حدیث حسینی : اشعارمذهبی ترکی صفحه 56

صفحه 56

حضرت زهرا

دلی دارم به سینه بس که غمگین

که باشد دامن اعرابی ننگین

ببرده قصۀ کوچه قرارم

همان روی ضعیف ودست سنگین

چنان زد بر رخ زهرای اطهر

که از سوزش شده رخساره رنگین

بخورده سوی دگر هم روی دیوار

که شد سیمای زهرا همچو سیمین

چو لاله سرنگون مام حسن شد

به خاک آلوده شد آن چادر دین

بنالیدند ملائک از زوایا

بخندید آن عدو آن مرد پر کین

حسن را این چنین گویا صدا زد

که ای بندِ دلم ای یار شیرین

بگیر دستم رویم از کوچه بیرون

که یابد درد سیلی با تو تسکین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه