با کاروان عشق 2 صفحه 129

صفحه 129

علي را در غديرِ خم نبي بگرفت رويِ دست

ولي من رويِ دست خود عليِّ اصغر آوردم

علي انگشترِ خود را به سائل داد امّا من

برايِ ساربان انگشت با انگشتر آوردم

براي آن كه قرآنت نگردد پايمالِ خصم

براي سمِّ مركب‌ها خدايا! پيكر آوردم

براي آن كه همدردي كنم با مادرم زهرا

براي خوردن‌ِ سيلي سه ساله دختر آوردم

اگر با كشتن‌ِ من، دين‌ِ تو جاويد مي‌گردد

براي خنجرِ شمرِ ستمگر، حنجر آوردم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه