23] .
چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها
منظور در اینجا برگزاری همه نوع محافل و مجالس، دستهها و هیآت و نمایشها و هر كاری است كه به نوعی یادآور خاطره غمانگیز و حماسهآور كربلا باشد.پیش از آنكه معیارهای صحیح و راه حل این چگونگی را بیان كنیم، باید جمعبندی نسبت به بحثهای پیشین داشته باشیم. و نگرانی خود را از به انحراف كشیده شدن و وارونه جلوهگر شدن قضیه عاشورا در ابعاد مختلف را بازگو كنیم. تأكید میشود: اگر شهادت حسین بن علیعلیه السلام صرفاً یك جریان تاریخی سوگمندانه و حزنآور بود، اگر این حادثه، همانند دیگر حوادث تاریخی زندگی انسان بود، این نگرانی نبود و بحث از وارونه شدن آن مطرح نبود، اما چون طبق تعالیم ائمّه این حادثه وسیلهای برای عبرت و درسآموزی است و نهضت حسینی مظهر یك حركت حماسی در روح انسانی و جولان و هیجان در جهت سلحشوری و مقاومت و ایستادگی و دفاع از عقیده است، نمیتوان انحراف از آن را نادیده گرفت، گرچه در بخش اندكی از جامعه باشد، گرچه در آغاز كوچك باشد. اما خواه ناخواه تأثیر آن عمومی و ضایعه آن آفتخیز است.حال این وارونگی میتواند در چند جهت انجام گیرد:1. تحریف در شكل بیان حادثه و دگرگون كردن قضایا و مقدمات حادثه كربلا. یكی از مشكلات عزاداریها، توصیف غلط و ناصحیح از حادثه كربلا و مبتلا شدن به تحریفهای لفظی و وارونه شدن حوادث است. به این معنا كه مرثیهخوان برای اینكه مجلس را گرم كند و شور و ویلا در جلسه راه بیندازد و مردم را به گریه درآورد، چیزهای ساختگی را از كتابهای ضعیف و غیر قابل اعتماد نقل میكند، و یا اشعاری را به زبان حال میخواند كه هرگز نمیتواند با شرایط و موقعیت امام و یارانش و قهرمان كربلا یعنی زینب كبری سازش داشته باشد و گاهی این تراژدی خیلی عجیب میشود، گوینده از خواب استفاده میكند و خوابهایی را نقل میكند، كه هرگز با فرهنگ عاشورا سازگاری ندارد، در نتیجه حادثه كربلا شكلی مشوّش به خود میگیرد، حوادث در شكل مبالغهآمیز و اسطورهای درمیآید و قهراً چهره نورانی و باعظمت حسین و یاران گرانقدرش، تاریك و ظلمانی جلوهگر میشود و حوادث و قضایا به شكل افسانهای درمیآید.نمونه این تحریفات را برخی از محققین و محدثین نقل كردهاند و مرحوم استاد شهید مطهری در كتاب حماسه حسینی در بحث مفصل «تحریفات عاشورا» آورده است و برخی از محققان معاصر نیز این حركت را تكمیل كرده و موارد دیگری را به آن افزودهاند، كه اینجا جای تفضیل و ذكر موارد آن نیست. [24] .2. تحریف در تفسیر این حادثه. از مشكلات دیگر، تحریف در تفسیر این حادثه است، بدین گونه كه برخی آنچنان این حادثه را توصیف میكنند كه حضرت شخصی مظلوم و بیجهت كشته شد و برنامه و جهت معینی نداشت، و نفله شد و ضایع گشت و خونش به هدر رفت و یا میگویند: از طرف خداوند مأمور بود و دستور خصوصی برای مبارزه داشت و ما چه میدانیم برای چه مبارزه كرد، این مربوط به علم امام است و به ما ربطی ندارد، در نتیجه قیام امام حسین جوری تفسیر میگردد كه از حوزه عمل بشری و قابل اقتدا بودن خارج بشود و گریزگاهی باشد برای فرار از مسؤولیتهای اجتماعی و تحلیلی غلط از تفاوت صلح امام حسن و قیام امام حسین.و یا در فلسفه قیام حسینی این تحریف در تفسیر را مواجه هستیم كه حركت آن سلاله نبوت را برای فدایی شدن امت گنهكار معرفی میكنند و مقصد اصلی آن بزرگوار را شفاعت افراد آلوده و گناهكار در قیامت توضیح میدهند.طبعاً این نوع تفسیرها كه حركت قیام ابا عبدللَّه را مبهم و غیر قابل دسترسی میداند و از آن نوعی اختصاصی بودن و غیر قابل پیروی بودن استشمام میشود و یا حركت قیام برای شفاعت، كفاره گناهان و یا رفع مشكلات شخصی و برآوردن حاجات مادی و مانند آن معرفی میشود، بدآموزیهایی را به دنبال خواهد داشت و اثرات آن، حركت بزرگ نهضت را خنثی خواهد كرد.البته این نكته را هم بگوییم كه این عقاید در دوران اخیر بسیار كاهش یافته و بر اثر رشد فكری جامعه ما جایگاهی ندارد، و كسانی كه ناخودآگاه این تفسیرهای باطل را بیان میكنند اندكند و بیشتر در محیطهای عوامزده و تابع خرافات مطرح میشود، اما در هر صورت رسوبات این افكار هنوز در برخی از مرثیهسرایان ما وجود دارد و ما نباید به دلیل اینكه این انحرافات نادر و ضعیفاند، بیتفاوت باشیم و از مبارزه با كژیها غفلت كنیم، زیرا باطل، باطل است و باید در هر صورت از آن پیشگیری كرد و نگذاشت در جامعه ما رسوخ كند و یا وسیلهای برای تبلیغات دشمنان اسلام گردد.3. یكی دیگر از كژیها كه وارونگی در توصیف این حادثه را نشان میدهد، جهت دادن به قضایای جنبی و كمرنگ نشان دادن فلسفه حماسه كربلا و یا بیتوجهی به آموزههای حادثه است.ممكن است برخی از حوادثی كه مطرح میشود درست باشد، حقیقت هم داشته باشد، جزو معتقدات هم باشد، اما «وضع الشیء فی موضعه» نباشد. هر چیزی در جایگاه خود نباشد.اینكه حسینعلیه السلام و دستگاه عزاداری او وسیلهای برای قضای حوائج و مشكلات ماست، اینكه گریه بر حسین حقاً دارای خواص و آثار گوناگون است، اینكه اطعام و انفاق در راه خدا و در مجالس عزاداری چنین و چنان میكند، منكر ندارد، اما همه مسائل نهضت عاشورا اینها نیست و توصیف كردن نهضت عاشورا و محدود كردن آن به این مسائل و غافل شدن از مسائل اصلی و درسهای بزرگ نهضت، نوعی كژی و بیراهه رفتن و كمرنگ نشان دادن فلسفه حماسه كربلاست و طرح آن موجبات زدگی و بیاعتقادی را به بار آورد.ممكن است محافلی و مجالسی كه برگزار میشود، در جهت نفی آن حقایق بزرگ نباشد، اما غفلت و اهتمام فوقالعاده به مسائلی كه اشاره شد و از یاد بردن فلسفه عزاداری خود نوعی تحریف باشد، چون در توصیف واقعیت، اگر كسی بخشی از واقعیت را گفت و بقیه را نگفت و یكی را كمرنگ و دیگری را پررنگ جلوه داد، خود نوعی تحریف است «حَفِظْتَ شَیْئًا وَ غابَتْ عَنْكَ اَشْیاءُ».شاید - همان طوری كه اشاره شد - حجم كژیهای دسته اول و دوم در زمان ما كم باشد و اهل اطلاع و فن، بیش از گذشته نسبت به تحریفات لفظی و معنوی حماسه حسینی حساسیت نشان داده باشند، امام سوگمندانه این نگرانی سوم بیشتر است، گرچه تحریف در نقل حوادث و تحریف در تفسیرهای تاریخی خود خطرناك است اما كمرنگ نشان دادن اصل و اساس فلسفه نهضت و توجه به جهت غمزایی حادثه و تمام داستان عاشورا را در قالب ناله و غم و اندوه و ضجه قرار دادن - به قول استاد شهید مطهری - نگرانكننده است:اگر شهادت حسین بن علیعلیه السلام صرفاً یك جریان حزنآور بود، اگر صرفاً یك مصیبت میبود، اگر صرفاً این میبود كه خونی به ناحق ریخته شده است، و به تعبیر دیگر صرفاً نفله شدن یك شخصیت میبود ولو شخصیت بسیار بزرگی، هرگز چنین آثاری به دنبال خود نمیآورد. شهادت حسین بن علی، از آن جهت این آثار را به دنبال خود میآورد... كه نهضت او یك حماسه بزرگ اسلامی و الهی بود. از این جهت كه این داستان و تاریخچه تنها یك مصیبت و یك جنایت و ستمگری از طرف یك عدهای جنایتگر و ستمگر نبود، بلكه یك قهرمانی بسیار بسیار بزرگ از طرف همان كسی بود كه جنایتها را بر او وارد كردند. شهادت حسین بن علی، حیات تازهای در عالم اسلام دمید. [25] .و در جایی دیگر دقیقاً این نگرانی را نسبت به محافل عزاداری مطرح میكند و میگوید:شعارهای ما در مجالس، در تكیهها و در دستهها باید محیی باشد نه مخدر، باید زندهكننده باشد نه بیحسكننده، اگر بیحسكننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت، بلكه ما را از حسین دور میكند. این اشك برای حسین ریختن خیلی اجر دارد، اما به شرط اینكه حسین در دل ما وارد شود، آنچنان كه هست در دل ما وارد بشود: «اِنَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّةً مَكْنُونَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ» اگر در دلی ایمان باشد، نمیتواند حسین را دوست نداشته باشد، چون حسین مجسمهای است از ایمان. [26] .البته از آن طرف نگرانی هست، نگرانی از تفریط است، یعنی همان طوری كه گروهی از سر افراطكاری نسبت به عزاداری حسین به جنبههای معنوی و هدایتی توجه نكنند، از آن طرف به مرثیهسرایی و گریه بیتوجه باشند و اهتمام به بیان احكام و ارشادات و مسائل روز آنها را از ذكر مصیبت غافل كند و شور و هیجان و اقامه عزا به دست فراموشی سپرده شود.
پیشنهادات عملی
با توجه به آنچه در باب نگرانیها گفته شد، ضرورت عنایت خاص به چگونگی برگزاری مجالس و نقش علما و دانشمندان و افراد آگاه در این میان روشن میگردد. زیرا این فرزانگان هستند كه نباید بگذارند عوام هر كاری كه میخواهند بكنند، به گونهای كه در قضیه عزاداری احیاناً خواص تابع عوام گردند، نگذارند كه دروغ و داستانهای ساختگی و بیمحتوا و مخالف با شأن ائمّه در مجالس و اشعار راه یابد و از حركات مخالف شریعت مانند قمهزنی، پریدن از آتش و ریخت و پاشهای اسرافگونه، جلوگیری شود.در این راستا چند حركت لازم است:1. معرفی منابع معتبر و قابل استفاده در قیام حسینی. همچنین نقد و بررسی كتابهایی كه به نقل جعلیات و خرافات پرداختهاند.2. توجیه مردم از طریق بیانیهها و دستگاههای ارتباط جمعی و ایجاد حساسیت لازم نسبت به وقایع دروغ و ساختگی. تا خود مردم نسبت به حركتهای منفی حساسیت نشان دهند و از شركت در مجالس این چنینی خودداری كنند.3. تأكید بر حداكثر استفاده از مجالس عزاداری در جهت ارشاد و هدایت مردم بویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا كه اجتماعات بیشتر است و فرصت تبلیغ ممكن و استثنایی است.4. رعایت احكام و مقررات اسلام و توجه به اهمیت آن در عزاداریها حتی دستورات مستحبی از قبیل: نماز اول وقت و نماز جماعت و نپوشیدن لباسهای بدننما در مجامع عمومی، و رعایت حال فقرا و مستمندان در اطعامها.5. مبارزه تبلیغاتی نسبت به حركات مخالف شئون اسلام مانند قمهزنی و از آتش پریدن و یا برخی از شبیهخوانیها.6. برگزاری جلسات و مجامع توجیهی در چند نوبت در سال برای مداحان و ذاكرین و روضهخوانها و آشنا ساختن آنان به اهداف و فلسفه حسینی و بازگو كردن خطرات انحراف از فلسفه عزاداری. همچنین دعوت از رؤسای هیئتها و دستههای عزاداری در جهت تبیین اهداف و پیشگیری از كارهای دون شأن امام حسین وعزاداری.7. برگزاری جلسات توجیهی برای طلاب حوزههای علمیه و یادآوری نكات یاد شده.8. تشویق شاعران در ارائه اشعار سوزناك با معانی بلند و مطابق با روح نهضت حسینی.بنابراین بهترین پیشنهاد برای اصلاح و بهبود وضعیت عزاداریها، افزون بر بهره گرفتن از صدا و سیما و دستگاههای ارتباط جمعی و تأكید بر آشنایی با فلسفه عزاداری، ارائه راهحلهای صحیح به طور مثبت است. یعنی روش صحیح و درست به مردم و مداحان و ذاكرین و وعاظ ارائه شود و به طور هماهنگ در همه مجامع اهداف نهضت حماسه حسینی بازگو شود و این حركت تدریجی و آرام و ارشادی باشد و به گونهای نباشد كه خود این مبارزه عكسالعمل منفی ایجاد كند و نتیجه زیانبار به بار آورد و یا تردیدهایی نسبت به اصل عزاداری به وجود آورد.
پاورقی
[1] صحیفه نور، ج 3، ص 226، پیام امام به ملت شجاع ایران به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم.
[2] همان مدرك، ج 16، ص 218، بیانات امام در جمع گروهی از علما، تهران، سازمان مدارك علمی و فرهنگی، 1367.
[3] صحیفه نور، ج 15، ص 205، بیانات امام در جمع گویندگان، وعاظ و خطبای مذهبی.
[4] كشف الاسرار، ص 173، تهران، بیتا.
[5] حماسه حسینی، ج 3، ص 282، تهران، انتشارات صدرا، چاپ دوم، 1363ش.
[6] ما را در هر نسلی عادلانی است كه تحریف افراط گران و دروغزنی باطل گرایان را دور میسازند.
[7] حماسه حسینی، ج 3، ص 277.
[8] تفسیر آفتاب، ص 265، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بیتا.
[9] درسی كه حسین به انسانها آموخت، 392.
[10] بحارالانوار، ج 44، ص 270.
[11] حماسه حسینی، ج 3، ص 278.
[12] صحیفه نور، ج 16، ص 218، بیانات امام خمینی در جمع گروهی از علما و ائمّه جماعات...
[13] بحارالانوار، ج 98، ص 177، از چاپ بیروت.
[14] مقتل الحسین، عبد الرزاق مقرم، ص 100، قم، انتشارات بصیرتی، بیتا.
[15] همان مدرك.
[16] عِبْرَت: به كسر عین به معنی پند و اندرز، و به فتح عین به معنی اشك و اندوه است، لذا بعضی به گونه اوّل و بعضی به گونه دوم آن را معنی و توجیه كردهاند.
[17] همان مدرك، ج 103.
[18] درسی كه حسین به انسانها آموخت، ج 398.
[19] حماسه حسینی، ج 3، ص 90.
[20] روانشناسی از دیدگاه غزالی،سید محمّد باقر حجتی، ج 2، ص 161.
[21] صحیفه نور، ج 13، ص 153، بیانات امام در جمع وعاظ و خطبای مذهبی.
[22] تفسیر آفتاب، 264.
[23] حماسه حسینی، ج 1، ص 175.
[24] نگاهی به حماسه حسینی، صالحی نجفآبادی، این كتاب در ادامه و تكمیل و تحلیل نظرات و در برخی موارد نقد كتاب استاد شهید مرتضی مطهری نگاشته شده است.
[25] حماسه حسینی، ج 1، ص 162.
[26] همان مدرك، ج 2، ص 210.
11. عزاداری، میتینگ و فریادی برای مكتب سیدالشهدا