حسین، نوش داروی زمانه صفحه 1

صفحه 1

حسین، نوش داروی زمانه

فاش گویم نوش داروی بشر در دار ماست مرهم درد خلایق در کف صَبّار ماست خلق را چشم و چراغی نیست جز مهر حسین جام او منشور عشق و مکتب ایثار ماست بیرق سرخی که چشمان شَفَق را خیره کرد در ستیغ کربلای خون، عیار یار ماست سرخ رویی بارَد از قاف کریم خط او اندر آفاق تقرب راه او رَهْوار ماست توتیای دیده عشاق، خاک نینواست امت آزاده را لب بر خُم ِ سردار ماست گر محمد (ص) نور افشان است در ملک حضور سرخی رویش ز خون منطق سالار ماست گر زقرآن دیدگان باز است در شهر عمل گرمی بازار آن از مطلع الانوار ماست بر هریمن گو بهارت را خزان گیرد به کام این پیام کربلای معدلت آثار ماست هر جنایت پیشه یک شمر است اندر قتلگه «کُل ُّ اَرْض ٍ کربلا» منظومه اسرار ماست کوفه «تِل ْآویو» و شام فتنه، آمریکای درون خود فلسطین، کربلای روزگار تار ماست مکتب ایثار سرزنده است با خون حسین آن که هر دم یاد رویش دولت قهار ماست یارب آن خورشید اندر پرده را اِبراز کن انتظار مهربانش، دلبر و دلدار ماست

شهیدان

شهیدان لاله باغ امیدند شهیدان عشق های رو سفیدندشهیدان نوبهاران حیاتند طهور ناب صَهبای نَویدندشهیدان در مَنای آفرینش به یاد دوست اندر خون تپیدندشهیدان، شعرِ ایثار و حضورند شهیدان سربداران سعیدندبه حق، چشم انتظار آفتابند شهیدان یار غایب را مریدندبه عشق دلبر غایب ز دیده بسی تیر بلا بر جان خریدندچه خونین بال از گلدسته عشق اذان ِ «اِرْجِعی» از حق شنیدند

دوازده بند به تقلید از اشعار محرم محتشم کاشانی

شورش عشق

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است» باز این چه رستخیز و نشور دمادم است آفاق، دلشکسته و افلاک، بی قرار در سوگ عشق، دیده گیتی پر از نَم است ابر بهار و دیده کهسار، اشکبار گل در چمن فسرده و با ناله همدم است هر سو فروغ سبز تَولّی جوانه زد هر جا شکوه سرخ تبرّی فراهم است اسلام، با زبان محرّم، زبانه زد دین، سرخ رو ز سرخی ِ رویش، در عالم است اقلیم دل، مَطاف حسین است و یاد او آبادی ِ سرای حقیقت، از این غم است اشک عزای او سند سوز و بندگی است بر قلب پاک فاطمه، زین سوگ، مرهم است پاینده باد منطق خون تو ای «حسین» باطل، هماره، خوار و زبون ِ تو ای «حسین»

رهنمودهای کربلا

بگشای دیده بر خط ِ کرب و بلای عشق برخوان، پیام دفتر «قالُوا بَلای» عشق بنگر چه ها نوشت حسین در کتاب خون برخوان، فصول روح فزای وفای عشق دیباچه سعادت نوع بشر بُوَد منشورِ سرخ ِ مکتب ِ ایمان فزای عشق سرچشمه نسیم حیات است یاد او حق، جلوه گر، ز عرصه سرخ منای عشق درس شهادت و شرف و عزت و وفا ایثار و مهر، زمزمه آیه های عشق بانگ نماز و بندگی ِ عاشقانه اش تقوا تراوَد از رخ گلدسته های عشق درس حلال خواری و پرهیز از حرام صدق و عدالت است نوای ِ ندای عشق جز یاد دوست، نیست در اوراق این کتاب برخوان، صحیفه های گران بار آفتاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه