با کاروان عشق 2 صفحه 139

صفحه 139

آه از آن روز كه آن خصمِ لعين

چكمه‌پوش آمد و شد صدرنشين

آه از آن روز كه از او جان رفت

بدنش زيرِ سمِ اسبان رفت

آه از آن روز كه با حالِ شگفت

زينب از حنجرِ او بوسه گرفت

روضه

ز بس كه نيزه نشسته به جسمِ پر پرِ تو

ورق ورق شده در قتلگاه، دفترِ تو

چقدر نيزه‌شكسته كنارت افتاده؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه