با کاروان عشق 2 صفحه 144

صفحه 144

با همان دستي كه زهرا را زدند

در كنارِ جسم تو، ما را زدند

شعر از سَيِّد هاشم وفايي

صبح اميد

خواهر! برو كه كارِ حسينت تمام شد

خواهر! برو كه صبحِ اميد تو شام شد

خواهر! برو كه طايرِ روحم ز سر شده

بس نوكِ نيزه بر جگرم، كارگر شده

خواهر! برو مدار دگر انتظارِ من

خواهر! برو كه نوكِ سنان ساخت كارِ من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه