- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- بودجه عزاداری 7
- نوحه خوانی سنّتی 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- ثواب بی حساب 23
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- گریه و اندوه مطلوب 26
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- سابقه گریه 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- دین و عزاداری 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- مرثیهسرایی 98
- توضیح 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مشخصات كتاب 177
- مقدمه 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- اشاره 213
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- وجوب محبّت 295
- اشاره 295
- توضیح 295
- ب) صفا و مروه 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- اشاره 298
- ج) فدیه 299
- د) رمی جمرات 299
- اشكال اوّل 307
- پاسخ 307
- اشكال دوم 307
- اشاره 307
- پاسخ 307
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- پاسخ 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- اشكال ششم 310
- پاسخ 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- الف - روایات شیعه 327
- توضیح 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- پاسخ 332
- لباس مشكی پوشیدن 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- مقدمه 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- عزاداری چیست 338
- پیشگفتار 338
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- پیشنهادات عملی 342
- پاورقی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- چكیده 343
- مشخصات كتاب 343
- عزاداری در ادب فارسی 344
- نتایج عزاداری 344
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- مقدمه 344
- تاریخچه عزاداری 344
- پاورقی 345
- مشخصات كتاب 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- قرآن كریم 354
- زیارت عاشورا 354
- اشاره 355
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- جامعه كبیره 355
- حیات انسانی یا فطری 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- مصیبت اعظم 356
- اشاره 356
- اشاره 356
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- اصل اصالت تخصص 357
- متخصص كیست؟ 357
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
محققان و كارشناسان روایت و حدیث، به خوبی میدانند كه روایات گریه و عزا، چنان فراوان و گسترده است كه جای هیچگونه انكاری ندارد.از گریه انبیا گرفته تا فرشتگان، از آسمانیان كه اشكشان خشك نمیگردد تا زمینیان كه به جای اشك خون میگریند، از ابتدای آفرینش گرفته تا پایان دنیا و حتّی در آن سرای جاوید. روایات فراوانی بر گریه آسمان و زمین، دریا و صحرا، حیوانات و ماهیان دریا دلالت دارد. خورشید بر او گریسته و هر سنگی بر او خون میگرید.روایات گستردهای، دعوت به برپایی عزا نموده و امامان اهل بیت علیهم السلام ماتم عزا به پا كردهاند و در سوگ از دست دادن سیّد شهیدان شدیداً گریستهاند.حتّی جزع كه در مصیبتهای بزرگ، مذموم و مكروه است و همیشه در مصیبتها دعوت به صبر و شكیب میشود و از جزع و بیتابی نكوهش میگردد؛ ولی در مورد تنها این مصیبت بزرگ از ما خواستهاند تا جزع و بیتابی كنیم.در روایت مسمع آمده كه امام به مسمع فرمود: آیا هم اكنون كه نمیتوانی به زیارت حسین علیه السلام بروی، از او و ظلمی كه به او رفته، یاد میكنی؟ او میگوید: آری. سپس امام میپرسد: آیا جزع و بیتابی هم داری. مسمع میگوید: آری، به خدا سوگند گریه میكنم تا اینكه خانوادهام آثارش را بر من مینگرند و از خوراك امتناع میكنم تا اینكه اثرش بر چهرهام آشكار میگردد.در اینجاست كه امام صادق علیه السلام میفرماید: خداوند، اشكت را مورد رحمت خویش قرار دهد. هشدار كه تو از كسانی هستی كه در زمره اهل جزع بر ما محسوب میشوند....بنابر این، پذیرش این روایات و عدم مناقشه سندی در آن، مورد اتّفاق همگان است و كسی نمیتواند این مجموعه گسترده را نادیده بگیرد. البته در تفسیر و تحلیل این روایات سخن گفتهاند، گرچه محتوی و مفاد روایات هم روشن و واضح است و جای هیچگونه دغدغهای را ندارد. نه میتوان از این روایات، به برداشت غلطی دست زد و به تعبیر ما از آن سوء استفاده كرد و نه میتوان این روایات، را از بازگو كردن ارزش گریه و عزاداری انداخت.درباره روایات گریه و عزاداری - كه به تواتر رسیده و حتّی نیازی به بحث سندی در این مجموعه از روایات نیست -، سه نظر وجود دارد:1. نظری مشابه نظر آقای معروف حسنی، در كتاب الموضوعات فی الآثار والأخبار، ص 170 و ص 173.وی این روایات را در زمره روایات جعلی معرّفی میكند و دلیلش بر جعلی بودن، همان ثواب و پاداش بسیاری است كه در روایات برای یك قطره گریه و یا تر شدن چشم، بیان گردیده است.استبعاد وی از ترتّب این پاداش بزرگ، بر این عمل كوتاه و ناچیز، دلیلی است كه در جهت جعلی بودن این روایات ارائه میشود. متن كامل عبارات وی، در صفحات بعد خواهد آمد.2. نظری مشابه نظر آقای محمّد باقر بهبودی در پاورقی بحارالأنوار، ج 44، ص 293.وی با تعبیر تندی، نظر خود را به این مضمون بیان میدارد: جاهلان میپندارند این روایات، مطلق است و یك قطره گریه در هر زمان و در هر شرایطی، این اندازه ارجمند است و لذا برخی منكر میشوند و مدّعی وضع و جعل میگردند. و برخی با چشم بسته میپذیرند و باور میكنند.آنگاه وی خودش این نظر را میپذیرد كه اصلاً این روایات، اطلاق ندارد و چنین نیست كه گریه به طور مطلق، چنین پاداش بزرگی داشته باشد؛ بلكه گریه در شرایط سخت كه عنوان جهاد در راه خدا بر آن مترتّب است، چنین پاداشی را دارد ولی در شرایط عادی اصلاً از این خبرها نیست. متن كامل كلام وی، در صفحات بعدی خواهد آمد.3. پذیرش این روایات به طور مطلق و عدم تخصیص آن، به موردی كه شرایط سخت باشد. گرچه هر عبادتی با توجّه به شرایط، اوج و حضیضی پیدا میكند ولی معنایش این نیست كه در شرایط عادی مثلاً نماز از ارزش بیفتد و یا در زمان جوانی و قدرت، روزه بیارزش گردد و یا با توانایی و مكنت، حج ارجمندی نداشته باشد. نه چنین نیست؛ همه عبادات از ارزش و ارجمندی والایی برخوردارند. البته شرایط ویژه، این ارجمندی را به اوج میرساند.به این شكل گریه و عزای امام حسینعلیه السلام همان ارجمندی را دارد. گرچه در شرایط سخت ارجمندیاش مضاعف میگردد و غفلت همیشه از این جهت میشده كه ارزش عقیده و اعتقاد نادیده گرفته شود. و یا بعضی گویا نمیتوانند بین عقیده درست و عمل نادرست جمع كنند و چنین میپندارند كه هر كس عقیدهاش درست بود، حتماً همه رفتار و كردارش درست خواهد شد با اینكه چنین نیست.هر كس كه به زندگی شخصی خود بنگرد، خطاها و لغزشهای فراوانی را در خود سراغ دارد كه همه با عقیده او جمع شدهاند. هم به خدا اعتقاد داریم و هم در مواقع بسیاری، لغزشهای بزرگ و كوچكی از او سر میزند؛ گویا كه خدا را نمیشناسد.بنابر این باید به دو جهت بسیار توجّه كرد:الف - ارزش عقیدهما عقیده را جزو عمل نمیدانیم با اینكه عقیده خوب، خود ارزش والایی دارد. كسی كه امام حسینعلیه السلام را در این میان شناخته و قلباً به او گرایش دارد. این ارزش بزرگی است، گرچه این فرد به دلایلی آلوده به گناهان بسیار میباشد.كسی كه پیامبران را دوست دارد و امیر المؤمنین علیه السلام را به عنوان حجّت و نماینده خدا در زمین میشناسد و از دشمنان آنان بیزاری میجوید و به دلایلی آلوده به گناهانی گشته است، ارزش این فرد بسیار است و گاه تا جایی است كه میتوان گفت: عقیده خوبش بر تمام كارهای بدش ترجیح دارد و آنها را تحت الشعاع خود قرار میدهد (دقت شود).ب - بعضی میگویند: كسی كه عقیدهاش خوب است، گناه نمیكند. آری، عقیده خوب، آن هم در درجات بالا چنین پیامدی را دارد؛ ولی عقیدههای خوب در درجات پایینش كه بسیاری دارند، چنین پیامد جدّی را ندارد؛ بلكه گاه گاه با گناه و گاه بسیار با گناه جمع میشود.فردی است امیر المؤمنین علیه السلام را شناخته و حتّی انتخاب كرده ولی به دلایل شرایط محیطی و نفسی خود، به گناهانی آلوده است. چنین افرادی بسیارند.ما همه میخواهیم كه حق، حاكم باشد و راه بر گناه بسته شود و در ارتباط با فرهنگ ما و جامعه بیشتر كار شود و زمینه دستیابی به مصونیت برتر برایمان حاصل گردد.ولی از آنجا كه حق در جهان حاكم نیست و باطل اكثر میدانها را تسخیر كرده و اهل باطل آنها را زیر پا دارند. و ما در اقلیت هستیم لذا نمیتوانیم آنگونه كه عقیده داریم پاك بمانیم. و آلودگیهای بسیاری برایمان پدید میآید. این آلودگیهای ما كاملاً متفاوت از آلودگیهای دشمنان ماست.آنان خواسته و رسیدهاند، ما ناخواسته مبتلای به آن شدهایم. و لذاست كه شاید در برخی از روایات، شیعه آلوده به گناه بر دیگرانی كه حتّی به گناه آلوده نیستند، ترجیح داده شدهاند و بالاتر حتّی گناه اینان را به پای آنان گرفتهاند.اینها اشاره به همان حقیقتی دارد كه ما به اجمال در اینجا به آن پرداختیم (دقّت كنید).بنابر این دلدادگی و گریه و عزاداری، پذیرش امام حسین علیه السلام و راه او و دفاع از یاد و نام امام حسین كاملاً ارزشمند است در هر شرایطی.البته گاه گریه و عزا كم كم چیزی دروغی میشود و فریبكاری محسوب میگردد. چنین گریه و عزایی بیارزش است؛ ولی اگر درصد راستی و درستی مطلوب را داشته باشد، گرچه شخصی آلوده است، موجب میگردد كه پاك گردد و بسیاری از آلودگیهایش كم كم، كم رنگ گردد. آنگونه كه مشاهده میشود.و كوتاه سخن اینكه این نقطه سپید و روشن در قلب یك فرد، بسیار ارزشمند است و میتواند همه بدیها را محو سازد.
شبهه 02
آقای سید محمّد حسین حسینی طهرانی قدس سره درباره استادش جناب حاج سیّد هاشم موسوی حدّاد قدس سره چنین میآورد:در تمام دهه عزاداری، حال حضرت حدّاد بسیار منقلب بود، چهره سرخ میشد و چشمان درخشان و نورانی، ولی حال حزن و اندوه در ایشان دیده نمیشد، سراسر ابتهاج و مسرّت بود.میفرمود: چقدر مردم غافلند كه برای این شهید جان باخته غصّه میخورند و ماتم و اندوه به پا میدارند؟ صحنه عاشورا، عالیترین مناظر عشقبازی است و زیباترین مواطن جمال و جلال الهی و نیكوترین مظاهر اسمای رحمت و غضب، و برای اهل بیت علیهم السلام جز عبور از درجات و مراتب و وصول به اعلی ذروه حیات جاویدان، و منسلخ شدن از مظاهر، و تحقّق به اصل ظاهر، و فنای مطلق در ذات احدیت، چیزی نبوده است.تحقیقاً روز شادی و مسرت اهل بیتعلیهم السلام است؛ زیرا روز كامیابی و ظفر و قبولی ورود در حریم خدا و حرم امن و امان اوست. روز عبور از جزئیت و دخول در عالم كلّیت است. روز پیروزی و نجاح است. روز وصول به مطلوب غایی و هدف اصلی است. روزی است كه گوشهای از آن را اگر به سالكان و عاشقان و شوریدگان راه خدا نشان دهند، در تمام عمر از فرط شادی مدهوش میگردند و یكسره تا قیامت برپا شود، به سجده شكر به رو در میافتند.حضرت آقای حدّاد میفرمود: مردم خبر ندارند و چنان محبّت دنیا چشم و گوششان را بسته كه بر آن روز تأسف میخورند، و همچون زن فرزند مرده مینالند! مردم نمیدانند كه همه آنها فوز و نجاح و معامله پربها و ابتیاع اشیای نفیسه و جواهر قیمتی در برابر خزف بوده است. آن كشتن مرگ نبود، عین حیات بود. انقطاع و بریدگی عمر نبود، حیات سرمدی بود.میفرمودند: شاعری وارد بر مردم حلب گفت:گفت: آری، لیك گو دور یزید كِیْ بُد است آن غم، چه دیر اینجا رسیدچشم كوران آن خسارت را بدید گوش كرّان این حكایت را شنیددر دهه عاشورا حضرت آقای حدّاد بسیار گریه میكردند ولی همهاش گریه شوق بود و بعضی اوقات از شدّت وجد و سرور چنان اشكهایشان متوالی و متواتر میآمد كه گویی ناودانی است كه آب رحمت باران عشق را بر روی محاسن شریفشان میریزد. چند بار از روی كتاب مولانا محمّد بلخی رومی، این اشعار را با چه صوت و آهنگ دلنوازی میخواندند كه هنوز كه هنوز است، آن صدا و آن آهنگ و آن اشكهای سیلابوار در خاطره مجسّم، و تو گویی اینك حدّاد است كه در برابر نشسته و كتاب مثنوی را در دست دارد.آنگاه آقای حسینی طهرانی كامل اشعار مثنوی را درباره آن شاعری كه بر مردم حلب وارد شد و مردم را در حال عزاداری دید و... آورده است.سید بن طاووس قدس سره در كتاب لهوف پس از مقدّمهای كوتاه مبنی بر اینكه خداوند بر بندگانش تجلّی میكند، آنان را از دنیا، پاك میسازد و سرورهای معنوی را برایشان فراهم میسازد، و این برخورد با جمعی از بندگان، به آن جهت است كه اینان پذیرش الطاف الهی را در خود پدید آورده و شایسته این توجّه الهی شدهاند. در نتیجه خداوند نمیخواهد كه این انسانها عمرشان را بیهوده سپری كنند؛ بلكه آنان را توفیق دهد تا به بهترین كارها بپردازند تا جایی كه از غیر خدا دل ببرند و تنها رضای او را طلب كنند.اینان را میبینی كه چون كسانی كه قیامت را پذیرفتهاند شادند و بیمی در آنان مشاهده میكنی كه ترس از دیدار برایشان رقم زده است.اینان پیوسته مشتاق چیزی هستند كه آنان را به مراد و مقصود خدا نزدیك سازد و بر پایه میل الهی و آنگونه كه او میخواهد ورود و خروج داشته باشند.اینان گوش به شنیدن اسرار حق دادهاند و دل به شیرینی یاد حق سپردهاند و خداوند هم به اندازه پذیرش اینان، به آنان توجّه و محبّت دارد.هر چه آنان را از خدا باز دارد و یا دور سازد، از نظر اینان كوچك و خوار و بیمقدار است. و تنها از انس با خدا بهرهمندند.اینان اگر ببینند كه زندگی و ماندنشان، مانع از پیگیری خواستههای الهی است، لباس بقا را از تن در آورند و درهای دیدار با خدا را با بذل جسم و جان بكوبند و خود را به شمشیرها و نیزهها بسپارند. و كربلاییها به این مقام بلند رسیدند تا آنجا كه برای درك شهادت از یكدیگر سبقت میگرفتند.آنگاه سیّد بن طاووس نظر خود را بدین شكل بیان میدارد:ولولا امتثال أمر السنّة والكتاب فی لبس شعار الجزع والمصاب لأجل ما طمس من أعلام الهدایة واُسّس من أركان الغوایة وتأسّفاً علی ما فاتنا من تلك السعادة وتلهّفاً علی أمثال تلك الشهادة وإلّا كنّا قد لبسنا لتلك النعمة الكبری أثواب المسرّة والبشری.وحیث فی الجزع رضی لسلطان المعاد و غرضاً لأبرار العباد فها نحن قد لبسنا سربال الجزوع وأنسنا بإرسال الدموع وقلنا للعیون جودی بتواتر البكاء و للقلوب جدّی جدّ ثواكل النساء.فإنّ ودائع الرسول صلی الله علیه وآله الرؤوف اُبیحت یوم الطفوف ورسوم وصیّته بحرمه وأبنائه طمست بأیدی اُمّته وأعدائه؛و اگر نبود امتثال دستور قرآن و سنّت، درباره پوشیدن شعار بیتابی و مصیبتزدگی چون نشانههای هدایت محو شده و پایههای گمراهی استوار شده و به دلیل حسرت بر فوت سعادت، از ما و اندوه و سوز بر چنین شهادتی (ما چنین نمیكردیم) و به پاس این نعمت بزرگ، لباسهای شادی و بشارت بر تن مینمودیم ولی چون در جزع و بیتابی خشنودی مالك قیامت (خداوند) و منظور پاكان از بندگان است. هم اكنون ما لباس بیتابیها را بر تن میپوشیم و با فرو ریختن اشكهایمان انس میگیریم و به چشمانمان میگوییم كه پیوسته گریه كنید و به دلهایمان میگوییم چون زنان فرزند مرده در ناله و نوحه بكوشید؛ چرا كه امانتهای پیامبر رؤوف در روز طفّ مباح شمرده شده و خطوط وصیت او درباره حرم و فرزندانش با دستهای امّت و دشمنانش از بین رفت.آنگاه سیّد بن طاووس به مصائب سیّدالشهدا اشاره میكند و از كشته شدن ایشان به آن شكل فجیع یاد میكند. و مینویسد: كاش فاطمه علیها السلام و پدرشان بودند و میدیدند كه....سپس مردم روشن ضمیر را مخاطب قرار میدهد و از آنان میخواهد كه از این كشتگان یاد كنند و بر عزیز پیامبر صلی الله علیه وآله و زهرا علیها السلام ناله و نوحه سر دهند....وی در ادامه با خطاب به وفاداران نسبت به خاتم پیامبران مینویسد: چرا با پیامبر در گریه همراهی نمیكنید و مخاطبان را سوگند میدهد كه با حضرت زهرا علیها السلام در گریستن بر فرزندش هم نوحه شوید تا به پاداش كسی كه با آنان همراهی كرده است، دست یابید.آنگاه به روایتی درباره فضیلت گریستن، گریاندن و حتّی تباكی اشاره میكند.در پاسخ به این شبهه گفتنی است:كشته شدن سالار شهیدان و اهل بیت باوفا و یاران فداكار آن حضرت چون سكّهای است كه دو رو دارد. برای آنان همهاش قرب، وصال، سرور و شادمانی است. آنان با شهادت و شكسته شدن به خواستههای الهی خویش رسیدهاند و مقامی یافتهاند كه جز با شهادت بدان نمیرسیدهاند. ولی برای ما كه آنان را از دست دادهایم و شاهد آن فاجعه سخت و ناگوار بودهایم، غم و سوگ و عزا و گریه است.این، دو روی سكّه است. لذا در زیارت عاشورا میخوانیم كه بأبی أنت واُمّی لقد عظم مصابی بك، پدر و مادرم به فدایت كه مصیبت شما بر ما بزرگ و سخت است.و به بیان دیگر كه صعصعه هم درباره شهادت امیر المؤمنین علیه السلام گفت: دنیا با فقدان شما تاریك میگردد؛ ولی آخرت با نور شما روشن میشود.و ما زمینیان بر این فقدان میگرییم. به علاوه كه این فقدان همراه با خشونت دشمن و رفتار وحشیانهای است كه قلب انسان را كباب میكند.در اینجا بد نیست در پاسخ به این شبهه، از سخن حسینی طهرانی مدد بگیریم. وی برای توجیه رفتار و گفتار استادش سیّد هاشم حدّاد در رابطه با عزای حسینی چنین مینویسد:باید دانست كه: آنچه را كه مرحوم حدّاد فرمودهاند: حالات شخصی ایشان، در آن اوان بوده است كه از عوالم كثرت عبور نموده و به فنای مطلق فی اللَّه رسیده بودند و به عبارت دگر: سفر الی اللَّه به پایان رسیده؛ اشتغال به سفر دوم كه فی اللَّه است، داشتهاند. همانطور كه در احوال ملّای رومی در وقت سرودن این اشعار و احوال آن مرد شاعر شیعی وارد در شهر حلب نیز بدینگونه بوده است؛ و از درجات نفس عبور كرده در حرم عزّ توحید و حریم وصال حق متمكّن گردیدهاند.امّا سایر افراد مردم كه در عالم كثرت گرفتارند و از نفس برون نیامدهاند، حتماً باید گریه و عزاداری و سینهزنی و نوحهخوانی كنند تا بدین طریق بتوانند راه را طی كنند، و بدان مقصد عالی نائل آیند. این مجاز قنطرهای است برای آن حقیقت همچنان كه در روایات كثیره مستفیضه، ما را امر به عزاداری نمودهاند تا بدین وسیله، جان خود را پاك كنیم و با آن سروران در طیّ این سبیل همآهنگ گردیم.و تازه وقتی كه اسفار اربعه طی شد، از لوازم بقاء باللَّه بعد از مقام فناء فی اللَّه متشكّل شدن به عوالم كثرت و حق هر عالم را كما هو حقّه رعایت نمودن است كه با خداوند در عالم خلق بودن و متّصف به صفات خلقی در عین وحدت ربوبی گردیدن كه هم عشق است و هم عزا. هم توحید است و هم كثرت. چنانكه عین خود این حالات در حضرت آقای حدّاد در اواخر عمر مشاهده میشد كه پس از مقام فنای صرف و تمكّن در تجرّد دارای مقام بقا بودهاند. توأم با همان عشق شدید، در مجالس سوگواری، گریه و عزاداری ناشی از سوز دل و رقّت قلب از ایشان مشهود بود.خود حضرت سیّدالشهدا علیه السلام هم به حضرت سكینه دختر عزیزشان فرمودند: لا تحرقی قلبی بدمعك حسرة مادام منّی الروح فی جثمانی؛ قلب مرا با سرشكت آتش نزن. این سرشكی كه از روی حسرت میریزد، تا وقتی كه جان در بدن دارم.و به عبارت مختصر و كوتاه: داستان كربلا، داستان بسیار غامض و پیچیدهای است عیناً مانند سكه دو رو یك روی آن عشق و شور و نیل و فوز حضرت سیّدالشهدا علیه السلام میباشد به آن عوالم و روی دیگر آن غصه و اندوه و عذاب و شكنجه و گریه میباشد. امّا كسی میتواند آن روی سكه را تماشا كند كه این رو را دیده و تماشا كرده و از آن عبور نموده باشد لمثل هذا فلیعمل العاملون.لفظ فنا بیشترین لفظی بود كه بر زبان حدّاد عبور میكرد و هیچ چاره و گریزی را بالاتر از فنا نمیدید و رفقای خود را بدان دعوت مینمود. [8] .درباره گفته سیّد هاشم حدّاد و بیان حسینی طهرانی در توجیه سخن حدّاد، ما علاوه بر توصیه به دقّت در بیان حسینی طهرانی، تنها به این نكته اشاره میكنیم كه گریه بر مظلوم، آن هم مظلومی چون سالار شهیدان و همراهان به خون غلطان وی همیشه تا قیامت و برای همه تا همه مراحل پسندیده و الزامی است.و تنها یك نگاه به گفته حضرت مهدی سلام اللَّه علیه در زیارت ناحیه، كافی است كه ما را با حقیقت امر آشنا سازد، بنگرید:... فلأندبّنك صباحاً ومساءً ولأبكینّ علیك بدل الدموع دماً حسرة علیك وتأسّفاً علی مادهاك وتلهّفاً حتّی أموت بلوعة المصاب وغصّة الاكتیاب.و یا جمله حضرت رضا علیه السلام كه: إنّ یوم الحسین أقرح جفوننا وأسبل دموعنا وأذلّ عزیزنا بأرض كرب وبلاء أورثتنا الكرب والبلاء إلی یوم الانقضاء فعلی مثل الحسین فلیبك الباكون....و بقیه توجیهها برای بسیاری مفهوم نیست؛ لذا نیازمند آنكه به جواب آن بپردازیم، نیست.گریه و عزاداری بر سالار شهیدان و توجّه به مصیبت از دست دادن آن سرور و مصائب آن حضرت، چیزی نیست كه با این گفتهها مورد خدشه قرار گیرد.در پایان گفتنی است كه كلام سیّد بن طاووس هم گرچه لطیفتر و نرمتر بیان شده است ولی روح همان گفته سیّد هاشم حدّاد است و ظاهراً باید هر دو روی سكّه را حتّی به چند معنی كه متصوّر است، دید و از هیچ سو غفلت نورزید.البته ما گاه میخواهیم شخص را متوجّه یك روی دیگر سكه كنیم میگوییم اگر درست به آن روی دیگر توجّه شود، این رو مثلاً نادیده گرفته میشود ولی هر دو رو مهم است و باید ملحوظ باشد.در این زمینه بیش از این باید كار كرد.
شبهه 03 - گفتار سید هاشم معروف الحسنی
وی، نظر خود را چنین اعلام میدارد:وقد أمعن القصّاص والوعّاظ فی الكذب علی الرسول فنسبوا إلیه وعوداً وأقوالاً فی الزهد فی الدنیا وفضل البلاء والفقر والمرض والجوع والأیّام والساعات والأذكار والأدعیة وأسرفوا فی عرضهم للمكافاة التی یلقاها الإنسان إذا صلّی ركعتین فی بعض اللیالی أو الأیّام أو صام یوماً أو أكثر من بعض الشهور أو سعی لزیارة بعض الأولیاء والأتقیاء فأعطوه علی كلّ ركعة مئات القصور وآلاف الحور والولدان والأثاث المصنوع من الزبرجد والیاقوت والمرجان وعلی كلّ یوم صامه أو خطوة مشاها إلی زیارة ولیّ أو عیادة مریض آلاف الحسنات وأسقطوا عنه آلاف السیّئات وكان له أجر ألف حاج وألف معتمر وثواب من صبر وأحسن عملاً كأیّوب وأمثاله من النبیّین والصدّیقین كما جاء فی بعض المرویّات وفرشوا له طریق الجنّة بالورود والریاحین حتّی ولو لم یفعل بعد ذلك من الطاعات شیئاً بل وحتّی لو فعل المنكرات كما تصرّح بذلك بعض مرویّاتهم.قصّهگویان و واعظان، بسیار بر رسول خدا دروغ بستهاند و به پیامبر صلی الله علیه وآله وعدهها و گفتههایی را درباره زهد در دنیا و فضیلت بلا، فقر، مرض، گرسنگی، روزها، ساعتها، ذكرها و دعاها نسبت دادهاند.و در مورد پاداش و جزایی كه انسان به آن میرسد، اگر دو ركعت نماز در برخی از شبها یا روزها بخواند، و یا یك روز یا بیشتر را از برخی ماهها روزه بدارد و یا برای زیارت برخی از اولیا و اتقیا برود، اسراف و زیاده روی كردهاند. به آن شخص، بر هر ركعتی صدها كاخ و هزارها حوریه و پسران بهشتی و اثاثیه بافته شده از زبرجد و یاقوت و مرجان دادهاند و بر هر روز و یا هر گامی كه تا زیارت ولی خدا یا عبادت كردن یك مریض بر میدارد، هزارها حسنه داده و از او هزارها گناه را ساقط نمودهاند و برای او پاداش هزار حاجی و هزار عمره كن و پاداش كسانی كه صبر كردهاند و كار نیكو انجام دادهاند چون ایّوب و مانند او از پیامبران و صدّیقان دادهاند.آنگونه كه در بعضی از روایات آمده است و راه بهشت را برای او با گلها و ریاحین فرش كردهاند، حتّی اگر بعد از آن عمل، هیچ طاعتی انجام ندهد و یا حتّی اگر كارهای گناه و منكر را مرتكب گردد، آنگونه كه برخی از روایاتشان بدان تصریح میكند.سپس وی در این باره مینویسد:وجاء فی تفسیر علی بن ابراهیم انّ الامام جعفر بن محمّد قال: من ذكرنا أو ذكرنا عنده فخرج من عینیه دمع مثل جناح البعوضة غفر اللَّه له ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر إلی غیر ذلك من المرویّات التی سنعرض بعضها حسب المناسبات فی الفصول الآتیة من هذا الكتاب؛ [5] .و در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است كه امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: هر كس كه ما را یاد كند و یا از ما نزد او یاد شود و از دو چشمش، اشكی چون بال پشه بیرون آید، خداوند گناهانش را میآمرزد گرچه چون كف دریا باشد.و دیگر روایاتی كه برخی از آنها را در فصول آینده این كتاب [الموضوعات فی الآثار والأخبار]، بر حسب مناسبتها میآوریم.وی در چند صفحه بعد چنین ادامه میدهد:... وفی الوقت ذاته ربمّا یحذّر السامع عن العمل ویبعث فی نفسه روح الاتّكال علی الثواب الموعود به عند ما یسمع انّ الدمعة التی لا تزید عن جناح بعوضة إذا خرجت من عینه حزناً علی ما أصاب أهل البیت علیهم السلام یغفر اللَّه له بسببها جمیع ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر كما جاء فی روایة علی بن إبراهیم عن الإمام جعفر بن محمّد علیه السلام...؛ [6] ... و در عین حال، چه بسا شنونده را نسبت به عمل تحذیر میكند و روح تكیه بر پاداش وعده داده شده را در او بر میانگیزد. آن زمان كه میشنود یك قطره اشك كه بیش از یك بال پشه نیست اگر از چشمش از روی اندوه بر مصائب اهل بیت علیهم السلام بیرون آید، خداوند به سبب آن یك قطره، همه گناهانش را میآمرزد، گرچه به اندازه كف دریا باشد، آنگونه كه در روایت علی بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام آمده است.
شبهه 04 - گفتار بهبودی
او نظر خود را در این باره بدین شكل بیان میدارد:توهّم الجهّال أنّ لهذه الأحادیث اطلاقاً یشمل كلّ ظرف وزمان فأنكرها بعض أشدّ الإنكار وقال لو صحّ هذه الأحادیث لاتی علی بنیان المذهب وقواعده ولأدیّ إلی تعطیل الفرائض والأحكام وترك الصلاة والصیام كما نری الفسّاق والفجّار یتّكلون فی ارتكاب السیّئات والاقتحام فی جرائمهم الشنیعة علی ولاء الحسین ومحبّته والبكاء علیه من دون أن ینتهوا عن ظلمهم وغیّهم واعتسافهم.فلیس هذه الأحادیث إلّا موضوعة من قبل الغلاة دسّهم فی أخبار أهل البیت ترویجاً لمرامهم الفاسد ومسلكهم فی أنّ ولاء أهل البیت إنّما هو محبّتهم لا الدخول تحت سلطانهم وأمرهم ونهیهم علی ما هو الصحیح من معنی الولایة.وبعضهم الآخر الذین یروون الحدیث ولا یعقلون فیه ولا یتدبّرون أخذ بالإطلاق وادّعی أنّ «من بكی علی الحسین أو أبكی أو تباكی فله الجنّة» حتّی فی زماننا هذا وعصرنا كائناً من كان ثمّ شد علی المنكرین بأنّهم كفروا وخرجوا عن المذهب ولم یعرفوا الأئمة حقّ معرفتهم و... ثم إذا ألزم بالاشكال أخذ فی تأویل الأحادیث وأخرجها عن معانیها ومغزاها او سرد فی الجواب بعض الاقاصیص والرؤی.والحقّ أنّ هذه الأحادیث بین صحاح وحسان وضعاف مستفیضة بل متواترة لا تتطرّق إلیها ید الجرح والتأویل لكّنها صدرت حینما كان ذكر الحسین والبكاء علیه وزیارته ورثاؤه وإنشاد الشعر فیه إنكاراً للمنكر ومجاهدة فی ذات اللَّه ومحاربة مع أعداء اللَّه بنی اُمیة الظالمة الغشوم وهدماً لأساسهم وتقبیحاً وتنفیراً من سیرتهم الكافرة بالقرآن والرسول ولذلك كانت الأئمّة علیهم السلام یرغبون الشیعة فی تلك الجهاد المقدّس بإعلاء كلمة الحسین وإحیاء أمره بأیّ نحو كان بالرثاء والمدیح والزیارة والبكاء علیه وفی مقابلهم بنو اُمیّة تعرج علی إماتة ذكر الحسین ویمنع من زیارته ورثائه والبكاء علیه فمن وجد ویفعل شیئاً من ذلك أخذوه وشردوه وقتلوه وهدموا داره ولأجل تلك المحاربة القائمة بین الفریقین، انصار الدین وأنصار الكفر أباد المتوكل قبر الحسین وسوّاه مع الأرض وأجری الماء علیه لیطفئ نور اللَّه واللَّه متمّ نوره ولو كره الكافرون.فمن كان یبكی علی الحسین أو یرثیه أو یزوره فی ذاك الظرف لم یكن فعله ذلك حسرة وعزاء وتسلیة فقط بل محاربة لأعداء الدین وجهاداً فی سبیل اللَّه مع ما یقاسونه من الجهد والبلاء والتشرید والتنكیل فحقّ علی اللَّه أن یثیب المجاهد فی سبیله ویرزقه الجنّة بغیر حساب.ذلك بأنّهم لا یصیبهم ظمأ ولا نصب ولا مخمصة فی سبیل اللَّه ولا یطاؤن موطئاً یغیظ الكفّار ولا ینالون من عدوّ نیلاً إلّا كتب لهم به عمل صالح إنّ اللَّه لا یضیع أجر المحسنین.ففی مثل ذاك الزمان - كما رأینا قبل عشرین سنة فی إیران - لم یكن لیبكی علی الحسین وینشد فیه الرثاء إلّا كلّ مؤمن وفی أهل التقوی والیقین لما فی ذلك من العذاب والتنكیل لاكلّ فاسق وشارب حتّی یستشكل فی الأحادیث.بل كان هؤلاء الفسّاق - فی ذاك الظرف - مستظهرین بسلطان بنی اُمیة منحازین إلی الفئة الباغیة یتجسّسون خلال الدیار لیأخذوا علی أیدی الشیعة ویمنعوهم من إحیاء ذكر الحسین كما اقتحموا دار أبی عبداللَّه الصادق بعد ما سمعوا صراخ الویل والبكاء من داره علیه السلام.وأمّا فی زمان لا محاربة بین أهل البیت وأعدائهم كزماننا هذا فلا یصدق علی ذكر الحسین والبكاء علیه عنوان الجهاد كما أنّه لا یلقی ذاكر الحسین إلّا الذكر الجمیل والثناء الحسن بل یأخذ بذلك أجرة والباكی علی الحسین یشرف ویكرم ویقال له قدمت خیر مقدم ویقدح إلیه ما یشرب ویتفكّه.فحیث لا جهاد فی البكاء علیه فلا وعد بالجنّة وحیث لا عذاب ولا نكال ولا خوف نفس فلا ثواب كذا وكذا فلیبك الفسقة الفجرة أنّهم مأخوذون بسیئی أعمالهم انّ اللَّه لا یخدع عن جنّته ولیمیز الخبیث من الطیب ویجعل الخبیث بعضه علی بعض فیركمه جمیعاً فیجعله فی جهنّم اولئك هم الخاسرون؛ [7] جاهلان میپندارند كه این روایات گریه و عزاداری، اطلاق دارد و هر زمان و شرایطی را شامل میشود. در نتیجه، برخی این روایات را با شدیدترین شكل انكار كردهاند و گفتهاند: اگر این روایات درست باشد، اساس مذهب و پایههای آن از بین میرود و به تعطیل احكام و واجبات و نیز ترك نماز و روزه میانجامد، آنگونه كه میبینیم.و فاسقان و فاجران برای انجام گناهان و فرو رفتن در كارهای زشتشان بر ولای امام حسین، دوستی و گریه بر او تكیه میكنند بیآنكه از ستم، گمراهی و انحرافشان دست بكشند.بنابر این، این روایات تنها از سوی غالیان جعل گردیده و آنان این روایات را برای ترویج از مرام فاسد و مسلكی كه دارند وضع كرده و در روایات ما داخل كردهاند. مسلكشان همان است كه ولای اهل بیتعلیهم السلام تنها به معنای دوستی آنان است نه خویش را زیر نفوذ و ولایت آنان قرار داده و خود را تسلیم اوامر و نواهی آنان نمودن كه این معنای درست ولایت اهل بیت علیهم السلام است.و برخی دیگر كه روایت را نقل میكنند، ولی در آن نمیاندیشند و تدبّر نمیكنند، اینان اطلاق روایات گریه و عزاداری را میگیرند و ادّعا میكنند كه هر كس بر امام حسین بگرید یا بگریاند و یا حتّی خودش را به گریه بزند، بهشت برای او ثابت است. حتّی در زمان ما و هر كس كه باشد، اینان بر منكران این روایات سخت حمله میكنند و میگویند كه آنان كافرند، از مذهب بیرون رفتهاند و آنگونه كه شایسته امامان است، آنان را نمیشناسند و....و هر زمانی كه در برابر این اشكال گیر میكنند و میمانند، شروع به تأویل روایات میكنند و آنها را از معانی و محتوا میاندازند و یا اینكه در پاسخ، بعضی از قصّهها و خوابها را بازگو میكنند. ولی حق آن است كه این روایات كه هم صحیح و هم حسن و هم ضعیف، در آن است در حدّ استفاضه و بلكه متواتر هست و دست ردّ و تأویل بدان راه نمییابد.امّا صدور این روایات در زمانی است كه یاد امام حسینعلیه السلام و گریه بر او و زیارت و خواندن شعر برای ایشان، انكار منكر و مجاهده در راه خدا و جنگ با دشمنان خدا یعنی بنی امیه ستمگر بود و این یاد و گریه، پایههای حكومت بنی امیه را منهدم میساخت و موجب تقبیح و منفور ساختن روش كفر آمیز آنان به قرآن و پیامبرصلی الله علیه وآله بود.و بر همین اساس بود كه امامان علیهم السلام، شیعه را به شركت در این جهاد مقدّس با بالا بردن نام حسین و احیای امر حسین به هر شكل كه بود، چه با مرثیهسرایی یا مدیحهسرایی و یا زیارت و گریه، ترغیب میكردند.و در برابر اهل بیت علیهم السلام، بنو امیّه میخواستند تا یاد حسین را از بین ببرند و از زیارت، مرثیهخوانی و گریه بر حسین باز دارند و لذا هر كس را میدیدند كه به یكی از از این كارها دست میزند، او را میگرفتند، تبعید میكردند، میكشتند و خانهاش را خراب مینمودند.و روی همین جنگ استوار میان دو گروه یاران دین و یاران كفر متوكل قبر امام حسین را از بین برد و آن را با زمین صاف كرد و آب را بر آن روان نمود تا نور خدا را خاموش سازد؛ ولی خداوند نورش را تمام میكند، گرچه كافران نخواهند.پس هر كس كه بر امام حسین علیه السلام بگرید یا مرثیه بخواند یا او را در آن شرایط زیارت كند، كار وی تنها اظهار حسرت و عزا و تسلیت نیست؛ بلكه جنگ با دشمنان خدا و جهاد در راه خدا محسوب میشود، با توجّه به رنج و بلا و تبعید و تعذیبی كه میبینند. لذا بر خداوند است كه به مجاهد در راه خود پاداش دهد و او را بیحساب بهشتی سازد.این به خاطر آن است كه هیچ تشنگی، خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمیرسد و هیچ گامی كه موجب خشم كافران میشود، بر نمیدارند و ضربهای از دشمن نمیخورند، مگر اینكه به خاطر آن، عمل صالحی برای آنان نوشته میشود؛ زیرا خداوند پاداش نیكوكاران را تباه نمیكند.پس در چنین زمانی - كه ما بیست سال پیش در ایران دیدیم - تنها مؤمنان باوفا اهل تقوی و یقین بر حسین میگریند و مرثیه برای او میخوانند چون در مرثیه و گریه بر او شكنجه و تعذیب است نه هر فاسق و شرابخواری تا به روایات اشكال وارد شود.بلكه آن فاسقان - در آن شرایط سخت - از قدرت بنی امیه كمك میگیرند و به آن ستمگران میپیوندند و در شهرها جاسوسی میكنند تا شیعیان را بگیرند و آنان را از احیای یاد حسین باز دارند، آنگونه كه در خانه امام صادق علیه السلام پس از آنكه صدای گریه و واویلا را شنیدند، ریختند.ولی در زمانی كه میان اهل بیت و دشمنانشان جنگی نیست؛ چون این زمان ما، در این مورد عنوان جهاد بر یاد امام حسین علیه السلام و گریه بر امام حسین تطبیق نمیكند. آنگونه كه با ذاكر امام حسین علیه السلام جز با یاد نیك و ستایش نیك برخورد نمیشود. بالاتر كه برای یاد و گریه مزد هم میگیرد و گریه كننده بر امام حسین علیه السلام مكرّم و معزّز است و به او میگویند: خوش آمدی و به او نوشیدنی و میوه تعارف میكنند.و چون در گریه بر امام حسین علیه السلام جهاد نیست، دیگر وعده بهشت نخواهد بود و چون شكنجه و رنج و ترس از كشته شدن نیست، دیگر ثوابهای چنانی نخواهد بود.بنابر این فاسقان فاجر بگریند آنان در برابر كارهای بدشان مؤاخذه میشوند؛ چرا كه خداوند را درباره بهشتش نمیتوان فریب داد و باید كه پلید از پاك جدا گردد و خداوند پلیدها را روی هم جمع كند و در جهنّم قرار دهد و اینان زیانكاراناند.پاسخهای كوتاه به عدم پذیرش روایات گریه و عزاداری و یا پذیرش مشروط آن1. در زمانهای سخت، گاه بسیاری از اهل تقوی هم جا میزنند و عقب میكشند. آیا این دلیل میشود كه گریه آنان هم بیارزش است؟2. در زمانهای سخت، گاه برخی از همان فسّاق به اصطلاح شما ممكن است پایدار بمانند و دست از عزای امام حسین علیه السلام برندارند و حتّی در این راه كشته شوند.شما آیا آن روایات را در حقّ اینان جاری میدانید یا چون فسق مرتكب شدهاند دیگر مشمول آن روایات نیستند.3. گریه دروغین بر سیّدالشهدا نتیجهای ندارد؛ ولی اگر كسی به راستی بر سیّدالشهدا بگرید چرا كه به آن امام خوبان ستم رفته است و مظلومیت او را فریاد كند ولی در كنار گریه آلوده به گناه باشد آنگونه كه اكثر ما هستیم، گمان نمیكنم كه برای گریهاش مشكلی پدید آید.4. اگر خداوند باب توبه را باز كرد و یا شفاعت دستگیر مؤمنان در قیامت خواهد شد، این موجب جسارت و جرأت گنهكاران میشود. پس بهتر است كه شما راه بازگشت به سوی خدا را ببندید تا كسی از راه خدا بر نگردد. و به تعبیر دیگر، از هر آموزه دینی میتوان برداشت بدی داشت ولی معنایش این نیست كه آن آموزه غلط است. گریه بر امام حسین علیه السلام، توبه، شفاعت، گریه از خوف خدا همه همین طور است، انسان آلودهای كه به حق گریه كند و به حق توبه كند، به آثار والای آن دست مییابد.درباره استبعاد از پاداشی كه برای گریه و عزاداری آمده، گفتنی است:استبعاد دلیلی است كه بسیاری به هنگام بحث بدان تمسّك میجویند و سخن خویش را بر پایه آن استوار میسازند ولی:1. استبعاد دلیل نیست، در برابر این استبعاد كه «آیا مگر میشود؟» پاسخ میدهیم: «آری. قطعاً میشود». پس استبعاد دلیل نیست تا نیازمند جواب باشد.2. این استبعاد منحصر به ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام و عزاداری بر آن سرور شهیدان نیست. بسیاری از عملهای به ظاهر كوچك در دین ثوابهای بزرگی را به خود اختصاص دادهاند. شما هر جوابی كه در آن موارد دادید، ما هم در مورد ثواب گریه و عزاداری میدهیم.3. كسی مپندارد كه یك قطره چیزی نیست. گاه كاری از نظر حجم فیزیكی كم است ولی ارزش بالایی دارد. همین نماز كه در واجبات مهمترین واجب محسوب میشود، مگر چند قیام و قعود و چند ذكر و دعا و سوره بیشتر است یا گناه ابلیس مگر تنها یك سجده نكردن بیشتر بود؟ بنابر این حجم فیزیكی عمل تنها مورد نظر نیست. آنچه ملاك ارزش یك عمل است، روح و حقیقتی است كه در آن عمل و اثری است كه بر آن مترتّب میگردد.4. ثوابهایی كه خداوند بر عملها به بندگان میدهد، همه از روی تفضّل است؛ مانند جایزههایی كه گاه برای یك عمل مختصر میدهند. بنابر این نباید استبعاد كرد كه یك عمل ساده، ثواب بزرگی داشته باشد.5. اگر كسی درباره همین یك قطره اشك كه از سر اخلاص و محبّت در سوگ سالار شهیدان ریخته میشود، بحث و بررسی كند و آن را موضوع تحقیق خویش سازد و از جهات گوناگون به آن بپردازد و در ابعاد و جهات این قطره اشك عمیق شود، خواهد فهمید كه این یك قطره چیز كمی نیست. یك دنیا ارادت قلبی پشت این یك قطره خوابیده كه یك دنیا سخن گاه در پدید آوردن این یك قطره عاجز میماند.یك دنیا فهم و درك، پشت این یك قطره نهفته است و این یك قطره از آن اقیانوس برگرفته شده است و گاه همه مردم از پدید آوردن این یك قطره عاجز میمانند. یك دنیا اثر و بركت، بر این یك قطره مترتّب است كه گاه هیچ چیز دیگر جایگزین این یك قطره در پدید آوردن آن آثار و بركات نیست.یك قطره است ولی تو را به انبیا، اولیا، پاكان و نیكان گره و پیوند میزند. یك قطره است ولی نتیجه تلاشهای پیامبران، پاكان و نیكان است. یك قطره است ولی از یك عمق فهم و درك و ارادت و دلدادگی حكایت دارد.
شبهه 05
سید بن طاووس شبهه پنجم را مطرح كرده و خود پاسخ داده است. با ما همراه باشید و متن كلام سیّد را در اقبال ملاحظه كنید.سید بن طاووس مینویسد:أقول: ولعلّ قائلاً یقول هلّا كان الحزن الذی یعملونه من أوّل عشر المحرّم قبل وقوع القتل یعملونه بعد عاشورا لأجل تجدّد القتل فأقول: إنّ أوّل العشر كان الحزن خوفاً ممّا جرت الحال علیه فلمّا قتل صلوات اللَّه علیه وآله دخل تحت قول اللَّه تعالی: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَ تَام بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ - فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَلهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِی وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».فلما صاروا فرحین بسعادة وجب المشاركة لهم فی السرور بعد القتل لتظفرهم بالسعادة.فإن قیل فعلام تجدّدون قرائة المقتل والحزن كلّ عام فأقول لأنّ قرائته هو عرض قصّة القتل علی عدل اللَّه جلّ جلاله لیأخذ بثاره كما وعد من العدل.وأمّا تجدّد الحزن كلّ عشر والشهداء صاروا مسرورین فلأ نّه مواساة لهم فی الأیّام العشر حیث كانوا فیها ممتحنین ففی كلّ سنة ینبغی لأهل الوفاء أن یكونوا وقت الحزن محزونین ووقت السرور مسرورین؛ [9] .میگویم: شاید كسی بگوید چرا اندوهی را كه از روز نخست محرّم به كار میگیرند، پس از عاشورا و به دلیل پدید آمدن شهادت انجام نمیدهند.(در پاسخ به این شبهه) میگویم: از روز نخست دهه محرّم حزن و اندوه به دلیل بیم از حوادثی است كه بر حضرت جاری میگردد ولی چون حضرت كشته میگردد و به شهادت میرسد، دیگر مشمول گفته خداوند متعال است كه: «ای پیامبر! هرگز گمان مبر كسانی كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. آنها به خاطر نعمتهای فراوانی كه خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند؛ و به خاطر كسانی كه هنوز به آنها ملحق نشدهاند [= مجاهدان و شهیدان آینده]، خوشوقتند؛ (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان میبینند، و میدانند) كه نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت.پس چون آنان به سعادت شهادت شادمان میگردند، لازم است كه پس از كشته شدن و شهادتشان با آنان در شادمانی همراه شد، چرا كه به سعادت رسیدهاند.اگر گفته شود: پس چرا شما خواندن مقتل حضرت سیّدالشهدا علیه السلام و حزن و اندوه برایشان را در هر سال تكرار میكنید (اگر آنان به شهادت رسیدهاند و مسرور گشتهاند، تكرار در عزا و ماتم، در سالهای بعد وجهی ندارد).میگویم: چون خواندن مقتل، عرضه كردن داستان شهادت حضرت بر عدل الهی است تا خداوند انتقام خون وی را بگیرد، آنگونه كه خود وعده عدالت داده است.و امّا تكرار حزن و اندوه در هر دهه محرم با اینكه شهیدان (پس از شهادت) به سرور شهادت دست یافتهاند. این بدان جهت است كه با آنان در دهه محرم همراهی كنیم. چون آنان در دهه محرم مبتلای به محنتها و بلاها بودهاند. بنابر این در هر سال وفاداران باید كه در هنگام حزن و اندوه، اندوهگین و به هنگام شادمانی شاد و مسرور باشند.در ادامه مقاله، باز به چند روایت دیگر میپردازیم.ما بر این باوریم كه با تأمّل در مجموعه روایات آمده در این مقاله، دیگر نیازی به پاسخهای جداگانه از شبهات نیست. این روایات خود به خوبی از گریه و عزاداری، جزع و بیتابی بر سالار شهیدان دفاع میكند و تحلیلهای مناسبی ارائه میدهد.... عن أبی عمارة المنشد قال: ما ذكر الحسین بن علیّ عند أبی عبداللَّه فی یوم قطّ فرئی أبو عبداللَّه علیه السلام متبسّماً فی ذلك الیوم إلی اللّیل. [10] .ابو عماره گوید: مرثیه امام حسین علیه السلام هیچگاه نزد امام صادق علیه السلام خوانده نمیشد كه حضرت در آن روز تا شب با تبسّم دیده شود.... عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: سمعته یقول: إنّ البكاء والجزع مكروه للعبد فی كلّ ما جزع، ما خلا البكاء علی الحسین بن علی علیهما السلام فإنّه فیه مأجور. [11] .از امام صادق علیه السلام شنیدم كه میفرمود: گریه و بیتابی برای بنده درباره هر چه كه باشد، ناپسند است جز گریه بر امام حسین علیه السلام كه گریه كننده مأجور است.... عن معاویة بن وهب، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: كلّ الجزع والبكاء مكروه سوی الجزع والبكاء علی الحسین علیه السلام. [12] .امام صادق علیه السلام فرمود: هر بیتابی و گریه ناپسند است جز بیتابی و گریه بر امام حسین علیه السلام.رأیت فی بعض تألیفات بعض الثقات من المعاصرین: روی أنّه لمّا أخبر النبی صلی الله علیه وآله ابنته فاطمة بقتل ولدها الحسین وما یجری علیه من المحن بكت فاطمة بكاءً شدیداً وقالت: یا أبت متی یكون ذلك؟ قال: فی زمان خال منّی ومنك ومن علیّ فاشتدّ بكاؤها وقالت: یا أبت فمن یبكی علیه، ومن یلتزم بإقامة العزاء له؟فقال النبی صلی الله علیه وآله: یا فاطمة! انّ نساء اُمّتی یبكون علی نساء أهل بیتی ورجالهم یبكون علی رجال أهل بیتی ویجدّدون العزاء جیلاً بعد جیل فی كلّ سنة فإذا كان القیامة تشفعین أنت للنساء وأنا أشفع للرجال وكلّ من بكی منهم علی مصاب الحسین أخذنا بیده وأدخلناه الجنّة.یا فاطمة! كلّ عین باكیة یوم القیامة إلّا عین بكت علی مصاب الحسین فإنّها ضاحكة مستبشره بنعیم الجنّة. [13] .روایت شده است كه چون پیامبر صلی الله علیه وآله به دخترشان فاطمه علیها السلام شهادت فرزندش حسین و بلاهایی را كه بر او میرود، خبر داد، حضرت فاطمه علیها السلام به شدّت گریست و گفت: پدر جان! كِی چنین میشود؟ حضرت فرمود: در زمانی كه نه من و نه تو و نه علی هیچكدام نیستیم. گریه فاطمه علیها السلام شدّت بیشتر گرفت. گفت: پدر جان! چه كسی بر حسین میگرید و چه كسی خود را موظّف به اقامه عزا برای امام حسین علیه السلام میداند؟ حضرت فرمود: ای فاطمه! زنان امّت من بر زنان اهل بیتم و مردانشان بر مردان اهل بیتم میگریند و نسلاً بعد نسل در هر سال، عزای حسین را تجدید میكنند و چون قیامت شود، تو برای زنان و من برای مردان شفاعت میكنم و هر كدام از آنان كه بر مصیبت حسین گریه كنند دستشان را میگیرم و به بهشت وارد میكنم.روی عن الصادق علیه السلام أنّه قال: زین العابدین بكی علی أبیه أربعین سنة صائماً نهاره قائماً لیله فإذا حضر الإفطار جاء غلامه بطعامه وشرابه فیضعه بین یدیه، فیقول: كل یا مولای فیقول: قتل ابن رسول اللَّه جائعاً قتل ابن رسول اللَّه عطشاناً فلا یزال یكرّر ذلك ویبكی حتّی یبل طعامه من دموعه ثمّ یخرج شرابه بدموعه فلم یزل كذلك حتّی لحق باللَّه عزّ وجلّ.وحدّث مولی له علیه السلام انّه برز یوماً إلی الصحراء قال:....فقلت: یا سیّدی! امّا آن لحزنك أن ینقضی ولبكائك أن تقلّ؟ فقال لی: ویحك إنّ یعقوب بن إسحاق ابن إبراهیم علیه السلام كان نبیّاً ابن نبی كان له اثنا عشر ابناً فغیّب اللَّه سبحانه واحداً منهم فشاب رأسه من الحزن واحدودب ظهره من الغم وذهب بصره من البكاء وابنه حیّ فی دار الدنیا وأنا فقدت أبی وأخی وسبعة عشر من أهل بیتی صرعی مقتولین فكیف ینقضی حزنی ویقلّ بكائی؟ [14] .از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: حضرت زین العابدین علیه السلام بر پدرشان چهل سال گریستند. روزها را روزه میداشتند و شبها را به عبادت سپری میكردند و چون زمان افطار میشد، غلامشان غذا و نوشیدنی میآورد و در پیش روی حضرت مینهاد. حضرت میفرمود: ای غلام بخور. پس از آن میفرمود: فرزند رسول خدا گرسنه كشته شد؛ فرزند رسول خدا تشنه كشته شد؛ پیوسته این سخن را تكرار مینمود تا غذایش از اشك چشمش تر گردد و پس از آن نوشیدنیاش با اشكهایش ممزوج شود و پیوسته چنین بود تا به دیدار خداوند عز وجل نایل آمد.و غلام حضرت گوید كه امام سجّاد روزی به صحرا رفت....غلام گوید: به امام عرض كردم: ای سرورم! آیا زمان آن نرسیده كه اندوه شما پایان پذیرد و گریه شما كم گردد؟ حضرت به من فرمود: وای بر تو! یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم علیه السلام پیامبر و پسر پیامبر بود. دوازده پسر داشت، خداوند یكی از آنان را از چشم او دور ساخت. موی سرش از اندوه سپید گشت و پشتش از غم خمیده گشت و چشمش از گریه نابینا شد، در حالی كه پسرش زنده در دنیا بود. ولی من پدرم، برادرم و هفده نفر از خویشانم را از دست دادم در حالی كه همه كشته روی زمین افتاده بودند. چگونه اندوهم پایان گیرد و گریهام كم گردد؟... إنّ الحسین بن علی علیهما السلام دخل یوماً إلی الحسن علیه السلام فلمّا نظر إلیه بكی فقال له: ما یبكیك یا أبا عبداللَّه قال: أبكی لما یصنع بك فقال له الحسن علیه السلام: ان الذی یوتی الی سمّ یدس إلیّ فاقتل به ولكن لا یوم كیومك یا أبا عبداللَّه یزدلف إلیك ثلاثون ألف رجل یدّعون أنّهم من اُمّة جدّنا محمّد صلی الله علیه وآله وینتحلون دین الاسلام فیجتمعون علی قتلك وسفك دمك وانتهاك حرمتك وسبی ذراریك ونساءك وانتهاب ثقلك. فعندها تحلّ ببنی امیّة اللعنة وتمطر السماء رماداً ودماً ویبكی علیك كلّ شیء حتّی الوحوش فی الفلوات والحیتان فی البحار. [15] .... امام حسین علیه السلام روزی خدمت امام حسن علیه السلام رسیدند. چون به آن حضرت نگریستند، گریستند. امام حسن علیه السلام به ایشان فرمود: ای ابا عبداللَّه! برای چه میگریی؟ امام حسین علیه السلام گفت: برای آنچه كه با شما میشود.امام حسن علیه السلام به ایشان فرمود: آنچه با من میشود، تنها سمّی است كه با حیله و تزویر به من میدهند و من با آن كشته میشوم ولی روزی چون روز تو نیست ای ابا عبداللَّه! به تو نزدیك میشوند سی هزار مرد كه همه مدّعیاند كه از امّت جدّ ما حضرت محمّد صلی الله علیه وآله هستند. دین اسلام را به خود میبندند و بر كشتن تو و ریختن خونت و هتك حرمت تو و اسارت فرزندان و زنان تو و غارت اثاث و اموال تو اجتماع میكنند.در آن زمان لعنت خدا بنی امیه را میگیرد و آسمان خاكستر و خون میبارد و همه چیز حتّی حیوانات صحرا و ماهیان دریا بر تو میگریند.عن معاویة بن وهب قال: كنت جالساً عند جعفر بن محمّد علیهما السلام إذ جاء شیخ قد انحنی من الكبر فقال: السلام علیك ورحمة اللَّه. فقال له أبو عبداللَّه: وعلیك السلام ورحمة اللَّه یا شیخ ادن منّی فدنا منه وقبّل یده وبكی فقال له أبو عبداللَّه علیه السلام: وما یبكیك یا شیخ! قال له: یابن رسول اللَّه أنا مقیم علی رجاء منكم نحو من مائة سنة. أقول: هذه السنة وهذا الشهر وهذا الیوم ولا أراه فیكم فتلومنی أن أبكی قال: فبكی أبو عبداللَّه علیه السلام ثمّ قال: یا شیخ إن أخّرت منیّتك كنت معنا وإن عجّلت كنت یوم القیامة مع ثقل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله.فقال الشیخ: ما اُبالی مافاتنی بعد هذا یابن رسول اللَّه. فقال له أبو عبداللَّه: یا شیخ إنّ رسول اللَّه قال: إنّی تارك فیكم الثقلین ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا كتاب اللَّه المنزل وعترتی أهل بیتی تجیئی وأنت معنا یوم القیامة.ثمّ قال: یا شیخ ما أحسبك من أهل الكوفة. قال: لا. قال: فمن أین؟ قال: من سوادها جعلت فداك. قال: أین أنت من قبر جدّی المظلوم الحسین؟ قال: إنّی لقریب منه. قال: كیف اتیانك له؟ قال: إنّی لآتیه واُكثر. قال: یا شیخ ذاك دم یطلب اللَّه تعالی به ما اصیب ولد فاطمة ولا یصابون بمثل الحسین ولقد قتل علیه السلام فی سبعة عشر من أهل بیته نصحوا للَّه وصبروا فی جنب اللَّه فجزاهم اللَّه أحسن جزاء الصابرین انّه إذا كان یوم القیامة أقبل رسول اللَّه و معه الحسین ویده علی رأسه یقطر دماً فیقول یا ربّ سل اُمّتی فیم قتلوا ابنی؟ وقال علیه السلام: كلّ الجزع والبكاء مكروه سوی الجزع والبكاء علی الحسین. [16] .معاویة بن وهب گوید: خدمت امام جعفر صادق علیه السلام نشسته بودم كه پیرمردی كه از پیری، قد خمیده شده بود، آمد. او گفت: سلام بر تو باد و رحمت خدا. امام صادق علیه السلام به او فرمود: و بر تو باد سلام و رحمت خدا ای پیرمرد نزدیك بیا. او به امام نزدیك شد و دست ایشان را بوسید و گریست.امام صادق علیه السلام به او فرمود: ای شیخ چرا میگریی؟ او به امام گفت: ای فرزند رسول خدا من حدود صد سال است كه به امید شما هستم. میگویم: امسال، این ماه و امروز ولی آن را در دست شما نمیبینم. حال مرا ملامت میكنید كه گریه میكنم.معاویة بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام گریست. سپس فرمود: ای پیرمرد اگر مرگت به تأخیر بیفتد (تا زمان حكومت ما برسد)، تو با ما هستی و اگر زودتر فرا رسد، در روز قیامت با اهل رسول خدا صلی الله علیه وآله هستی.شیخ گفت: ای فرزند رسول خدا پس از این سخن، دیگر باكی ندارم از آنچه كه از دست برود. امام صادق علیه السلام به او فرمود: ای پیرمرد! رسول خدا فرمود: من در میان شما دو چیز سنگین و گرانبها میگذارم؛ تا زمانی كه به آن دو چنگ بزنید، گمراه نمیشوید: كتاب مُنزل خدا و عترت من یعنی اهل بیتم. ای شیخ! تو میآیی در حالی كه با ما هستی در قیامت.سپس حضرت فرمود: ای پیرمرد! گمان نمیكنم كه از اهالی كوفه باشی. او گفت: نه. حضرت فرمود: پس از كجایی؟ او گفت: از حوالی كوفه فدایت گردم. حضرت فرمود: تو در رابطه با قبر جدّ مظلومم حسین علیه السلام چگونهای؟ او گفت: من به قبر ایشان نزدیك هستم. حضرت فرمود: چگونه است به زیارت قبر رفتن تو؟ او گفت: من به دیدار قبر میروم و فراوان هم میروم.حضرت فرمود: ای پیرمرد! آن خونی است كه خداوند پیگیری آن را میكند (در پی آن خون است) نه در گذشته و نه در آینده فرزندان فاطمه مصیبتی چون مصیبت حسین را ندیده و نمیبینند و امام حسین علیه السلام همراه با هفده نفر از خانوادهاش دوستیشان را برای خدا خالص كردند و در كنار خدا صبر نمودند. خداوند به آنان بهترین پاداش صابران را بدهد.چون روز قیامت شود، پیامبر خدا میآید در حالی كه حسین همراه اوست و دست پیامبر بر سر حسین است و از سر امام حسینعلیه السلام خون میچكد. حضرت میگوید: پروردگار من! از امّتم بپرس برای چه فرزندم را كشتند.و حضرت فرمود: هر بیتابی و گریهای ناپسند است، جز بیتابی و گریه بر امام حسین علیه السلام.خدایا ما را از كسانی قرار بده كه با معرفت در شهادت سالار شهیدان جزع و بیتابی كنیم.پروردگارا! به ما توفیق ده تا در ركاب مولایمان حضرت مهدی ارواحنا فداه انتقام خون سالار شهیدان را بگیریم و در كنار ایشان برای حاكمیت دین و عدل بكوشیم.بأبی أنت واُمّی لقد عظم مصابی بك فأسئل اللَّه الذی أكرم مقامك وأكرمنی بك أن یرزقنی طلب ثارك مع إمام منصور من أهل بیت محمّد صلی الله علیه وآله.
پاورقی
[1] المزار الكبیر، ص 501.
[2] ر. ك: روایت مسمع كردین از امام صادقعلیه السلام و روایت بكر بن محمّد ازدی (بحارالأنوار، ج 44، ص 283 و 289).
[3] ر. ك: روایت ابن مسرور از امام رضاعلیه السلام (بحارالأنوار، ج 44، ص 283).
[4] بحارالأنوار، ج 45، ص 148.
[5] الموضوعات فی الآثار والأخبار، ص 170.
[6] همان، ص 173.
[7] بحارالأنوار، ج 44، ص 293، پاورقی.
[8] روح مجرّد، ص 91.
[9] إقبال الأعمال، ص 583. [
[10] بحارالأنوار، ج 44، ص 280.
[11] همان، ص 291.
[12] همان، ص 280.
[13] همان، ص 292.
[14] همان، ج 45، ص 149.
[15] بحارالأنوار، ج 45، ص 218.
[16] همان، ص 313، ح 14.
13. عزادار حقیقی