- مقدّمه 1
- علم پیامبر صلی الله علیه و آله بر آینده خاندان رسالت 3
- سوگواری در هنگام ولادت حسین علیه السلام 12
- سوگواری پیامبر صلی الله علیه و آله نزد دایه حسین علیه السلام 15
- برپایی سوگواری در سالگرد تولد حسین علیه السلام 18
- پیامبر صلی الله علیه و آله و اقامه سوگ حسین علیه السلام در منزل امّ سلمه 22
- اندوه و سوگ پیامبر صلی الله علیه و آله از خبر شهادت حسین علیه السلام 25
- خبر شهادت حسین علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی فرشته باران 27
- عزای شهادت حسین علیه السلام در خانه عایشه 29
- سوگ پیامبر صلی الله علیه و آله در خبر شهادت حسین علیه السلام 31
- سوگ حسین علیه السلام در خانه زینب همسر پیامبر صلی الله علیه و آله 33
- خبر شهادت حسین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله 35
- خبر شهادت و عزای حسین علیه السلام در منزل عایشه 37
- خشم الاهی از شهادت حسین علیه السلام به روایت عایشه 38
- سوگ حسین علیه السلام در خانه پدر 39
- غم سوگ حسین علیه السلام در جمع یاران پیامبر صلی الله علیه و آله 41
- س_وگ خاندان عت_رت علیهم السلام، در بش_ارت به ظه_ور مه_دی (عج) 43
- اشک پیامبر صلی الله علیه و آله در خبر شهادت حسین علیه السلام 45
- یاد سوگ پیامبر صلی الله علیه و آله در کربلای حسین 46
- سوگواری خاتم پیامبران در دهم محرّم 48
- آیا بر سوگ حسین علیه السلام پایانی هست؟ 50
کرده اند.»(1)
یکی دیگر از منابع حدیث «امّ الفضل» کتاب «مقتل حافظ خوارزمی» است، وی به سند خود، از حافظ بیهقی، از حافظ حاکم _ صاحب «المستدرک الصحیح» _ با سند و عبارت حاکم چنین نقل نموده است:
«هنگامی که من (امّ الفضل)، حسین را نزد رسول خدا بردم، حضرت صلی الله علیه و آله او را گرفت و گریه کرد و مرا از کشته شدن وی آگاه کرد.... و فرمود: جبرئیل با جمعی از ملائکه _ در حالی که پرو بال خود را باز کرده بودند _ نازل شدند، و همه از غم حسین گریستند. جبرئیل مشتی از تربت حسین _ که بوی مشک اذفر از آن بر می خاست _ همراه خود آورده بود. جبرئیل خبر کشته شدن حسین را به وسیله کسانی داد که از رحمت خدا و رستگاری دورند و تا پایان روزگار گرفتار اختلاف در دل ها و زبان هایشان می شوند!(2)
1- هم چنین این روایت در کتاب «دلایل النبوه» تألیف «حافظ بیهقی» و کتاب«تاریخ الشام» تألیف حافظ «ابن عساکر» نقل شده است.
2- کتاب «مقتل» تألیف حافظ خوارزمی جلد 1 صفحه 158، 159 و 162. همچنین این حدیث در این منابع نقل شده است: «الفصول المهمه» ابن صباغ، صفحه 154. «الصواعق»، صفحه 115 و در چاپ دیگر،صفحه 190. «الخصائص الکبری»، جلد 2، صفحه 125، از حاکم و بیهقی. «کنز العمّال» جلد 6، صفحه 223.