فلسفه اشک صفحه 30

صفحه 30

است و چنین افرادی از نظر وجدان بشری منفور هستند.

گریه، برگرفته از درک دقیق و فهم عمیق است و شاید برخی چنین گریه ای را به تمسخر بگیرند اما دوراندیشان و دردمندان به چنین درک و گریه ای خواهند رسید.

مولوی می گوید:

حسرت و زاری که در بیماری است

وقتِ بیماری همه بیداری است

پس بدان این اصل را ای اصل جو

هرکه را درد است او برده است بو

هر که او بیدارتر پر دردتر

هرکه او هشیارتر رخ زردتر

گریه غم

غم، احساس کمبود و فقدان چیزی است که برای انسان اهمیت ویژه ای دارد؛ به گونه ای که دلبستگی شدیدی به آن داشته باشد و کمبود آن را جبران ناپذیر بداند. هرقدر آن چیزی که از دست رفته عزیزتر باشد، غم فزون تر خواهد بود.

غم، آتش سرزمین های پر عاطفه و احساس است. در جایی که محبت، علاقه و عشق نباشد، غم هم نخواهد بود.

در خانواده هایی که محبت و علاقه وجود دارد رنج و درد و مرگ یکی از افراد برای دیگران مایه اندوه و غم است.

در خانواده هایی که هیچ محبت و صمیمیتی وجود ندارد، رنج و درد و مرگ کسی برای دیگران غمی به دنبال ندارد. محبت و عشق نیز همانند خنده و گریه از ویژگی های آدمی است که در حیوانات وجود ندارد.

سعدی بسیار زیبا گفته است:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

بر همین اساس روابط خانواده هایی که در آنها محبت وجود ندارد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه