- مقدّمه 1
- آتش عشقِ حسینی 3
- عاشورا ، روز غم 4
- دیده های خندان 5
- محرّم ، ماه سوگواری 5
- سالگرد سوگ حسین علیه السّلام 6
- بودجه عزاداری 7
- نوحه خوانی سنّتی 7
- پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السّلام 8
- سرودن برای اهل بیت علیهم السّلام 9
- شعر خوانی در ایّام عزا 10
- اصحاب مدح و مرثیه 10
- مرثیه ، نصرت اهل بیت علیهم السّلام 11
- كُشته اشك 12
- یك قطره اشك 13
- به یاد فرزندان فاطمه علیها السّلام 14
- بهشت ، پاداش عزاداری 14
- سوگواری در خانه ها 15
- اشك علی علیه السّلام در سوگ شهدای كربلا 16
- بیست سال گریه 17
- اشك ، حجاب دوزخ 17
- ادب سوگواری 18
- چشمهای اشكبار 19
- احیاء خط اهل بیت علیهم السّلام 20
- مجالس حسینی 20
- اشكهای ارزشمند 21
- دلهای سوخته 22
- گریه برمظلومیّت شیعه 23
- ثواب بی حساب 23
- كوثر و اشك 24
- گریه آسمان 25
- پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و گریه بر شهید 26
- گریه و اندوه مطلوب 26
- نَفَسهای تسبیح 27
- فرشتگان سوگوار 28
- گریه بر حسین علیه السّلام 29
- مجالسی به یاد اَئمّه علیهم السّلام 30
- آثار گریستن بر حسین علیه السّلام 30
- اشگ و آمرزش گناه 31
- همدلی با عترت 32
- مشخصات كتاب 33
- پی نوشتها 33
- مقدمه 34
- چكیده 37
- واژگان كلیدی: 37
- فصل اول؛ تعریف ماهیت عزاداری 38
- فصل دوم فلسفهی عزاداری (چرا باید عزاداری كرد)؟ 41
- فصل سوم ثمرات عزاداری 46
- فصل چهارم عزاداری از دیدگاه روایات 49
- منابع و مآخذ 57
- پینوشت 58
- مشخصات كتاب 59
- ضرورت برگزاری مجالس حسینی 60
- چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟ 60
- مقدمه 60
- گریه بر امام حسین و عاشوراییان 62
- سابقه گریه 62
- لیاقت گریه و سوگواری 62
- دین و عزاداری 62
- گریه و سوگواری قبل از شهادت 63
- گریه پیامبر 63
- گریه بر امام حسین قبل از تولد 63
- گریه امام علی 63
- گریه آدم 63
- گریه و سوگواری بعد از شهادت 64
- نتیجه گیری 65
- مشخصات كتاب 65
- پیشگفتار 67
- برپایی شعائر دینی 68
- عزاداری 78
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 84
- برپایی عزاداری در راستای وحدت 91
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 91
- سینهزنی در سوگ امام حسینعلیه السلام 92
- لباس مشكی پوشیدن 97
- مرثیهسرایی 98
- توضیح 98
- مرثیهسرایی در سوگ اولیای الهی 99
- اشاره 100
- مرثیهسرایی در سوگ امام حسینعلیه السلام 100
- توضیح 104
- ادله جواز و رجحان مرثیهسرایی به شعر 105
- اشاره 105
- مرثیهسرایی به شعر در سوگ امام حسینعلیه السلام 120
- گریستن 131
- گریه در سوگ اولیای الهی از دیدگاه عقل 136
- گریه در سوگ اولیا از دیدگاه تاریخ 137
- گریستن در سوگ امام حسینعلیه السلام 145
- بررسی ادله مخالفین 149
- جزع در سوگ امام حسینعلیه السلام 153
- تباكی در سوگ اولیای الهی 155
- روانشناسی گریستن 156
- اشاره 157
- واقعه عاشورا در اندیشه اهل سنت 165
- واقعه عاشورا در اندیشه مسیحیان 169
- پی نوشت ها 176
- مشخصات كتاب 177
- مقدمه 177
- نقش عزاداری در بازسازی قیام عاشورا و آثار آن در زمینههای گوناگون 178
- مشخصات كتاب 179
- نتیجه 179
- چكیده 180
- حكم كلی گریه و عزاداری 181
- ادله و انواع مخالفان 181
- عزاداری از مصداقهای شعائر 181
- پاورقی 182
- مشخصات كتاب 183
- كلمة الاستاذ 184
- سخن استاد 186
- سرآغاز 188
- فصل اول: ماهیت شعائر/ 19 189
- اشاره 194
- انحصار واضع در شارع نیست … ص: 30 195
- برخی از شعائر را خود شارع وضع میكند، و این به معنی … ص: 30 195
- فصل دوم: مشروعیت شعائر نو ظهور 198
- فصل سوم: پاسخ به اعتراضات 208
- اشاره 213
- فرق خرافه با تخیّل و توهم … ص: 62 213
- خرافه و شعائر در دو جهت متقابل … ص: 64 215
- عَلَم و پرچم و كتیبه و … ص: 65 215
- تخیّل در نقل مصیبت … ص: 66 216
- اشاره 219
- اقسام استهزاء … ص: 71 220
- خطر تاثیر اهانت و استهزاء بر عقل اجتماعی … ص: 74 222
- دایرههای مختلف شعائر … ص: 77 224
- حفظ هویّت داخلی مومنان در گرو تعظیم شعائر ایمانی … ص: 85 227
- وهن مذهب یا نابودی مذهب؟ … ص: 86 228
- مطلب نخست: تحمّل ضرر در مسیر كسب فضائل … ص: 91 230
- اشاره 230
- مطلب دوم: شعائر حسینی مهمتر از ضرر شخصی … ص: 96 234
- مطلب سوم: كدامین ضرر؟ … ص: 105 240
- ضرر دنیوی و نفع اخروی … ص: 105 240
- منافع دنیوی و اخروی بیشمار شعائر حسینی مانع از تحقّق ضرر در آن است … ص: 107 242
- شعائر حسینی برای از خود گذشتناست نهخود را حفظ كردن … ص: 109 243
- همانند نیكان باش … ص: 111 244
- فهرستها/ 113 245
- مشخصات كتاب 281
- مقدمه ناشر 282
- برپایی شعائر دینی 283
- الف - آیات شعائر 285
- توضیح 285
- ب - آیات مشابه 286
- پاسخ 289
- اشاره 289
- پاسخ 290
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 291
- پاسخ 292
- پاسخ 292
- پاسخ 293
- برپایی مراسم جشن 294
- توضیح 295
- وجوب محبّت 295
- اشاره 295
- اشاره 298
- ب) صفا و مروه 298
- الف) مقام ابراهیمعلیه السلام 298
- د) رمی جمرات 299
- ج) فدیه 299
- اشكال اوّل 307
- پاسخ 307
- پاسخ 307
- اشاره 307
- اشكال دوم 307
- پاسخ 308
- اشكال چهارم 308
- پاسخ 308
- اشكال سوم 308
- پاسخ 309
- اشكال پنجم 309
- پاسخ 310
- اشكال ششم 310
- عزاداری از دیدگاه عقل 311
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 314
- اشاره 314
- توضیح 314
- كسانی كه محبّت آنها واجب است 314
- اهلبیت كیانند؟ 315
- دوستی اهل بیت در قرآن كریم 316
- دوستی اهلبیتعلیهم السلام در روایات 317
- ادلّه خاص 319
- جلوههای حبّ در زندگی انسان 320
- توضیح 322
- روان شناسی عزاداری 322
- حكم حضور در عزای اولیای الهی 326
- الف - روایات شیعه 327
- توضیح 327
- ب - روایات اهل سنت 328
- اشاره 330
- الف - روایات عامه 330
- پاسخ 331
- ب - روایات اهل بیتعلیهم السلام 331
- لباس مشكی پوشیدن 332
- پاسخ 332
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمكران 334
- سلسله كتابهای پیرامون وهابیت 335
- پی نوشت ها 336
- مشخصات كتاب 337
- هیجانهای روانی ناشی از عزاداری 338
- مقدمه 338
- عزاداری چیست 338
- مراسم عزاداری یك گروه اجتماعی 338
- پیشگفتار 338
- مراسم عزاداری از دیدگاه متون دینی 339
- آسیبشناسی مراسم عزاداری 339
- پاورقی 339
- مشخصات كتاب 340
- تاریخچه شكل گیری مجالس عزاداری 340
- مقدمه 340
- گفتاری از مصلحان معاصر در باب اصلاح عزاداریها 340
- ابعاد عاطفی 341
- نقش گریه در تحریك احساسات 341
- فلسفه عزاداری 341
- اشاره 341
- اشاره 341
- پاورقی 342
- پیشنهادات عملی 342
- چگونگی برگزاری عزاداریها و مشكلات آنها 342
- مشخصات كتاب 343
- چكیده 343
- عزاداری در ادب فارسی 344
- ابعاد سیاسی عزاداری 344
- نتایج عزاداری 344
- تاریخچه عزاداری 344
- مقدمه 344
- مشخصات كتاب 345
- پاورقی 345
- چكیده 346
- پاورقی 347
- مشخصات كتاب 348
- پیشگفتار 350
- مراتب عزاداری و عزاداران 351
- زیارت عاشورا 354
- قرآن كریم 354
- شناخت معصومین و انواع مصائب آنها 354
- اشاره 355
- اشاره 355
- زیارت ناحیه مقدسه 355
- جامعه كبیره 355
- حیات انسانی یا فطری 356
- مصیبت اعظم 356
- حیات طبیعی، كه شامل مراحل چهارگانه ذیل است 356
- جایگاه دین در حیات بشری 356
- اشاره 356
- اشاره 356
- چرا به شناخت اهل بیت نیازمندیم؟ 357
- معصومین راسخان در علم و عالمان به تأویل كتاب خدا هستند 357
- جایگاه رهبر متخصص و معصوم در حیات بشری 357
- اصل اصالت تخصص 357
- متخصص كیست؟ 357
- اهل بیت پدران حقیقی ما هستند 358
- سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است 358
- رابطه وجودی ما و اهل بیت 358
- معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند 358
- فطری بودن دین و روح تشیع 358
- اهل بیت بزرگترین خویشاوند ما هستند 359
سینه معصومین جایگاه حقیقت قرآنی است
(بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم... [58] - بلكه قرآن آیههایی است روشن، در سینهی كسانی كه به آنها علم دادهاند.» [ صفحه 55] امام باقر علیهالسلام این آیه را تلاوت فرموده و با دست به سینهی خود، اشاره فرمودند [59] و امام صادق علیهالسلام دربارهی كسانی كه علم به آنها داده شده، در این آیه فرمودند:«هم الأئمة خاصة [60] آنها تنها ائمة هستند».امام باقر علیهالسلام در عظمت و شأن علمی معصومین علیهمالسلام چنین فرمودند:«اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است و تنها یك حرف آن نزد آصف بود، آصف آن یك حرف را گفت و زمین میان او و تخت بلقیس را درهم نوردید تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمین به حالت اول بازگشت و این عمل در كمتر از یك چشم به هم زدن انجام شد و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داریم و یك حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب برای خود مخصوص ساخته است.». [61] .
معصومین نعمت ظاهر و باطن خداوند هستند
قرآن كریم دربارهی نعمتهای خداوند چنین میفرماید:(و اسبغ علیكم نعمه ظاهرة و باطنة [62] - خداوند نعمتهای ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان نمود.)«قال سألت سیدی موسی بن جعفر علیهماالسلام عن قول الله عزوجل: «و أسبغ علیكم نعمه ظاهرة و باطنة) فقال: النعمة الظاهرة الامام الظاهر و الباطنة الامام الغائب فقلت له: و یكون فی الائمة من یغیب؟ قال: نعم، یغیب عن أبصار الناس شخصه و لا یغیب عن قلوب المؤمنین ذكره و هو الثانی عشر منا [63] - محمد بن زیاد ازدی میگوید: از سید خود امام موسی بن جعفر علیهماالسلام دربارهی فرمایش خدا (و اسبغ علیكم نعمه ظاهرة و باطنة) پرسیدم، امام فرمودند: نعمت ظاهری امام ظاهر و نعمت باطنی امام غایب است و از ایشان پرسیدم: در امامان كسی هست كه [ صفحه 56] غایب شود؟ فرمودند: بله، از چشم مردم شخص او غایب میشود، ولی یاد او از دلهای مردم غایب نمیشود و او دوازدهمین از ما است.»«خدا برای او هر مشكلی را آسان میكند و هر سختی را راحت، برای او همهی گنجهای زمین آشكار و هر امر دوری برای او نزدیك میشود. به وسیلهی او هر ستمگر با عنادی ذلیل و به دست او هر شیطان متمردی هلاك میشود... تا وقتی كه خدا او را ظاهر كند و زمین را به وسیلهی او پر از عدل و داد كند، همانطور كه پر از ظلم و جور شد» [64] .نعمتهای خداوند بیكران است و همان طور كه فرموده است، هیچ كس نمیتواند آنها را شمارش كند. اگر به انسان با همهی ابعاد وجودی او نگاه كنیم و او را همانطور كه خالقش معرفی میكند، یك وجود ممتد از دنیا تا آخرت (ابدیت) ببینیم؛ به گونهای كه سعادت ابدی او در گرو زندگی انسانی و صحیح او در دنیاست و با این نگاه نعمتهایی را كه خداوند به او ارزانی داشته، بررسی كنیم، قطعا بالاترین و مهمترین و بزرگترین نعمت را، داشتن امام و رهبران معصوم علیهمالسلام خواهیم یافت. برای چنین موجودی هیج نعمتی مهمتر و بالاتر از داشتن الگو و رهبری معصوم نیست، بلكه اساسا سایر نعمتها در برابر این نعمت قابل مقایسه و ذكر نیستند. اگر انسان از همهی نعمتهای الهی به جز نعمت ولایت و امامت برخوردار باشد، هرگز روی خوشبختی را چه در دنیا و چه در آخرت نخواهد دید. افسوس كه برخورداران از این نعمت عظیم و بیمانند كمتر قدر آن را میدانند و كمتر شكر آن را به جای میآورند.
رابطه وجودی ما و اهل بیت
با این توضیحات مختصر دربارهی وجود باعظمت معصومین علیهمالسلام تا حدودی نسبت آنها و به خصوص امام زمان علیهالسلام با خداوند روشن شد. حال بهتر میتوانیم نسبت آنها را با خودمان و وظیفهی ما را نسبت به آنها بشناسیم.معلوم شد كه بدون شناخت معصومین علیهمالسلام هرگز نه به سعادت دنیا میرسیم و نه به سعادت آخرت. نیز دانستیم كه آنها اصل و حقیقت ما هستند. رابطه ما با آنها یك رابطه وجودی است. آنها همان روح خداوند هستند كه در همه انسانها پرتو و تجلی دارند و همه [ صفحه 57] ما ذاتا سهمی از وجودمان از سنخ وجود آنها و تابش و تجلی آنها است. در زیارت جامعه كبیره میخوانیم:«ارواحكم فی الارواح و انفسكم فی النفوس - روحهای شما در روحها و جانهای شما در جانهاست».دربارهی رابطهی وجودی ما با معصومین علیهمالسلام چند روایت را ذكر میكنیم؛ امام باقر علیهالسلام میفرمایند:«ان الله خلقنا من اعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا مما خلقنا و خلق ابدانهم من دون ذلك، قلوبهم تهوی الینا، لانها خقلت مما خلقنا [65] - همانا خدا ما را از اعلی علیین آفرید و دلهای شیعیان ما را از آنچه ما را آفریده، آفرید و پیكرهایشان را از درجهی پایینش آفرید. از اینرو دلهای شعیان به ما متوجه است، زیرا از آنچه ما آفریده شدهایم، آفریده شدهاند».امام صادق علیهالسلام میفرمایند.«نزد ما سری از سر خدا و علمی از علم خدا است كه ما را به تبلیغش مأمور فرمود و ما آن را از جانب خدای عزوجل تبلیغ كردیم و برایش محلی و اهلی و پذیرندهای نیافتیم تا آنكه خدا برای پذیرش آن مردمی را از همان طینت و نوری كه محمد و آل و ذریهی او را آفریده بود، خلق كرد و آنها را از فضل و رحمت خود ساخت، چنانكه محمد و ذریهی او را ساخت، پس چون ما آنچه را از جانب خدا به تبلیغش مأمور بودیم، تبلیغ كردیم، آنها پذیرفتند و تحمل كردند و یاد ما به آنها رسید، پس دلهای ایشان به شناسایی و به حدیث ما متوجه گشت، اگر آنها از آن طینت و نور خلق نمیشدند، این چنین نبودند، نه به خدا قسم آن را تحمل نمیكردند» [66] .امام زمان علیهالسلام درباره رابطه وجودی بندگان خدا با اهل بیت علیهمالسلام و نیز اینكه آنها اصل و ریشه مردم هستند چنین میفرمایند: [ صفحه 58] «نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا [67] - ما ساختهشدگان خدا هستیم و خلق ساختهشدهی ما هستند.»
فطری بودن دین و روح تشیع
نكتهی قابل ذكر این است، همانطور كه در گذشته نیز اشاره شد، همهی مردم دارای نفخه و فطرت الهیاند كه همان تجلی محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است؛ یعنی در درونشان چیزی دارند كه با دین محمد صلی الله علیه و آله و آموزههای آل محمد علیهمالسلام سنخیت دارد. خداوند دین خود را فطری معرفی میكند، یعنی همان چیزی كه مردم در ذات و درون خود، حامل آن هستند.(فاقم وجهك للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم و لكن اكثر الناس لا یعلمون [68] - پس روی خود به سوی دین حنیف كن كه مطابق فطرت خدا است، فطرتی كه خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست. این است دین پابرجا، ولی بیشتر مردم نمیدانند.)بنابراین به شهادت و گزارش قرآن كریم، بین ساختار همهی انسانها و دین اسلام كه دین اعتدال و دین خدا است و رهبران آن، چهارده معصوم علیهمالسلام هستند، سنخیت و هماهنگی وجود دارد. هر كس كه به دستور این دین عمل كند، آن نفخهی الهی و فطرت دینپذیر او فعالتر و شكوفاتر میشود؛ یعنی همان تجلی پیامبر و آل ایشان صلی الله علیه و آله كه در درون او است، با فعالتر شدن و شكوفاتر شدن تجلی معصومین علیهمالسلام در درون، شخص به پیامبر و آل ایشان نزدیك میشود، زیرا با اجابت دستورهای دینی سنخیت بیشتری با آنها برقرار میشود. درست به همین دلیل است كه هر كس در هر كجای جهان به شناخت صحیح و دقیقی از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله میرسد (نه اسلامهای آمریكایی و من درآوردی مثل اسلام وهابیت) بسیار سریع محبت پیامبر و آل ایشان در قلب او شكوفا میگردد. نگارنده خود، در برخورد با خارجیهای تازه مسلمان - چه در داخل كشور و چه در سفرهای تبلیغی خارجی - این حقیقت و رخداد را بسیار شاهد بوده است. اگر سنخیتی بین انسانها و پیامبر و آل ایشان صلی الله علیه و آله وجود نداشت، پیدایش چنین محبت و مودتی آن هم با این سرعت محال بود؛ مودت و محبتی كه تا سرحد عشق و جانبازی و شهادتطلبی، انسانهای تازه مسلمان را به پیش میبرد. [ صفحه 59] بنابراین اگر در روایت، قشر خاصی، یعنی شیعیان را گروه انتخاب شده، برای پذیرش آیین و دستورهای اهل بیت علیهمالسلام معرفی مینماید، به این معنا است كه هر انسانی كه روح حقطلبی را در خود تقویت كرده، تعصب را كنار بگذارد، همان روح حقطلب او را به تشیع و مكتب اهل بیت علیهمالسلام میرساند.همه انسانها اهل بیت علیهمالسلام را در وجود خود دارند، فقط باید آن مایهی فطری و آن نفخهی الهی را در خود تقویت كنند تا پیامبر و آل ایشان صلی الله علیه و آله در وجود او بیدار و زنده شوند و پرتو آنها در وجودشان تجلی كند و هر كس این كار را كرد، به تشیع یعنی حاكمیت روح الهی و فطرت بر روح حیوانی و طبیعت میرسد؛ یعنی موفق به تحمل آیین اهل بیت علیهمالسلام و پذیرش ولایت و رهبری آنها میشوند و الگوهای باطل و غیر متخصص را كنار میگذارند و لیاقت ورود به مكتب تخصصی و داشتن الگوهای حق و متخصص را كه مجهز و مسلح به تعلیم مستقیم الهی هستند، پیدا میكنند. پس همهی انسانها با داشتن پرتو اهل بیت علیهمالسلام نفخه و فطرت الهی راه ورودشان به دین حق باز است و اینكه آیا به دین حق وارد میشوند یا نه، بستگی به این دارد كه پس از دریافت اطلاعات لازم از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله تا چه حد تعصب را كنار بگذارند و حقگرایی را پیشهی خود كنند.
اهل بیت پدران حقیقی ما هستند
نسبت آنها به ما از نسبت پدر و مادر به ما بسیار نزدیكتر و شدیدتر و قویتر است. والدین ما اصل و ریشهی جسمانی و بعد حیوانی و مادی و دنیایی ما هستند، در حالی كه آنها اصل ما و حقیقت روح و ذات ما و ریشهی بعد انسانی و الهی و ابدی ما هستند و به همین دلیل پس از خداوند از همه كس حتی والدین و تمام عزیزان ما، در دنیا برای ما عزیزتر و مهمتر هستند. آنها اصل و والدین قدسی و آسمانی ما هستند كه واسطهی عشق ما به خداوند و رسانندهی ما به حق تعالی هستند. معصومین علیهمالسلام كسانیاند كه بدون پیوند با آنها و بدون شروع از آنها پیوند ما و اتصال حقیقی ما با خداوند محال است. چنانكه در زیارت جامعهی كبیره این حقیقت را این گونه میخوانیم:«من اراد الله بدء بكم - هر كسی كه ارادهی رسیدن به خدا را كرد، از شما شروع میكند».آنها صراط مستقیم الهی و باب الله هستد. برای همین است كه حاضریم در صورت نیاز همه چیزمان را فدای رسیدن به آنها و پیمودن راهشان كنیم تا جایی كه خطاب به آنها میگوییم: «بأبی أنتم و أمی» یعنی حاضریم آنچه مربوط به جنبهی زمینی و طبیعی ما میشود، [ صفحه 60] فدا كنیم تا به حقیقت قدسی و الهی و آسمانی خود برسیم؛ یعنی دلبستگی و داشتن رابطهی عاطفی با موجودات و قوم و خویش در دنیا هرگز مانع پرواز به سوی اصل ابدی و والدین حقیقی و خویش اصلی و وطن حقیقی ما نمیشود.رسول اكرم صلی الله علیه و آله كه رحمة للعالمین است در اینباره چنین میفرماید:«لا یؤمن عبد حتی آكون احب الیه من نفسه و یكون عترتی احب الیه من عترته و یكن اهلی احب الیه من اهله و تكون ذاتی احب الیه من ذاته [69] - هیچ بندهای ایمان به خداوند ندارد، تا اینكه من محبوبتر از خودش در نزد او باشم و عترت مرا بیش از عترت خودش و خانوادهام را بیش از خانواده خودش و ذات مرا بیش از ذات خودش دوست داشته باشد.»با توجه به اینكه پیامبر و آل ایشان صلی الله علیه و آله كه همان نفخهی الهی هستند، ذات حقیقی ما هستند، معنای این عبارت كه «ذات مرا بیش از خودش دوست داشته باشد» چنین میشود كه ذات اصلی، قدسی، الهی و آسمانی خود را بیش از ذات فرعی، زمینی، طبیعی و حیوانی خود كه موقتا با او است و با مرگ از او جدا میشود، دوست داشته باشد.و به عبارت دیگر ایمان به خداوند و آخرت و حیات ابدی بدون ترجیح اصل خدایی و ابدی بر اصل زمینی و موقت و طبیعی ممكن نبوده، دروغی بیش نیست.آری آنها اصل و ریشهی ما هستند كه بازگشت همهی ما به سوی آنها و حساب همهی ما با آنها است. ما با اتصال به اصلمان و رسیدن به وطنمان است كه آرامش داریم و خوشبخت هستیم.