با کاروان عشق 2 صفحه 146

صفحه 146

تن‌ِ مطهّر او را ز خاك بردارد

سه روز آن تن‌ِ مجروح ماند روي زمين

هنوز فاطمه زين غم به دل، شرر دارد

تنش به خاك و سرش بر سنان روانه به شام

نهالِ عشق مگر غير از اين ثمر دارد

اشك چشم

آيم به قتلگاه كه پيدا كنم تو را

امشب، وداعِ هجرتِ فردا كنم تو را

جويم تو را قدم به قدم بين‌ِ كشتگان

با شوق و اضطراب تمنّا كنم تو را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه