حدیث حسینی : اشعارمذهبی ترکی صفحه 214

صفحه 214

اربعین فارسی

اربعین

( فارسی )

برخیز برادر تو ببین چشم ترم را

زینب افسرده دل و اهل حرم را

اینک که رها گشته ام از قید اسارت

خواهم که بگویم به تو داغ سفرم را

گویم به تو من قصه شام و حلب و دیر

آنجا که شکستند به جفا این دو پرم را

در کوفه بریختند به سرم خاک تنوری

آنان که بخوردند نمک آن پدرم را

دیدم به سرنی سر خونین تورا من

بر چوبۀ محمل زدم آن دم که سرم را

از کوفه شدیم عازم آن شام خرابه

آنجا که نمودند شب تار هر سحرم را

ناموس خدا را طلبیدند به کنیزیّه عدو

آهسته بگویم که شکستند کمرم را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه