فلسفه اشک صفحه 14

صفحه 14

دل و دیدگان در آن شناور، بارور و زندگی در آن آب غوطه ور است. اشک آب حیات چشم و دل آدمی است.

مرده دلان صحرادلان اند که در آن سرزمین خشک نه بارانی است و نه لطافت و طراوتی. زنده دلان دریادلان اند، پر از لطافت، حیات، مهر و جنبش و همه اینها به برکت رحمت دل است که چون چشمه سار می جوشد و طراوت می بخشد.

اگر چشمه دل بخشکد، چشمه اشک هم نخواهد جوشید. هرچه دل پر از احساس باشد، چشمه های اشک لبریزتر خواهد بود.

صائب تبریزی می گوید:

دیده زنده دلان اشک فشان می باشد آب از قوت سرچشمه روان می باشد

اشک تنها آب حیات چشم و دل نیست، سلاح چشم و دل نیز هست و چه سلاح قدرتمندی! چشم از ظریف ترین اعضای بدن است که در مسیر بیشترین خطرها قرار دارد و اشک تنها سلاح چشم و دل انسان، نه این دل گوشتی که خون را به بدن می رساند است؛ آن دلی که هم احساسات انسان را مدیریت می کند و هم شریف ترین بخش وجود انسان است که در معرض بیشترین هجوم ها قرار دارد و یکی از مهم ترین ابزار دفاعی و ارتباطی اشک است. بنابراین، اشک نوعی سلاح درونی و بیرونی است که آثار متفاوت جسمی، روحی و مادی دارد. هر کس در مقیاس خود از دو نوع خاص گریه استفاده کرده و بهره می برد و دو گروه هرگز گریه نمی کنند: نخست: کسانی که از چشم بصر محروم شده باشند و چشمی برای گریستن نداشته باشند؛ اینان اشک ندارند امّا گریه دارند.

دوم: کسانی که از چشم بصیرت محروم شده باشند؛ یعنی دلشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه