- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- بودجه عزاداری 7
- نوحه خوانی سنّتی 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- مجالس حسینی 20
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- گریه و اندوه مطلوب 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- پی نوشتها 33
- مشخصات كتاب 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- سابقه گریه 62
- دین و عزاداری 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- توضیح 98
- مرثیهسرایی 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مقدمه 177
- مشخصات كتاب 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- ادله و انواع مخالفان 181
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- اشاره 295
- وجوب محبّت 295
- توضیح 295
- ب) صفا و مروه 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- اشاره 298
- ج) فدیه 299
- د) رمی جمرات 299
- اشاره 307
- اشكال اوّل 307
- پاسخ 307
- اشكال دوم 307
- پاسخ 307
- اشكال سوم 308
- پاسخ 308
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- توضیح 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- روان شناسی عزاداری 322
- توضیح 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- الف - روایات شیعه 327
- توضیح 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- پیشگفتار 338
- مقدمه 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- عزاداری چیست 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- اشاره 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- پیشنهادات عملی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- مشخصات كتاب 343
- چكیده 343
- عزاداری در ادب فارسی 344
- نتایج عزاداری 344
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- مقدمه 344
- تاریخچه عزاداری 344
- مشخصات كتاب 345
- پاورقی 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- قرآن كریم 354
- زیارت عاشورا 354
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- جامعه كبیره 355
- اشاره 355
- مصیبت اعظم 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- حیات انسانی یا فطری 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- اشاره 356
- اشاره 356
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- متخصص كیست؟ 357
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- اصل اصالت تخصص 357
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری
دینداری بدون ارتباط با راهنمایی متخصص و معصوم و سودای هدایت و نجات، خیالی بیش نیست. دینداری بدون معصوم، مثل آموزش بودن معلم و نیز بهداشت و درمان بدون پزشك است. برای [ صفحه 46] اینكه درك بهتری از معنای مصیبت اعظم داشته باشیم، میبایست رابطه بین دین با رهبر معصوم و دینشناس و نیز رابطه بین رهبر معصوم و سایر انسانها روشن شود.
اصل اصالت تخصص
از سطر چهاردهم این صفحه تا پایان صفحه 62 از كتاب آشتی با امام زمان علیهالسلام نقل شده است.این اصل كه یك اصل فطری و عقلی است به ما میگوید: انسان در برخورد با هر مجموعه یا دستگاه نظاممند و در چهار مرحلهی تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی، در درجه اول به راهنمایی سازنده و در درجه دوم به متخصص نیازمند است. بدیهی است كه هر چه پیچیدگی و حساسیت آن مجموعه یا دستگاه بیشتر باشد، نیاز ما به سازنده و متخصص بیشتر است.اصل اساس و فطری پذیرفته شده در بین همهی انسانها، تبعیت محض و بیچون و چرا از متخصص در هر كاری است. همهی انسانها فطرتا و عقلا به این قانون الهی مجهز هستند كه در هر كاری كه خود دربارهی آن، آگاهی و تخصص ندارند، به سراغ متخصص آن كار میروند، در درمان بیماریها به متخصص بلكه بالاترین متخصصص ویژهی آن بیماری میروند. در تعمیر دستگاهها و اصلاح خرابیها به سراغ متخصصترین كسی كه از آن دستكاه آگاهی دارد؛ یعنی سازندهی آن میروند و.... انسان حاضر نیست، در هیچ زمینهای به سراغ غیرسازنده و متخصص اصلی در هر كاری و چیزی برود و اگر تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل تشخیص غلط متخصص یا تبلیغات دروغین یا سهلانگاری در شناخت متخصص به سراغ غیرمتخصص رفت و بعد متوجه چنین اشتباهی شد، فورا او را رها میكند و به سراغ متخصص اصلی و حقیقی میرود. اگر با وجود چنین اصل عقلی و نیز امكان شناخت متخصص اصلی در شناخت و یافتن او كوتاهی كند یا پس از شناختنش، از او سرپیچی نماید، این كار نزد همهی انسانها كاری احمقانه و خیانت آشكار و عمدی به خود تلقی میشود، زیرا با چنین كاری انسان خود را از راه و روش درست و حق محروم كرده، راه غلط را كه هرگز به مقصد نمیرسد و نمیرساند، [ صفحه 47] انتخاب كرده است. چنین كسی حتی نزد خودش نیز محكوم است و اگر از او سؤال شود كه چرا متخصص و اهل فن را رها كرده و به سراغ غیر آن رفته، هیچ جوابی برای خودش و سؤال كننده نیز ندارد.لزوم پیروی از متخصصین كه اصلی عقلی و ثابت است، در مورد مهمترین حركت و عمل انسان یعنی حركت به سوی ابدیت و كمال لایق انسانی و تأمین سعادت دنیایی و ابدی او نیز جریان دارد، مهمترین حركت انسان تابع همان اصل عقلی است و در قیامت خداوند ما را با همین اصل محاكمه خواهد كرد، به ویژه كه این حركت، یعنی تأمین سعادت دنیا و آخرت نیاز به بیشتر ین حجم اطلاعات تخصصی یعنی اطلاعات هفت گانه [38] دارد كه در دست هیچ یك از افراد انسان - به غیر از كسانی كه آن اطلاعات را مستقیما از خداوند فراگرفتهاند و خداوند، شخصا آنها را تأیید و معرفی كرده - نیست. هیچ یك از كارهای انسان از اول خلقت تا روز قیامت به اندازه حركت او به سوی كمال لایق و تأمین سعادت دنیا و آخرت، این گونه نیاز به اطلاعات تخصصی ندارد. بنایراین كوتاهی در شناخت متخصص و راه حقیقی موجب هلاكت و بدبختی انسان خواهد بود و پیمودن هر راهی غیر از راهی كه خداوند، خالق انسان و جهان به دست رهبران معصوم و متخصص نشان میدهد، باطل و مبتنی بر جهل و به دور از تخصصهای هفت گانهی لازم است، لذا راهی پوچ و باطل و آیین جاهلی است.به همین علت است كه قرآن كریم هر نوع آیین و روشی را غیر از آیینی كه خداوند برای بشر معین كرده است، آیین باطل و جاهلی معرفی میكند:(افحكم الجاهلیة یبغون و من احسن من الله حكما [39] - آیا مردم به دنبال آیین جاهلیت هستند و كدام حكم از حكم خدا بهتر است.»همچنین تنها هدایت و آیین خدایی را مناسب و لایق مقام انسانیت میداند:(قل ان هدی الله هو الهدی [40] - بگو فقط هدایت خدا، هدایت حقیقی است.)بنابراین جز خداوند هیچ كس نمیتواند این موجود باعظمت را به راه سعادت هدایت نماید. [ صفحه 48]
متخصص كیست؟
حال باید كه خداوند چگونه انسان را هدایت نموده و اطلاعات مربوط به پیمودن مسیر دنیا تا آخرت (ابدیت) را در اختیار وی قرار داده است؟ خداوند بزرگ و مهربان هدایت خود را از طریق انسانهای برگزیدهای كه دارای عمل الهی لازم برای هدایت بشر و نیز عصمت هستند، انجام داده است. علم و عمصت همان دو چیزی است كه همهی این انسانهای برگزیده بدان نیازمندند و عقل نیز ضرورت آن دو را حكم میكند، زیرا از طرفی وجود انسان بسیار پیچیده، حساس و باعظمت است كه نزدیك شدن به آن و دستكاری كردن آن و تعیین بایدها و نبایدها برای آن، نیاز به تخصص و علم الهی دارد و از طرف دیگر در رساندن این علم به سایر انسانها و به دست گرفتن جریان هدایت مردم نباید هیچ گونه خطا و لغزشی صورت گیرد كه در صورت وقوع هر گونه خطا و لغزش جریان هدایت مختل میشود.پس در حقیقت هدایت انسان فقط و فقط به دست خداوند است و معصومین علیهمالسلام مجرای این هدایت میباشند. از آنجا كه فقط هدایت الهی، هدایت حقیقی است، وقتی این جریان به دست رهبران الهی سپرده میشود تا به عنوان مظاهر خداوند با مردم تماس مستقیم داشته باشند، علم و توانایی آنها باید به گونهای باشد كه مردم یقین كنند كه این هدایت، هدایت خداوند است تا با جان و دل خود را به رهبران الهی بسپارند و بدون هیچ گونه چون و چرایی آنها را اطاعت كنند، لذا رهبران الهی باید به معدن علم خداوند متصل باشند و از مقام عصمت نیز برخوردار باشند تا هیچ گونه اشتباه و خطایی در مسیر هدایت مردم پیش نیاید.همانطور كه قبلا گفته شد، با توجه به اینكه انسان دارای اختیار است و راه خود را با خواست و اختیار خود انتخاب و طی میكند. آنچه بر خداوند است، این است كه فقط راه را به انسان ارائه كند و تواناییهای لازم برای پیمودن آن را، به انسان عطا كند. خداوند برای این منظور اموری را ترتیب داده است كه عبارتند از:1. علاوه بر اینكه انسان را حامل روح خود قرار داده كه همان روح، انسان را به طرف مبدأ و اصل خود، سوق میدهد، قدرت تشخیص حق و باطل و خوب و بد را نیز به او عطا كرده است تا با این نور الهی آنچه را كه در مسیر سعادت برای او مانع و خطر است، بشناسد و از گرفتاری در آن، ایمن باشد. آنچه را كه مطابق سعادت او است، بشناسد و به آن، پیوند برقرار كند. قرآن كریم در اینباره میفرماید:(و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها» [41] قسم به نفس انسان و آنكه او را به حد كمال بیافرید و به او شر و خیرش را الهام كرد.)2. فرستادن كتاب آسمانی و آیین حق كه منطبق با ساختار وجودی انسان و فطرت او است تا انسان بتواند به راحتی آن را بپذیرد و به سهولت مسیر هدایت را طی كند. [ صفحه 49] 3. تعیین رهبران الهی معصوم كه متصل به منبع علم الهی و متخلق به اخلاق الهی و تربیت شدهی خداوند هستند تا به طور مستقیم در بین مردم باشند و آنها را هدایت كنند.با توجه به آنچه كه دربارهی عظمت انسان و بزرگی و حساسیت سیر بازگشت او به سوی ابدیت و خداوند و پیچیدگی ابعاد او به عنوان بزرگترین و كاملترین مخلوق خداوند و نیز ضرورت تخصصهای هفتگانه برای هدایت او به سوی سعادت حقیقی و كمال لایقش گفته شد، نتیجه میگیریم كه این حق مسلم انسان بر خداوند است كه برای او رهبری متخصص و معصوم و آیینی قابل اعتماد تعیین و معرفی كند تا جریان هدایت او تضمین شده باشد و بتواند خود را به اهداف وجودی خود و كمال و سعادت مطلوبش برساند. نبودن رهبران متخصص و معصوم و نبودن دینی قابل اعتماد و شفاف خلاف حكمت خداوند و خلاف هدف خلقت انسان است؛ یعنی بدون وجود رهبر و دین قابل اعتماد، نظام خلقت انسان پوچ و بیهوده است و خداوند از چنن خلقتی و چنین كاری منزه و مبراست. با توجه به این حق مسلم انسان، خداوند در تمام تاریخ حیات او بر روی زمین، همیشه رهبرانی معصوم و متخصص در اختیار او قرار داده است تا هیچ كس حجتی بر خدا نداشته باشد.قرآن دربارهی این حقیقت كه هر انسان و قومی نیاز به راهنمای لایق دارد و این نیاز را فقط و فقط باید خداوند تأمین كند، چنین میفرماید:(انما انت منذر و لكل قوم هاد [42] - همانا تو فقط بیمدهندهای و برای هر مردمی رهبری است.)(رسول الله المنذر و لكل زمان منا هاد یهدیهم الی ما جاء به نبی الله ثم الهداة من بعده علی ثم الاوصیاء واحد و بعد واحد [43] - رسول خدا صلی الله علیه و آله بیمدهنده است و در هر دورانی از ما رهبری است كه مردم را بر آنچه كه پیامبر خدا آورده رهبری كند، سپس رهبران پس از وی، علی علیهالسلام و اوصیای پس از او هستند یكی پس از دیگری).اما علت اینكه رهبر را با لفظ «منذر» به معنای ترساننده و بیمدهنده معرفی میكند، این است كه مردم را به خطر پیروی نكردن از آیین خدا كه مبتنی بر شناخت انسان و جهان است و تنها راه سعادت انسان است و همچنین به خطر پیروی نكردن از رهبر متخصص و معصوم هشدار دهد. [ صفحه 50]
چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟
بدون شناخت اهل بیت علیهمالسلام امكان برقراری یك ارتباط صحیح بین ما و آنها وجود ندارد و بدون برقراری یك ارتباط صحیح هرگز نمیتوان راه راست و طریق خوشبختی را كه باید مبتنی بر تخصصهای هفتگانه باشد، پیمود.امكان ندارد كه كسی اهل بیت علیهمالسلام را به طور صحیح بشناسد و برای خود رهبر و الگوی دیگری انتخاب كند. اگر میبینیم انسانهای زیادی در اطراف ما هنوز موفق به برقراری یك ارتباط زنده با اهل بیت علیهمالسلام نشدهاند، به علت آن است كه شناخت صحیحی از اهل بیت علیهمالسلام و فرهنگشان ندارند. حضرت رضا علیهالسلام میفرمایند:«ان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا [44] - اگر مردم حسن كلام ما را بدانند حتما از ما تبعیت میكنند.»و به همین علت در پیدا كردن الگو و روش زندگی دچار بحران و آشفتگی زیادی هستند و دائما بین شخصیتهای مختلف، با عناوین مختلف كه همگی آنها نسبت به انسان و ابعاد وجودیاش جاهل هستند، در تردید میباشند. گاهی فلان نویسنده را الگو قرار میدهند و گاهی فلان ورزشكار را و گاهی فلان هنرپیشه را و گاهی فلان شخصیت خارجی را و گاهی فلان فلسوف را و... و در نهایت وقتی به خود میآیند، میبینند كه عمر عزیز و شریف خود را كه باید در روز قیامت نسبت به لحظه لحظهاش پاسخگو باشند، در سراب رفت و آمد بین الگوهای قلابی و موقت تلف كردهاند؛ بدون اینكه به چیزی قابل اعتنا و خوشبختی ماندگار و حقیقی رسیده باشند. در این جاست كه دچار غم كشنده و جانكاهی میشوند كه شاید هیچ گاه تمام نشود، چرا كه بزرگترین و باارزشترین سرمایهی زندگی یعنی عمر، جوانی و نشاط خود را به پای معشوقها و الگوهای قلابی ریخته و هدر دادهاند.بنابراین، به شناخت معصومین نیاز داریم، چون ذاتا به رهبر و الگوی معصوم نیازمندیم. شأن انسان به قدری بالا و باارزش است كه خداوند برای هدایت او به كمتر از معصوم راضی نیست و هر كس خود را به كمتر از معصوم بسپارد، در حق خود جفا و خیانت بزرگی كرده است و هر كس به دیگری رهبر و الگویی غیر معصوم نشان دهد، هم به خود و هم به او جفا و خیانت بزرگی كرده است.پس به شناخت معصوم نیاز داریم، چون كمتر از آن، لایق ما نیست.به شناخت معصوم نیاز داریم، چون نمیخواهیم و نباید عمر خود را تلف كنیم و از [ صفحه 51] سردرگمی و بحران بیزاریم. بنابراین مهمتربن وظیفه ما قبل از هر چیز شناخت رهبران الهی و امامان هدایت و به خصوص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است كه بدون پیوند با او وامانده و درمانده از راه و گمشده و حیرانیم و بدون پیوند با او كارها و زحمات ما بینتیجه و عقیم است. چنانكه در زیارت ایشان به محضرش چنین عرض میكنیم:«السلام علیك یا سبیل الله الذی من سلك غیره هلك [45] - سلام بر تو ای راه خدا كه هر كس غیر از آن را پیمود، هلاك شد.»خداوند تبارك و تعالی برای اینكه انسانها به زحمت و سختی نیفتند و راه سعادت را به راحتی و سلامت طی كنند، آنها را به پیروی از معصومین علیهمالسلام امر فرموده است، و نیز از اینكه به جای معصومین علیهمالسلام كه تنها رهبران متخصص در امر هدایت تا بینهایت هستند، كسان دیگری را كه هیچ گونه تخصص و تسلطی نسبت به راه بسیار باعظمت انسانیت ندارند، انتخاب كنند، برحذر داشته و میفرمایند:(اتقوا الله و كونوا مع الصادقین [46] - از خداوند بترسید و با راستگویان باشید.»از حضرت باقر علیهالسلام دربارهی این آیه سؤال كردند، فرمودند: «مقصود ما هستیم». [47] .ذكر عبارت «از خدا بترسید» قبل از دستور به همراهی با راستگویان از معنای خاصی برخوردار است. این عبارت تهدیدی از خداوند است در مورد اینكه اگر مردم از همراهی و سپردن خود به امامان حق و الهی سرباز زنند، از مسیر حقیقی سعادت منحرف و به فساد و تباهی كشیده شده، در نهات به عذاب دچار میشوند.عذابی كه خود فراهم كردهاند یعنی عذاب نرسیدن به كمالات لایق وجودی و محروم كردن خود از آنچه مورد نیاز است و برای خوشبختی ضروری و لازم است.امام باقر علیهالسلام میفرمایند:«قال الله تبارك و تعالی: لاعذبن كل رعیة فی الاسلام دانت بولایة كل امام جائر لیس من الله و ان كانت الرعیة فی اعمالها برة تقیة و لاعفون عن كل رعیة فی الاسلام دانت بولایة كل امام عادل من الله و ان كانت الرعیة فی انفسها ظالمة [ صفحه 52] مسیئة [48] - خدای تبارك و تعالی فرموده است: هر آینه عذاب میكنم هر رعیتی را كه در اسلام با پیروی از امام ستمگری كه از جانب خدا نیست، دینداری كند، اگر چه آن رعیت نسبت به اعمال خود نیكوكار و پرهیزگار باشد و هر آینه درمیگذرم از هر رعیتی كه در اسلام با پیروی از امام عادل از جانب خدا دینداری كند، اگر چه آن رعیت نسبت به خود ستمگر و بدكردار باشد.»با توضیح امام باقر علیهالسلام معنای عبارت «بترسید از خدا» قبل از دستور به همراهی با امامان راستگو و كسب دستور از ایشان روشنتر شد. با این توضیحات معلوم شد كه مهمترین چیز در تأمین سعادت دنیا و آخرت داشتن یك رهبر الهی متخصص و یك الگوی كامل و معصوم است، به طوری كه اگر از این الگو محروم باشیم، هر قدر هم كه تلاش كنیم تا كارهای خوب و خیر انجام دهیم، به نتیجه نمیرسیم، ولی با وجود الگوی معصوم حتما به نتیجه میرسیم، اگر چه در كارهایمان اشتباهاتی هم وجود داشته باشد.قرآن كریم میفرماید:«و من اضل ممن اتبع هواه بغیر هدی من الله [49] - و چه كسی گمراهتر از آنكه پیرو امیال نفسانی خود بوده و بدون راهنمایی الهی باشد.»پس انسانها یا تابع تخصص و علم و راهنمایی خداوند هستند كه در این صورت هدایت یافته و خوشبخت خواهند بود، یا تابع هوای نفس و بدون بهرهمندی از راهنمایی الهی هستند كه در این صورت گمراه و بدبخت خواهند بود.امام كاظم علیهالسلام درباره این آیه میفرمایند:«من اتخذ دینه رأیه بغیر امام من أئمة الهدی [50] گمراهتر از همه كسی است كه بدون امام از ائمهی راهنما، دین خود را با رأی و نظر خود بگیرد.»امام باقر علیهالسلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:«هر كه خواهد مانند پیغمبران زندگی كند و مانند شهیدان بمیرد و در بهشتی كه خدای رحمان آفریده، ساكن شود، باید از علی پیروی كند و با دوست او دوستی كند و به امامان پس از وی اقتدا كند، زیرا ایشان عترت من هستند و از طینت من [ صفحه 53] آفریده شدهاند. خدایا فهم و علم مرا به ایشان روزی كن. وای بر كسانی از امت من كه مخالف ایشان باشند. خدایا شفاعت مرا به آنها مرسان.» [51] .همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله از قول خدای تبارك و تعالی میفرمایند:«حجت من بر اشقیای امت تو كامل و تمام است؛ همانهایی كه ولایت علی را ترك گفته و با دشنمانش دوستی نموده، فضیلت او و اوصیای بعد از او را انكار كردند، زیرا فضیلت تو فضیلت ایشان است و اطاعت تو اطاعت ایشان و حق تو حق ایشان و نافرمانی تو نافرمانی ایشان. آنها امامان راهبر بعد از تو هستند، روح تو در كالبد ایشان است و روح تو همان است كه از طرف پرورگارت در تو دمیده شده و ایشان عترت تو میباشند و از طینت و گوشت و خون تو سرشته شدهاند خدای عزوجل سنت و روش تو و پیغمبران پیش از تو را در ایشان جاری داشته، ایشان پس از تو خزانهدار علم من هستند. اینها حقی است بر من. ایشان را برگزیدم و انتخاب كردم و پاك ساختم و پسندیدم. هر كه ایشان را دوست دارد و از آنها پیروی كند و به فضیلت آنها معترف باشد، نجات یافته است. همانا جبرئیل علیهالسلام نام ایشان و نام پدرانشان و دوستانشان و معترفین به فضیلت ایشان را برای من آورده است.» [52] .امام باقر علیهالسلام از قول پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرمایند:«همانا نسیم رحمت و آسودگی و پیروزی و كمك و كامیابی و بركت و بزرگواری و آمرزش و ایمنی و توانگری و مژده و روضان و تقرب و یاری و توانایی و امید و دوستی خدای عزوجل، برای كسی است كه علی را دوست بدارد و اطاعتش كند و از دشمنش بیزاری جوید و به فضیلت او و جانشینانش معترف باشد، بر من است كه ایشان را در شفاعتم درآورم و بر پروردگار من است كه شفاعت مرا نسبت به ایشان بپذیرد، زیرا آنها پیرو من هستند و هر كه از من پیروی كند، از من است.» [53] .(هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذكر اولوا الالباب [54] - آیا [ صفحه 54] كسانی كه میدانند با كسانی كه نمیدانند برابرند. تنها خردمندان متذكر میشوند.)امام باقر علیهالسلام درباره این آیه شریفه فرمودند:«انما نحن الذین یعلمون و الذین لا یعلمون عدونا و شیعتنا و اولوا الالباب [55] - تنها ما هستیم كسانی كه میدانند و آنها كه نمیدانند دشمنان مایند و شیعیان ما خردمندانند.»آری خردمند یعنی كسی كه در هیچ كاری به غیر متخصص مراجعه نمیكند. شیعیان به این دلیل خردمند هستند كه خود را به كمتر از معصوم علیهالسلام نمیسپارند و كمتر از معصوم علیهالسلام را به رهبری و الگو بودن نمیپذیرند. خردمند یعنی كسی كه قدر خود و عمر و جوانی را میداند و حاضر نیست، موش آزمایشگاهی مدعیان علم و هدایت انسان باشد و خود را به كسانی بسپارد كه بدون اینكه لیاقت و آگاهی داشته باشند، تحت فشار شهوت و قدرت، ادعای رهبری جوامع انسانی را دارند.تاریخ خونین شیعه، نشان میدهد كه در طول تاریخ، شیعیان هرگز ولایت طاغوتها را پذیرا نبودهاند.
معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند
(... و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم... [56] - و جز خدا و راسخان در علم، تأویل قرآن را نمیدانند.)امام صادق علیهالسلام دربارهی این آیه میفرمایند:«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله [57] - ماییم راسخان در علم و ما تأویل قرآن را میدانیم».