با کاروان عشق 2 صفحه 123

صفحه 123

يكسر ز جان و مال در آن گير و دار عشق

مرگ از قفا روان و اجل پيشتاز او

بگرفت از عذار شريفش غبار عشق

پرسيد ز اهلِ باديه از نام آن زمين

گفتند كربلا بود اي شهريار عشق

بشنيد نام كرب و بلا را چو شاه دين

گفتا رسيد منزل مقصود بار عشق

اعوان بي مثال من اين وعده‌گاه ماست

بر پا كنيد خيمه‌ي پر افتخار عشق

شب عاشورا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه